شغل پرستاری از جمله مشاغل مقدسی است که مرتبه معنوی و روحانی بالایی دارد. نقلقولی از مرحوم علامه طباطبایی وجود دارد که ایشان میفرمایند: «حاضرم ثواب 70 سال عبادتم را با یک شب پرستاری از بیمار معاوضه کنم.» همچنین در روایت دیگری داریم که هرکسی جان انسانی را نجات دهد، جان همه مردمان دنیا را نجات داده است. مجموع این اظهارنظرهای معنوی نشان از قداست شغل پرستاری دارد و اینکه این شغل تا چه حد از منظر معنوی جایگاه برجستهای دارد.
اما جدا از جایگاه معنوی و برجسته شغل پرستاری، پرستار در میدان عمل هم نقش بهسزایی دارد و در نبودش کار پزشک معطل میماند. پرستار یک نیروی حیاتی برای مراکز درمانی است که دلسوز بیمار است و بیشتر از همه اعضای کادر درمان، پای درددل بیمار مینشیند.
با وجود چنین جایگاه حیاتی، شاهد هستیم که تاکنون نتوانستهایم عدالت در پرداختیها را آنگونه که باید و شاید در مشاغل مرتبط با نظام سلامت برقرار کنیم. از منظر علمی، باید ابتدا نقش هر نیرو در بسته خدمات درمانی تعریف شود و متناسب با خدمتی که نیرو ارائه میدهد، حقوق و دستمزدش تعیین شود، اما در کشور ما چنین تعریف دقیقی از فعالیت ارائهدهندگان خدمات نظام سلامت وجود ندارد. مثلا گاهی شاهد هستیم که برای خاموش کردن اعتراض برخی گروههای شاغل در نظام سلامت، دستمزدهای آنها بالاتر میرود، اما برای گروه دیگری که اعتراض نکردهاند و یا اعتراضشان به جایی نرسیده، افزایش دستمزدها دیده نمیشود. در حالی که باید بدون توجه به اعتراضها، فرآیندی علمی و عادلانه تعریف کنیم تا هر گروه از ارائهدهندگان خدمات درمانی بهحق و حقوق قانونیشان برسند.
شرایط فعلی باعث شده بین صنفهای مختلف در نظام سلامت، رقابتی اقتصادی ایجاد شود و هرگروه تلاش کند به هر نحوی که شده منابع بیشتری را از نظام سلامت به گروه خود اختصاص دهد. این رقابت اقتصادی، آرامش مشاغل مختلف در حوزه نظام سلامت را به هم میزند و دود آن در نهایت به چشم مردم و بیماران خواهد رفت. در چنین اوضاع و احوالی که تعریف درست و علمی از خدمات مشاغل مختلف در نظام سلامت مطرح نشده است، بسیاری از پرستاران نسبت به دریافتیهایشان گلایهمندند. فقط عشق و علاقه به خدمت است که بسیاری از پرستاران فعلی را سر پا نگه میدارد، وگرنه میزان پرداختیها به پرستاران بهتنهایی نمیتواند عامل ماندگاری آنها در مراکز درمانی باشد. بهخصوص اگر پرستار یا پزشک عمومی بخواهد درآمدش را با درآمدهای سنگین برخی پزشکان متخصص و فوقتخصص مقایسه کند، انگیزه کار کردن از او گرفته خواهد شد.
به همین دلایل است که معتقدیم نباید فقط در روز پرستار به مشکلات این گروه خدوم توجه شود و پس از روز پرستار مشکلات آنها به فراموشی سپرده شود، بلکه لازم است در فرآیندی علمی و مستمر، مشکلات شغل پرستاری در ایران موشکافی شود و برای آنها راهحلهای منطقی پیدا کنیم.
به طور مثال، هماکنون شاهد هستیم که قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری حدود هشت سال است که قابلیت اجرایی پیدا نکرده است، در حالی که انتظار میرود قوانین مصوب مجلس بیکموکاست اجرا شود. برای اجرایی شدن این قانون و رفع بسیاری از مشکلات پرستاران، باید تعامل مثبتی بین وزارت بهداشت، دولت و مجلس اتفاق بیفتد تا مشکلات این صنف به دور از هیاهو و حاشیه و در فضایی کارشناسی و علمی مرتفع شود. تنها در صورتی که دولت و مجلس پاسخگو باشند و با همکاری هم تلاش کنند تا مشکلات پرستاران حل شود، میتوان به آینده شغل پرستاری در ایران امیدوارتر بود.
واقعا برای بسیاری از کارشناسان نظام سلامت این سوال پیش آمده که چطور میشود هم کمبود پرستار داشته باشیم و هم هزاران پرستار ایرانی بیکار باشند؟ این دو مسئله کاملا با همدیگر در تضاد و تناقض است. کتمان مشکلات و یا توجیه آن نمیتواند باری از دوش پرستاران ایرانی بردارد، بلکه باید با صداقت تمام ابتدا مشکلات را بپذیریم و سپس در پی رفع آنها برآییم.