نمیشود کارهای کارلوس کیروش و اثراتی که بر فوتبال ایران میگذارد را ندید. یعنی هرچقدر هم که قرار باشد نسبت به سرمربی پرتغالی تیم ملی و رفتار اثرگذارش بیتوجه باشیم باز هم در بزنگاهها و اتفاقات مهم نقش کلیدی او را میبینیم. وقتی او به ایران آمد تیم ملی ایران در رنکینگ تیم چهارم و در مسابقات مقدماتی جامجهانی تیم پنجم آسیا شده بود. تیمی که زیر نظر کیروش حالا چهار سال است در فوتبال آسیا آقایی میکند و کمکم ستارههای جوانش رشد میکنند و خود را بالا میکشند. تاثیرات غیرفنی کیروش بر فوتبال ایران چندان معلوم نیست. شاید به این دلیل که زیاد در موردش نوشته نشده و یا حتی زیاد دیده نشده که کسی درباره آن بنویسد. یکی از همین اثرات را هفته گذشته تجربه کردیم. جدال پرسروصدای سرمربی استقلال با دروازهبانش چیزی نبود که بدون حضور کیروش بشود در فوتبال ایران آن را تجربه کرد. مهدی رحمتی از بعد فنی بدون شک دروازهبان بیهمتایی است. دروازهبانی که اگر استقلال همین رتبه هفتم را دارد به لطف واکنشها و تصمیمگیریهای درست او در طول نیمفصل بوده است. با این همه منصوریان در دیداری حیاتی و مهم او را روی نیمکت گذاشت. دیدار مقابل سپاهانی که گفته میشد شکست در این دیدار بهمنزله حذف منصوریان از روی نیمکت استقلال خواهد بود. منصوریان رحمتی را کنار گذاشت و به دروازهبانی چون حسینی اعتماد کرد که همه میدانستند کیفیتش حتی به اندازه نیمی از کیفیت فنی رحمتی هم نیست. سرمربی استقلال در یک بازه زمانی بسیار مهم و در نقطهای حساس تصمیم گرفت نظم را در تیمش در اولویت بگذارد و تصمیمش را اجرا کرد. علیرضا منصوریان متد کیروش را در استقلال پیاده کرد و جواب گرفت. این یک اتفاق خوب برای فوتبال ایران است. حالا شاید در پرسپولیس هنوز ستارهها اینقدر قدرت دارند که بروند و برگردند و بهزور تماشاگران به ترکیب اصلی هم برسند اما در حال حاضر که استقلال شرایط بسیار متفاوتی دارد. منصوریان در مسیر کیروش با بازیکنسالاری در تیمش برخورد کرده، کاری که حتی قلعهنویی هم در دوره حضورش در استقلال انجام نداده بود. این همان اثر پروانهای سرمربی تیم ملی است که امید داریم به همه جای فوتبال ایران گسترش پیدا کند.