printlogo


گفت‌وگو با مصطفی رناسی، کارآفرین نمونه اصفهانی
کارآفرینی، خطرپذیری می‌خواهد
فاطمه علی اصغر

صدایش زنگ زندگی و شور سازندگی دارد: «وقتی یک‌بار کاری در دنیا انجام شده، پس من هم می‌توانم انجام دهم.» در چهل‌سالگی کارخانه‌اش را با سه چهار کارگر راه می‌اندازد: «الگوی من در زندگی الله‌وردی‌ خان است، مردی که سی‌وسه‌پل را ساخت.» پس او هم دست‌به‌کار می‌شود و قطعات سنگینی را که پیش‌تر در ایران تولید نمی‌شد راهی بازار می‌کند. مصطفی رناسی حالا کارآفرین برتر اصفهان است. او از زمانی که خودش را شناخت، کار کرد. حالا در 60 سالگی به‌تازگی فوق‌لیسانسش را گرفته و برای دکتری آماده می‌شود. در طول زندگی‌اش دستاوردهای بسیاری داشته تا توانسته در زمره کارآفرینان برجسته اصفهان شناخته شود. او تولید و صادرات فندرهای مهم‌ترین آبراه جهانی، کانال پاناما را در کارنامه خود دارد. تکنولوژی ساخت فندر را به کشور چین داده و تکنولوژی ساخت سد لاستیکی را از آن کشور دریافت کرده است. عضو شورای عالی جشنواره کارآفرینی شیخ بهایی، عضو شورای عالی راهبردی فن‌آوری‌های نوین استان اصفهان، و عضو هیئت امنای مجمع خیرین مدرسه‌ساز استان اصفهان است. او جایزه «ابتکار صنعت» را از چهاردهمین جشنواره بین‌المللی خوارزمی دریافت کرده است.
 
 تابستان‌های کار
«درحقیقت از تابستان ششم ابتدایی کارم را آغاز کردم؛ در کارخانه گزسازی. علاوه بر آن تدریس خصوصی هم می‌کردم. دوازده سیزده‌ساله بودم. گاهی شاگردهایم از من بزرگ‌تر بودند اما از همان موقع در اتاقی مشخص چون آموزگاری کارآزموده پذیرایی می‌شدم. ساعتی چهار تومان برای تدریس خصوصی می‌گرفتم.» رناسی روزهای کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش را زیر ذره‌بین می‌گذارد. روزهای گذشته چون امروز درشت و واضح می‌شوند و او تعریف می‌کند: «سرانجام در دانشگاه امیرکبیر در رشته پلی‌تکنیک شیمی قبول شدم، اما چون مهندس شیمی آن زمان در ایران شناخته‌شده نبود و با شیمیدان اشتباه می‌شد و بازار کار نداشت، دوباره کنکور دادم و این‌بار مهندسی مکانیک قبول شدم.»
سختی‌های زندگی او کم نبوده، اما زبانش به تلخی‌ها باز نمی‌شود و گله‌گزاری از زمانه نمی‌کند: «تنها هزار تومان برای ثبت‌نام داشتم. از دانشگاه خواستم این پول را نگیرد تا آن را خرج چند ماه اول زندگی‌ام در تهران کنم. به هر حال خانواده‌ام نمی‌توانستند پول بیشتری به من بدهند.» بنابراین او دوباره به تدریس خصوصی رو می‌آورد. «20 ساعت در ماه تدریس می‌کردم. ماهیانه هزار تا هزار و 500 تومان درآمد داشتم. مستقل زندگی می‌کردم و همه هزینه‌ها با خودم بود.» پویایی و درایت او در سخت‌ترین لحظه‌های زندگی به یاری‌اش آمد. «سال آخر دانشگاه با یک تور سه‌ماهه برای کارآموزی به انگلستان رفتم. این دوره تجربه بسیار خوبی برای من بود.»
 
