بعضیها هستند راه که میروند همینطوری خبرساز میشوند و حاشیهدار. محمد علیآبادی هم همینطور است. او که رئیس سابق سازمان تربیتبدنی است و حدود 6 سال از حضورش در ورزش میگذرد، چنان حاشیههای حضورش در ورزش ایران پررنگ بوده که بیا و ببین. اخیرا کاشف به عمل آمده که اساسنامه فدراسیون فوتبال، که در زمان علیآبادی تغییر کرده، به تصویب هیئت دولت نرسیده. یعنی او باید این اساسنامه را میبرده داخل هیئت دولت و لابد نبرده. هرچند این کشف موجی از نگرانی ایجاد کرد اما گویا حوزههای دیگری به غیر از این هم باقی مانده که در آینده با اسم او خبرساز شوند.
محسن فروزان
یعنی بازیکن فقط بازیکن استقلال. باید مجسمه یکیکشان را ساخت گذاشت سردر باشگاه تا پرسپولیسیها یاد بگیرند. آنها اوج وفاداری به تیم سابقشان هستند. همین محسن فروزان با اینکه از استقلال رفته، دو روز قبل با پیراهن راهآهن یک گل به خودی زد و استقلال را برنده کرد و تازه گفت خوشحال هم شده. منصوریان هم بارها تاکید کرده که اگر استقلال ببرد او برنده است. آن وقت این پرسپولیسیها را دیدهاید؟ همین دو هفته پیش دغاغله که یک سال برای پرسپولیس گل نزده بود در اولین 90 دقیقه به پرسپولیس گل زد و 3 امتیاز را پراند.
علیرضا حقیقی
اگر قرار باشد داستانی تعریف کنیم که در همه حوزهها پدر جدمان را درآورده باشد، همین جور نبودن رابطه علت و معلول است. حالا ربطش به علیرضا حقیقی چیست؟ عرض میکنم. علیرضا حقیقی در چند سال اخیر نمایش خوبی در تیمهای باشگاهیاش نداشته و مدام به تیم ملی رسیده. همین هم باعث شده کلی از او انتقاد کنند.
یعنی در دروازه بوده اما آماده نبوده. حالا اما مدام در تیم باشگاهیاش در ترکیب اصلی است و مدام هم مصدوم میشود. همین مصدومیتها هم ممکن است سبب شود از تیم ملی خط بخورد. باید آماده باشد در ترکیب نباشد.