
کاظم به خاطر فشار زیاد ناشی از بیکاری به پیشنهاد دوستش، که مهندس شیمی یکی از دانشگاههای آزاد کشور است، عازم عسلویه شد تا در یک شرکت گازی کاری دستوپا کند. کاظم تجربه کار در یک شرکت تولید سیمان در اطراف بیضا را داشت. پیشتر به همراه پدرش کشاورزی میکرد، اما کمآبی سبب شد برنجکاری در زمینهای آبگیر ممسنی را رها کند. زندگی آنها به مشکل خورد و البته با قوانینی نیز درگیر شد که کار در مزرعه بهصرفه نباشد. البته کمآبی مسئله مهمی برای بسیاری از مردم کشور شده است. بیشک کشاورزان زیادی به دلیل منع حفر چاه به خاطر افت سفرههای زیرزمینی مجبور به تغییر شغل و حتی مهاجرت خواهند شد. کاظم کارگر یک شرکت گاز در عسلویه شد. ماهی 800 هزار تومان حقوق کفاف زندگیاش را نمیداد، اما به خاطر اینکه بیکار نباشد کار کرد. درنهایت هوای آلوده و البته گرم در سه فصل سال او را تبدیل به بیماری کرد که حالا روی دست خانوادهاش خوابیده است. کاظم دچار حساسیت و بعد هم نارسایی ریه شد و درنهایت بعد از دو سال مدارا مجبور به ترک کارگاه عسلویه شد. دمای هوا در نیمی از سال تقریبا بالای 50 درجه است. کارگران در محیطی که از انواع آلایندهها انباشته است تنفس میکنند. دوری از خانواده و نبود خدمات سلامت، درمان و البته روانشناسی کافی در کنار ضعف مواد غذایی و بسیاری موارد دیگر زندگی و کار را برای بسیاری از کارگران طاقتفرسا کرده است. کاظم، کارگر ساده و غیرمتخصص، با وجود شرایط غیرقابلتحمل کار به خاطر اینکه بیکار نباشد، دو سال کار طاقتفرسا کرد تا عاقبت مشکل ریهاش او را خانهنشین کرد. حالا صدها کارگر با شرایط سخت کار میکنند چراکه چارهای جز دریافت حقوق حداقلی ندارند. پیمانکاران با وجود دولتی بودن پروژههای گاز بسیاری از حقوق کارگران را نادیده میگیرند، اما آن سوی ماجرا نیز جای تامل دارد، اینکه کارگران به دلیل نیاز به حداقل درآمد مجبورند در شرایط سخت کار کنند، با این حال پیمانکاران مختلف نیز گاهی به خاطر مسائل انسانی و ترحم از کارگران غیرمتخصص استفاده میکنند که در بسیاری مواقع جز حقوق حداقلی، خدمات دیگری از جمله بیمه و خدمات درمانی دریافت نمیکنند. پیشتر کمیسیون اجتماعی مجلس به وضعیت نامعلوم مطالبات صنفی گروهی از کارگران پیمانی شاغل در منطقه عسلویه واکنش نشان داد. شکایات و انتقادات کارگران و خانواده آنها از نهادهای مرتبط راه به جایی نبرده و به گفته کارشناسان و فعالان کارگری دستگاههایی مثل وزارت کار، مسئولان منطقه پارس جنوبی و بهویژه نمایندگان مجلس در آن منطقه باید حسب وظایف قانونی به موضوع وارد شوند و به درخواست کارگران معترضی که مدعی برآورده نشدن مطالبات خود هستند رسیدگی کنند. حالا کاظم که سرخورده و بیمار و درنهایت بیکار شده است، به موضوعات دیگری مثل نبود تشکلهای کارگری فکر میکند، اینکه نمیتواند خواستههایش را به گوش کسی برساند. حرفی که البته سالهاست از سوی فعالان کارگری فریاد زده میشود که در صورت نبود تشکلهای کارگری حقوق کارگران در بسیاری از مواقع به یغما میرود.