 دوران تجربه‌اندوزی
رناسی فعالیت کاری‌اش در رشته مهندسی مکانیک را از شرکت گسترش و نوسازی صنایع ایران آغاز می‌کند: «اوایل انقلاب بود، بسیاری از کارخانه‌ها از کار مانده بودند و نیاز به مونتاژ داشتند. بنابراین شروع به راه‌اندازی کارخانه‌ها کردیم. سال 72 در شرکت ایران آروین مشغول به کار شدم.» مدیریت پروژه‌های نصب و راه‌اندازی واحد فولادسازی فولاد مبارکه، خط 42 اینچ انتقال گاز آغار و دالان، نصب و راه‌اندازی تصفیه‌خانه‌های آب و فاضلاب صنایع دفاع زرین شهر واحد نیترو سلولز- پخت باروت صنایع دفاع پارچین، واحد اکستروژن، صنایع مس شهید باهنر و تجهیزات تست صنایع هلیکوپترسازی «پنها» از دیگر پروژه‌های موفق رناسی به شمار می‌رود.
این روند کاری رناسی ادامه دارد تا اینکه به 40سالگی می‌رسد و تصمیم می‌گیرد برای خودش کار کند: «با اجرای پروژه‌های مختلف، اعتمادبه‌نفس بالایی پیدا کرده بودم. اگر کاری در دنیا انجام شده، چرا من نتوانم انجامش دهم؟» با اعتمادبه‌نفس بسیار و ایمان به عملکرد خود آستین‌ها را بالا می‌زند و کارخانه کوچک لاستیک‌سازی‌اش را راه می‌اندازد. این کارخانه ابتدا 1500 متر زمین داشت. 300 متر سالن و دو سه نفر کارگر: «این در حالی بود که من قبلا در جاهایی کار می‌کردم که حدود 850 پرسنل و چندین دفتر داشتم، اما وقتی کارخانه خودم را راه‌اندازی کردم تنها خودم بودم و خودم. مدیرعامل خودم بودم و چای هم خودم تهیه می‌کردم. به طوری که یکی از کارگرهای قبلی وقتی آمده بود دفتر برای من گریه کرد. فکر می‌کرد ورشکست شده‌ام، اما من می‌دانستم چه راهی را می‌روم. می‌خواستم از صفر شروع کنم.»
او ایده‌های بسیار دارد. بازار را ارزیابی کرده و حالا با برنامه این ایده‌ها را اجرایی می‌کند: «در ایران لاستیک‌سازی وجود داشت، اما بسیاری از کارها را نتوانسته بودند انجام دهند. از سوی دیگر موضوع اصلی ما تولید قطعات سنگین بود. تهیه این قطعات خیلی پیچیده است. طراحی قالبش کار دشواری است. ولی ما برای اولین‌بار قطعه 160 کیلویی برای فرستادن به جزیره ابوموسی را تولید کردیم. در حالی که قطعات قبلی که در ایران تولید می‌شد، به‌سختی به 20 کیلوگرم می‌رسید. امکانات ما بسیار ابتدایی بود ولی من بهترین متخصصان لاستیک را به‌عنوان مشاور در اختیار گرفتم. قطعه‌ای ساختیم که دانشگاه امیرکبیر بعد از آزمایش آن کلیه مشخصاتش را تایید کرد. با مورد اصلی آن، که در ژاپن تولید می‌شد، برابری می‌کرد و بعدها در نمایشگاهی بین‌المللی فهمیدیم که حتی از استانداردهای اصلی آن بالاتر بوده است.»
 
 اعتمادسازی در بازار
او زمان زیادی را صرف اعتمادسازی بازار فروش قطعات تولیدشده در کارخانه‌اش می‌کند: «با اینکه استانداردهای بین‌المللی را رعایت می‌کردیم، سازمان بنادر به‌سختی ما را پذیرفتند. استدلال آن‌ها هم قابل‌پذیرش بود. آن‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم در این زمینه ریسک کنیم. تا اینکه ما تاییدیه DNV بین‌المللی را گرفتیم. توانستیم قطعات دو تن و نیمی تولید کنیم. این طرح را در جشنواره خوارزمی شرکت دادیم و جایزه گرفتیم.» نیروهای کارخانه رناسی به 600 نفر می‌رسند تا اینکه تحریم‌ها آغاز می‌شود و حالا کارخانه با 150 نفر مشغول به کار است. او درباره روند کاری بعد از برداشتن تحریم‌ها می‌گوید: «موانع برداشته شده، اما ما فقط برگشتیم به ده سال قبل و هنوز مشکلات سر جای خود هستند و موتورها دوباره باید به جریان بیفتند.» توصیه او به کسانی که می‌خواهند در راه تولید گام بردارند این است که باید خیلی انرژی داشته باشند تا بتوانند کاری را از نو آغاز کنند: «مهم‌ترین مسئله برای کارآفرین این است که خیلی به مادیات و تجملات وابسته نشود. من ریسک‌های بزرگی در زندگی کرده‌ام که می‌توانستند زندگی‌ام را نابود کنند. اگر کسی به مادیات وابسته باشد مرتب ترس ورشکستی را دارد.» او بر این باور است که «کسی که وارد کار تولید می‌شود باید تحمل بسیار داشته باشد و اعتقاداتی که به او کمک کند. اعتقاد من در زندگی این است که بشر به دنیا می‌آید تا کاری را انجام دهد، نه اینکه تنها مصرف‌کننده باشد. الگوی من در زندگی طراح سی‌وسه‌پل است. پلی که چهارصد سال عمر کرده. الله‌وردی خان هم یک انسان بود. ما هم باید کاری کنیم که ماندگار شود و در جهت خدمت به مردم باشد. اگر کسی تنها به پول فکر کند موفق نمی‌شود. البته اگر کارآفرینی درست باشد به پول هم می‌رسد. ولی هدف من تنها پول نبوده. من در حد متعادل پول را برای زندگی می‌خواهم و تا آنجا که بتوانم کارهای خیر هم انجام می‌دهم.» او سرشار از امیدواری است. پر از انرژی و چشم‌انداز رو به رویش را روشن می‌بیند.