استقلال مظلومی آنقدرها که باید، تحویل گرفته نمیشود. تیمی که با یکسری جوان بیادعا موفق شده مدت مدیدی صدرنشین باشد و اگر بتواند با همین شیب حرکت کند قهرمان هم خواهد شد. با این همه، انتقاد و غرغر پشت سر استقلال زیاد است؛ چه سکوهایی که گاه و بیگاه علیه تیمشان شعار میدهند، چه پیشکسوتانی که به شیوه بازی تیم ایراد میگیرند و چه کارشناسانی که فکر میکنند استقلال صدرنشین نمیماند. این بیاعتمادیها به خاطر چیست؟ چرا کسی به صدرنشین احترام نمیگذارد؟ به نظر میرسد چند دلیل برای این مسئله وجود داشته باشد.
دشمن بزرگ، صدرنشینی
شاید بزرگترین دشمن استقلال همین برتریاش در نتیجهگیری باشد. استقلالیها از ابتدای فصل با نتایج خوب صدرنشین شدند. مدت طولانی صدرنشینی استقلال در هفتههای حساس این انتظار را ایجاد میکرد که تیم آبیپوش فاصله بگیرد و بالا برود، اما در اصل این اتفاق نیفتاد. به همین دلیل ساده استقلالی که در آغاز فصل با تغییرات زیاد و با وعده کسب سهمیه وارد لیگ برتر شده بود حالا به بازیای وارد شده که حتی وقتی قهرمان شود هم کار خاصی نکرده. برای این تیم یک هفته از دست دادن صدرنشینی مساوی است با اعتراض. در حالی که مثلا تیم رقیب کل فصل را پایین جدول بوده و حالا خود را بالا کشیده. طبق این قوانین پرسپولیس اگر سهمیه هم بگیرد موفق بوده است. اما استقلال فقط باید قهرمان شود.
ما برزیل هستیم
انتظار و توقعات از استقلال بالاست. به نظر میرسد هواداران این تیم هم نقش عمدهای در این زمینه دارند. آبیها نتیجه میگیرند و هیچچیز از این مهمتر نیست، اما مدام بازیهایشان با پرسپولیس یا ذوبآهن مقایسه میشود. منطق هوادارانی که به تیمشان معترضاند منطق هواداران برزیل است. آنها میگویند اگر گل میزنیم و برنده میشویم، باید حتما بازی زیبایی هم برگزار کنیم و... که این توقعی بیجاست. استقلال با همین بازی، که به زیبا نبودن متهم میشود، صدرنشین است و اگر قهرمان هم نشود هیچ جایی نمینویسند بازیشان زیبا بوده یا نبوده.
ستارهای در دروازه
صدرنشینی و بالانشینی ستاره میخواهد. ستاره استقلال هم درون دروازهاش است. مهدی رحمتی در هر بازی میتواند یکتنه چندین موقعیت را نجات دهد و در بازی همین هفته نقش مهمی در پیروزی استقلال داشت. او یک پنالتی گرفت و سبب اخراج بازیکن تیم حریف شد. اما داشتن یک ستاره درون دروازه به لذت بخشی داشتن ستاره در خط حمله نیست. همانطور که مهاجمان در فوتبال محبوبترند داشتن ستاره گلزن هم همیشه دوستداشتنیتر است. اصلا وقتی ستاره درون دروازه باشد بار انتقادها هم زیاد میشود که اینقدر تیم ضعیف بازی کرده که دروازهبان مجبور شده جور همه را بکشد.
سرمربی و بیاعتمادی
پرویز مظلومی آدم کاریزماتیکی نیست. هوادارانی که در دورههای گذشته سرمربیگری ناصر حجازی و امیر قلعهنویی را تجربه کردهاند طبیعی است که خیلی به سرمربیشان اعتماد نداشته باشند. سرمربیای که پیشتر هم تجربه صدرنشینی طولانی و از دست دادن قهرمانی را داشته. به نظر میرسد غرغروها پیشبینی کردهاند که استقلال با مظلومی موفق نمیشود و به همین دلیل منتظرند حرفشان ثابت شود؛ آنها بعد از هر امتیازی که از دست میرود همینطور غر خواهند زد.
شانس و زیبایی فوتبال
استقلال همانقدر که تیم خوششانسی است زشت هم بازی میکند؛ زشت در برابر بازی پرسپولیس. این اعتراف مجید صالح است در برنامهای تلویزیونی. اما برای قهرمانی در لیگ برتر امتیاز لازم است و برای کسب امتیاز، شانس موثرتر از بازی زیبا عمل میکند. اینکه در هر بازی آمار شوت به دروازه استقلال کمتر از گلهای زدهاش باشد هیچ اهمیتی ندارد، آبیها به آنچه میخواهند میرسند و همین مهم است. مهمتر از همه اینکه قهرمان به شانس هم نیاز دارد که آبیها دارند. استقلال شانس اول قهرمانی است و هر هفته با نتیجههایی که میگیرد به آن نزدیکتر میشود، اما اتمسفر اطراف تیم خوب نیست. اتمسفری که میتواند به قهرمانی آبیها ضربه بزند.