چطور میتوان از صفر به قلههای موفقیت کاری رسید؟
گذر از فقر به صنعت با کار و پشتکار
«روزهای پنجشنبه و جمعه به گورستان وادیالسلام قم میرفتم تا شاید با شستن قبرها، اندک درآمدی به دست آورم و کمکخرج مادرم باشم. با پای برهنه در خاکوگل میدویدم و با سطلی پر از آب در دستم، سنگقبرها را میشستم. چشمان پیرمردی به پاهایم دوخته شد و من پاهایم را محکمتر در خاک فرو کردم. آب از روی سنگ تا خاکهای جلوی پایم سر ریز شد. گِل لای انگشتان پایم لغزید. چشم به دستان پیرمردی داشتم که آرامآرام اسم روی سنگقبر را پاک کرد. منتظر بودم پولم را بدهد تا بروم و قبر دیگری را بشویم. پیرمرد گفت: «وای بر من، وای بر ما.» آن مرد مهربان مرا با خود برد و کفشی پلاستیکی برایم خرید. هدیهای ارزشمند برای کودکی تنها. این کفشها هنوز از بهترین خاطرات و ارزشمندترین داراییهای من هستند.» اینها صحبتهای خالق برند زرماکارون است؛ مرتضی سلطانی، مدیر شرکت زرماکارون. او معتقد است: «تمام افتخارها و ارزشهایم در آن هفت سال اول زندگیام است و این واقعیتی است که همیشه به آن مفتخر خواهم بود.» نخستین کارهای او واکس زدن کفش، فرشفروشی و تراشکاری بودند، اما آنچه او را در مسیر پیشرفت قرارداد سولهسازی بود. برای به دست آوردن فناوری این کار تلاش بسیاری کرد و بعد از فرازونشیبهای فراوان موفق شد در سایه کار گروهی به موفقیت برسد. مرتضی سلطانی امروز یک کارآفرین مطرح، صنعتگر موفق، صادرکننده نمونه و مدیر برتر است که لقب «سیمرغ صنعت ایران» را به او دادهاند. سلطانی در عرصه صنعت و تولید و نگاه انسانمحورانه سالها در عرصه ریختهگری کار کرد و اولین تولیدکننده میللنگ در ایران بود. بنیانگذار گروه صنعتی زر، شناخت ادبیات تولید و رقابت را در تولید بدون مرز شرط رقابت جهانی میداند و سه عامل، کیفیت خوب، بستهبندی خوب و نگاه مشتریمدار را شرط قرار گرفتن محصولات در کنار تولیدات جهانی بیان میکند. او خود را ثروتمند نمیداند و معتقد است تنها یک تولیدکننده است. او میگوید: «ثروتمند کسی است که پول دارد و دغدغهای ندارد جز خرج کردن. ولی تولیدکننده سرمایهاش را صرف توسعه و تولید میکند و نمیتوان او را در نگاه عام ثروتمند
تلقی کرد.»