بعد از اجرایی شدن برجام و شکلگیری روندی جدید در عرصه اقتصادی کشور، در روزهای اخیر شاهد برخی اخبار مبنی بر بازگشت برخی محصولات ایرانی به بازارهای سنتی هستیم. مثلا اینکه زعفران و فرش به آمریکا صادر شده یا اینکه بخشی از سهم ما از بازار نفت اروپا پس گرفته شده است. حالا سوال این است: آیا این اخبار بهغایت خوشحالکننده به معنی بازپسگیری بازارهای سنتی ماست؟ از نظر نگارنده پاسخ به این سوال بسیار مهم است. همه فعالان و آگاهان اقتصادی میدانند که در دنیای رقابتی امروز به دست آوردن و مهمتر از آن حفظ یک بازار به چه مکانیزمها و مولفههای مهمی نیاز دارد. یکی از مهمترین این مکانیزمها امکانسنجی است.
ما نباید دچار خیالبافی در مورد ظرفیتهای خودمان در حوزههای مختلف شویم؛ به این معنا که باید ابتدا تحلیلی از وضعیت موجود داشته باشیم و ببینیم دارای چه قابلیتها و توانمندیهایی هستیم و بیهوده خیالبافی نکنیم. باید بدانیم در دنیای امروز با توجه به اینکه صنایع در بازارهای مختلف پیشرو شدهاند چقدر میتوانیم با آنها رقابت کنیم. زمانی که تصویری روشن از قابلیتها، منابع و حتی نیروهای انسانی به دست آوردیم میتوانیم براساس شناخت برای بازار برنامهریزی کنیم.
مولفه دومی که برای بازپسگیری بازارهای سنتی و حتی ایجاد بازارهای جدید نقش اساسی دارد تکنولوژی و تجهیزات است. دنیای امروز دنیای فناوری است و تولید در هر رشته و حوزهای بدون استفاده از این فناوریها صرفه اقتصادی نخواهد داشت. ما برای حفظ بازارها نیازمند مزیت رقابتی هستیم و این مزیتهای رقابتی تنها در سایه بهرهگیری از تکنولوژیها و دانش روز به دست میآید. اما مولفه مهمتری که در این میان باید به صورت جدی مورد توجه متصدیان قرار بگیرد نیاز به ایجاد مهارت و مهارتآموزی است.
متاسفانه در حال حاضر فارغالتحصیلان ما در رشتههای مختلف دانشگاهی به معنی واقعی فارغالتحصیل نیستند؛ به این معنا که در رشتههایی که درس خواندهاند صاحب مهارت نشدهاند و نمیتوانند از آن در بازار کار استفاده کنند.
ما قبلا فرهنگ استاد و شاگردی داشتیم که در حال حاضر نوع پیشرفتهتر آن در دنیا اعمال میشود. به نظر میرسد نیاز داریم نیروی کاری خود را برای یادگیری از این طریق به کشورهای دیگر اعزام کنیم. بهرهوری نیروی کار در ایران بهشدت پایین است و ما اگر میخواهیم در حفظ بازارهای سنتی و ایجاد بازارهای جدید موفق عمل کنیم چارهای جز افزایش بهرهوری نداریم. بنابراین برای پاسخ به این سوال که آیا ما در مسیر بازپسگیری بازارهای سنتی خود قرار گرفتهایم یا نه، باید گفت که شرایط این کار فراهم شده و با توجه به سابقه قبلی ما در برخی از این بازارها استقبالهایی هم وجود دارد، اما برای حفظ این بازارها و ایجاد بازارهای جدید به نوعی اصلاح ساختاری و بهبود وضعیت نیاز داریم.
در این مورد که آیا این اتفاق تاثیری بر اشتغال و تولید و مهمتر از آن امنیت کشور دارد، مشخص است که پاسخ مثبت است.
تقویت حضور کالاهای ایرانی در بازارهای خارجی به معنی افزایش صادرات و ایجاد بازارهای جدید است که این مسئله میتواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر افزایش توان اشتغالزایی در داخل تاثیر داشته باشد. در حوزه امنیت هم این نظریهای شناختهشده در دنیاست. هرچقدر مراودات و ارتباطات ما با کشورهای دیگر افزایش یابد، قدرت تاثیرگذاری و چانهزنی ما در همه عرصهها افزایش خواهد یافت که این تولید امنیت میکند.
از طرف دیگر افزایش تولید داخلی باعث کاهش معضلاتی مانند بیکاری و فقر میشود و این هم خود منشا تولید امنیت است. به طور خلاصه میتوان گفت با اجرایی شدن برجام، مسیر توسعه کشور هموار شده است. اما نه به این معنا که رفع تحریمها بهتنهایی میتواند برای کشور ما توسعه به همراه بیاورد.
از این به بعد همهچیز به میزان همت همه فعالان و تصمیمگیران و تصمیمسازان بستگی دارد که کشور را در این مسیر هدایت کنند. پایداری در همه عرصههای تصمیمگیری یکی از مهمترین نیازهای پسابرجام است و حضور پیوسته و پایدار در بازارهای منطقهای و جهانی عاملی مهم برای رشد صنعت و تولید و اقتصاد کشورمان است و این مهم بیش از هر مولفه دیگری برای ما تولید امنیت میکند.