
کلاسیکخوانهای قهار حتما نام «یادداشتهای زیرزمینی» را شنیدهاند، گرچه شاید این اثر داستایوفسکی در قیاس با رمانهایی مثل «جنایت و مکافات» و «ابله» و «برادران کارامازوف» کمتر به گوش مخاطبان غیرمتخصص ادبیات خورده باشد. «یادداشتهای زیرزمینی» برخلاف رمانهایی که نامشان آمد اثر چندان قطوری نیست، اما بدون شک یکی از مهمترین آثار داستایوفسکی است. داستایوفسکی در این داستان بلند شخصیتی را خلق کرده که از شخصیتهای نمونه ادبیات داستانی و از پیشقراولان شخصیتهای داستانی ادبیات مدرن است. راوی این رمان مردی است لهشده که از اعماق، از تاریکترین جای شهر، با مخاطب خود سخن میگوید. او شخصیتی است که حین پرسه زدن در سنپترزبورگ - شهر مدرنی که پترکبیر بنیانگذار آن است - عزتنفسش زیر پا له شده و ذهنش مدام با این موضوع کلنجار میرود. یادداشتهای زیرزمینی طنزی سیاه دارد و چندان هم در قید طرح و توطئه و دیگر قواعد قصهپردازی نیست اما در عین حال بسیار جذاب است و خواننده را با خود به هزارتوهای تاریک ذهنی آسیبدیده میبرد. ذهنی که خاطره تحقیر را با خود حمل میکند. این رمان از آن دست رمانهایی است که مورد توجه منتقدان و مفسران زیادی بوده است. تزوتان تودوروف، منتقد و نظریهپرداز مشهور ادبی، در کتاب «بوطیقای نثر» فصلی را به این داستان اختصاص داده است. همچنین مارشال برمن در کتاب «تجربه مدرنیته» اشارههای جالبی به آن کرده و به این داستان و انسانی که داستایوفسکی در آن خلق کرده است، از منظری سیاسی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی نگاه کرده و او را در پیوند تنگاتنگ با پیدایش شهر مدرن سنپترزبورگ دیده و تفسیر کرده است. خلاصه، انسان زیرزمینی قصه داستایوفسکی یکی از راویان فراموشنشدنی تاریخ ادبیات است. «یادداشتهای زیرزمینی» را اولین بار رحمت الهی که از دوستان صادق هدایت بود به فارسی ترجمه کرد. اکنون اما انتشارات علمی و فرهنگی ترجمهای تازه از این داستان منتشر کرده است. این ترجمه مستقیم از روی متن روسی انجام شده و مترجم آن حمیدرضا آتشبرآب است. از ویژگیهای این ترجمه جدید الحاق چهارده تفسیر به آن است. جالب اینکه ترجمه رحمت الهی از این اثر را هم انتشارات علمی و فرهنگی تجدید چاپ کرده بود.