باز هم انتشار ویدیوی یک دانشآموز در مدرسه موضوع داغ شبکههای اجتماعی شد. ویدیویی که در آن یک دانشآموز دوم ابتدایی، که خود را سجاد ... فرزند ... معرفی میکند، جلوی دوربین گوشی تلفن همراه ناظم مدرسه در حال جواب پس دادن درباره دلایل دویدنش در حیاط مدرسه است. این ویدیوی حدودا یکدقیقهای بهخودیخود نکته ویژهای ندارد اما لهجه اصفهانی کودک و همچنین صداقت و البته مقداری هم مظلومیت او جلوی ناظم او را به چهرهای معروف بدل کرد. پیش از این در موارد دیگری نیز فیلمهایی که در مدارس گرفته شده بود مثل همین مورد داغ و پربیننده شد. فیلم معروف به «شیب بام» که در آن دانشآموز کمسنوسال با اضطراب شدید جلوی تختهسیاه به سوالات معلمش پاسخ میدهد یکی از نمونههای معروف از این دست فیلمهاست. سرنوشت کودکی که در ویدیوی شیب بام بود البته تا همین اواخر چندان خوشایند نبود. چندین سال پس از انتشار آن فیلم بالاخره یک خبرنگار - نسرین ظهیری - به جستجوی این دانشآموز رفت تا از سرگذشت او گزارشی بنویسد، آنجا بود که معلوم شد او که نامش بیژن است، به دلیل انتشار فیلم و نمایش اضطراب شدیدش، در بین مردم و همسایهها به بیژن استرس معروف شده و مجبور به ترک تحصیل شده و به کارگری در ساختمانها روی آورده. بعد از این گزارش بیژن شناختهشدهتر شد و به تلویزیون دعوت شد و در سریال طنز معروفی هم بازی کرد. داستان سجاد هم وقتی منتشر شد بسیاری در این باره هشدار دادند که انتشار اینگونه فیلمها از دانشآموزان و کودکان آن هم در شرایط اضطراب و هراس که موجب خنده و شوخی دیگران را فراهم میکند میتواند بر زندگی آنها تاثیرات منفی بسیاری بگذارد. همین موضوع دستمایه نوشتن مطالب زیادی در شبکههای اجتماعی شد. بخشی دیگر از کاربران اما صرفا به بامزه بودن لحن و صحبتهای این کودک اشاره کردند و تاکیدشان این بود که این ویدیو هیچ مشکلی ندارد و بیشتر جذابیت آن را نشان میدهد. مثل همیشه موضوع این فیلم هم ملات نوشتن دهها مطلب طنز را در اینستاگرام، توییتر و فیسبوک فراهم کرد. البته سجاد و پدرش جمعه گذشته به شبکه استانی اصفهان دعوت شدند و در یک برنامه زنده تلویزیونی درباره موضوع آن فیلم صحبت کردند. او در همین برنامه در پاسخ به مجری که از او پرسیده بود چه پیامی برای دوستانت داری گفت: «دوستشون دارم.»
در اولین روزهای بعد از انتشار این ویدیو، موج واکنشهای اعتراضی به آن بیشتر بود، تا جایی که روابط عمومی آموزشوپرورش استان اصفهان نیز به آن واکنش نشان داد. بسیاری از کاربران متن خبر این واکنش را منتشر کردند. علیرضا مهدی، مدیر روابط عمومی آموزشوپرورش استان اصفهان، در مورد انتشار فیلم دانشآموز اصفهانی توسط مسئولان مدرسه و تهدید وی به اخراج از سوی بازرس آموزشوپرورش گفت: «دانشآموز 8 ساله در مدرسه سیف اصفهان درس میخواند و این فیلم چندی قبل توسط مدیران و معلمان از وی ضبط شده است. مزاح معلمان با دانشآموز هشتساله بیجا بوده و با خاطیان برخورد میکنیم.» او با محکوم کردن این اقدام مسئولان و معلمان مدرسه گفت: «این رفتار بیتدبیری و مزاح بیجایی بوده که از سوی همکاران ما سر زده است.» مهدی از بازخواست مسئولان مدرسه خبر داد و افزود: «در پی این اتفاق مدیر و مسئولان مدرسه به آموزشوپرورش احضار میشوند و به دنبال تحقیق از آنها در مورد چرایی انجام این اقدام هستیم.» کاربری به نام آزولی در توییتر درباره این فیلم نوشت: «سجاد چقدر قشنگ صحبت میکنه. نباید ازش فیلم میگرفتن، ولی حرف زدنش نماد شیوایی و قشنگی زبان فارسیه.» یکی دیگر از کاربران هم چنین توییتی درباره او نوشت: «سجاد خیلی گناه داره، از یه طرف 2 تن از دوستانش با خطکش میخواستن بزننش، از طرف دیگه گیر ناظم مدرسه افتاده.» کاربر «شیخنا» هم در توییتر چنین واکنشی به موضوع داشت: «اگر من پدر سجاد بودم قطعا از کل مسئولان دبستان سیف شکایت میکردم تا بفهمن بچه من مسخره نیست.»
در واکنش به نوشتههای اعتراضی نسبت به انتشار این فیلم کاربران زیادی مطلب نوشتند. یکی از اهالی توییتر در این باره چنین توییتی منتشر کرد: «خودش و باباش و خانوادهاش و ملت همه از فیلم سجاد که پخش شد راضی و خشنود و خندانن، ولی یه عده هنوز ول نمیکنن، میگن این فیلم خلاف اخلاقه.»
با انتشار این فیلم کاربران زیادی هم به مقایسه تجربیات خودشان با این موضوع پرداختند. کاربری به نام آبستانیوس در این باره نوشت: «این برخوردی که با سجاد شده، از نود درصد برخوردهایی که تو کل دوران تحصیلی با من شده محترمانهتره.»
بعد از آنکه شبکه استانی اصفهان این دانشآموز را به یک برنامه دعوت کرد، کاربران زیادی درباره آن نوشتند، ازجمله یکی از کاربران نوشت: «سجاد اومد شبکه اصفهان ولی دیگه شیرینی اون ویدیو رو نداشت، چون خودش نبود و دوروبرش پر از آدم گنده شده بود که بهش میگفتن چی بگو و چجوری بگو.»
بعد از معروف شدن این دانشآموز و آمدنش به تلویزیون، کاربری دیگر به نام تائو هم تبعات این موضوع را از این زاویه دید و نوشت: «هیچی دیگه... از فردا ناظمها گوشی به دست تو حیاط پی مشهور کردن سجادها میگردن که بیارنشون تلویزیون، ولی هیچکی نرفت مدرسه حال فرنود رو بپرسه.»