printlogo


پیشخوان
غول گمنام

انتشارات علمی و فرهنگی پس از سال‌ها بازنشر آثار فاخری را در دستور کار خود قرار داده که برای یافتنشان باید به پستوهای کتاب‌فروشی‌های کتاب‌های دست‌دوم سر می‌زدی. یکی از این آثار «عصر روانشناسی» ارنست هومان ترجمه حمید صاحب‌جمع است که به مفاهیم اولیه روان‌شناسی در زمینه‌ای تاریخی می‌پردازد و با زبانی ساده چگونگی اهمیت یافتن مهم‌ترین مسائل روان‌شناسی در متن زندگی روزانه را نشان می‌دهد.
«عصر خرد» نوشته استوارت همپشیر با ترجمه احمد سعادت‌نژاد یکی دیگر از این آثار است. در این کتاب رئوس اندیشه فلسفی فیلسوفانی برجسته مانند بیکن، دکارت و لایب نیتس به زبانی ساده بیان شده است، به طوری که خواننده معمولی نیز می‌تواند از آن بهره ببرد.
اما یکی دیگر از آثار این مجموعه که «عصر غول‌ها» نام دارد به سه شخصیت تاریخی می‌پردازد که قرار دادن یکی از این شخصیت‌ها در کنار آن دوی دیگر تعجب‌برانگیز است. وینا دلمار در این رمان تاریخی از غول‌هایی سخن می‌گوید که بخشی از بنای تاریخ معاصر به دست آنان شکل گرفته است. وقایع این رمان حول سه شخصیت تاریخی ناپلئون بناپارت، تامس جفرسون و توسن لوورتور رخ می‌دهد. بعید است نام سومی به گوشتان خورده باشد، اما به اعتقاد نویسنده اگر اندیشه‌های لوورتور در این عصر منتشر نمی‌شد، تاریخ آمریکا و فرانسه با انقلاب و تحول عظیم روبه‌رو نمی‌شد.
اما لوورتور کیست؟ شاید نام هاییتی یکی از فقیرترین کشورهای جهان که چند سال پیش پایتختش پورتو پرنس در زلزله‌ای سهمگین با خاک یکسان شد، به گوشتان آشنا باشد. این آقای لوورتور قهرمان این کشور است که در سال 1804 استقلال این کشور آمریکای مرکزی را از فرانسه اعلام کرد. اما برای دانستن اینکه چگونه این شخصیت در کنار ناپلئون بناپارت یا توماس جفرسون از مهم‌ترین بنیان‌گذاران ایالات‌متحده آمریکا قرار می‌گیرد، باید سری به کتاب «عصر غول‌ها» زد که احمد قاضی آن را ترجمه کرده است.