printlogo


حکایت زمستانی / نویسنده: ویلیام شکسپیر / ترجمه فؤاد نظیری / نشر ثالث
نمایشنامه‌ای برای زمستان

اگر اهل شعر و ادبیات و به‌ویژه ادبیات نمایشی هستید، احتمالا از خواندن «حکایت زمستانی» ویلیام شکسپیر لذت می‌برید. مخصوصا که امسال ترجمه‌ای خواندنی از این کتاب در نشر ثالث به چاپ رسیده که مترجم آن فؤاد نظیری است. با مطالعه این ترجمه نه‌فقط لذت شکسپیرخوانی که لذت خواندن یک نثر فارسی هنرمندانه را هم تجربه خواهید کرد. نظیری در ترجمه این نمایشنامه شکسپیر از میراث ادبیات کلاسیک ایران بسیار درست و به‌جا بهره برده است. خواندن نثر این ترجمه البته شاید ابتدا کمی دشوار باشد اما اگر قدری دندان روی جگر بگذارید و روی آن متمرکز شوید لذتش را خواهید چشید. یکی از ویژگی‌های این ترجمه مهارت مترجم در استفاده از وزن عروضی است. جاهایی از متن می‌بینیم که کلام منظوم و آهنگین می‌شود و این اتفاق به نحوی می‌افتد که اصلا توی ذوق نمی‌زند و چندان به چشم نمی‌آید. اما جدا از ترجمه، خود اثر هم بسیار خواندنی است. اثری که هم مفرح است و هم تراژیک و مثل همه دیگر آثار شکسپیر بزرگ، انسان را با همه پیچیدگی‌ها و سرگشتگی‌ها و درماندگی‌ها و وجوه ضدونقیضش روی صحنه نمایش می‌آورد. در توضیح پشت جلد ترجمه فارسی این کتاب درباره آن چنین می‌خوانیم: «حکایت زمستانی، برای نقل در پای گرمای آتش در شب‌های تاریک و طولانی و سرد زمستان قصه‌ای مناسب دارد. شکسپیر در این اثر به اعجاز قلم سحرانگیز خویش، یک تراژدی هولناک و فاجعه‌بار را به کمدی شاد و دل‌انگیز بدل می‌کند.» فؤاد نظیری در مقدمه‌ای که بر ترجمه‌اش از این نمایشنامه نوشته می‌گوید که «این نمایشنامه که توسط شکسپیر به سال 1611 نوشته شده و به اجرا درآمده است، میان آثار او در ژانر کمدی جای دارد. اما اگر نبود چگونگی پایان‌بندی نمایش و سیر سرنوشت آدم‌های آن که در پرده‌های چهارم و پنجم به‌مرور روشن‌تر و شادتر و طنزآمیزتر، و به فرجام ختم به خیروخوشی می‌شود، می‌توانست به اعتبار سه پرده نخست، سوگ‌نمایشی باشد دوشادوش تراژدی سترگ و اندوه‌بارِ اُتللو.» در پایان کتاب واژه‌نامه‌ای هم هست حاوی معنی برخی لغات فارسی استفاده‌شده در متن، که ممکن است برای خواننده امروزی دشوار باشد.