دستهایش بوی چهل و پنج روز مقاومت در خرمشهر را میدهد. صدای گریه و نالههای زنان و مردان هنوز در گوشش است، اما سینهاش خالی از خشونت و بیمهری است. برای همین وقتی جنگ تمام شد، رفت سراغ زمیناش در جزیره مینو تا به جای تیرزدن، گل و گیاه بکارد. کاری که چو از دل برخاست، بر دلها هم نشست. خیلی زود آوازه نهالستانش همه جا پیچید. گیاهان منحصربفرد را از کشورهایی چون تایلند وارد ایران کرد و کار و بارش سکه شد. بیش از صد نفر را به کار گرفت. مسئولان بازدید کردند و بیش از نهالها، شیفته نهالستان شدند که به جای سنگ و سیمان از نی و حصیر درست شده بود. نهالستان خیلی زود پاتوق گردشگران شد. عبدالله نورانی که مردی پر از ایدههای ناب است، طرح احیای مضیفها را در پیش گرفت. مضیف، سازهای است شش هزار ساله و منحصربفرد که تنها با یک نوع مصالح ساخته میشود یعنی نی. کشورهای عربی داشتند این مضیفها را به نام خودشان میزدند. هنرمندان ایرانی را به آن سوی آبها میبردند تا برایشان مضیف بسازند. عمو عبداللهِ جزیره مینو اما از این هنرمندان خواست که مضیف را در خرمشهر بر پا کنند، در جایگاه اصلیاش. حالا گردشگران زیادی از سراسر دنیا برای دیدن این مضیفها به خرمشهر میآیند پیش عبدالله نورانی.
قصه نهالستان جزیره مینو
«اهل خرمشهر هستم. در مقاومت چهل و پنج روزه در کنار دوستانم برای دفاع از این شهر جنگیدم. در جبهه حضور داشتم. حالا 62 سالم است و پنج تا نتیجه دارم. از زمانی که بازنشسته شدم و جنگ تمام شد به خاطر علاقهام به کشاورزی، زمینی که در جزیره مینو داشتم را احیا کردم. اوایل این کار را به خاطر عشق و علاقهام انجام میدادم. زمین بزرگی داشتم و آن را برای ساختن نهالستان و پرورش گل و گیاه آماده کردم.» عمو عبدالله اینها را میگوید و نقبی میزند به آن سالهای دور: «ابتدای کار خیلی سخت بود. زمین مملو بود از گیاهان خودرو و وحشی. برای خودش جنگل انبوهی بود. با سختی بسیار این زمین را آماده کردم. فاصله من تا اروند 300 متر بیشتر نیست. خوشبختانه از نظر آب مشکلی نبود. زمین را تسطیح کردم. همان ابتدای کار20 سالن برای کشت و تولید نهال بنا کردم، یک دفتر برای خودم. اتاقی برای کارگرها و سرویس بهداشتی.» کسب و کار عمو عبدالله از همین جا آغاز میشود. او سعی میکند، گونههای نادر گرمسیری را احیا کند: «دوستی داشتم در تایلند که گونههای جدیدی از گیاهان نادر را برایم فرستاد، بذرهایی از درخت خاصی به نام کاسیا سورانتیس. این بذر خیلی خوب در آب و هوای اینجا جواب داد و رشد کرد. به طوریکه دوستم گفت در تایلند به این خوبی عمل نمیآید.»
او عزمش را جزم میکند و گونههای جدیدی را وارد میکند: «میخواستم گیاهانی را وارد ایران کنم که قبلا نداشتیم. با کارشناسان امر رایزنی کردم و نزدیک 100 نهال را وارد کردم. یک نوع گل کاغذی وارد کردم که شش رنگ داشت، روی ساقههای متفاوت رنگهای متفاوت داشت. تصمیم گرفتم که آنها را پرورش دهم و به نمایش بگذارم.»
زمان سخت کشت صدهزار نهال که فرا رسید، عمو عبدلله خیلی از مردم را به کمک فراخواند: «نمیدانستم در این مدت کم چگونه کیسههای خاک را برای کشت هر گیاه آماده کنم، بنابراین از دانشآموزان دبیرستان پسرانهای که در نزدیکی ما بود، کمک گرفتم. بابت پرکردن هر کیسه به آنها پول میدادم. چهل و پنج دانشآموز در این طرح شرکت کردند. اما باز هم کم بود برای همین میخواستم از زنان و دختران کمک بگیرم اما آنها وارد فضاهای مردانه نمیشدند. در این زمان بود که فکری به ذهنم خطور کرد حالا که آنها نمیآیند، من خاک را برای آنها میبرم. کامیون خاک را بردم دم خانه آنها خالی کردم، وسایل مورد نیازشان را هم فراهم کردم تا کیسهها را آماده کنند. این روند ادامه پیدا کرد. بیش از 70 نفر در این زمینه مشغول کار شدند.»
نهالستان که جان میگیرد. عمو عبدالله نمایشگاهی برای مسئولان میگذارد. او نمایشگاه را با نی و حصیر درست میکند: «در نمایشگاه از مصالح آجر و سیمان به هیچ عنوان استفاده نکردم. با اینکه گل و گیاهان این نمایشگاه همه منحصربفرد بود، همه عاشق نهالستان شده بودند و میگفتند به به اینجا چه زیباست. چه بینظیر است.»
گردشگری در جزیره مینو
«وقتی این استقبال را دیدم با خودم فکر کردم چکار کنم تا اینجا زیباتر شود. شنیده بودم که تعدادی از سازندههای مضیف ایران را بردهاند کویت تا آنجا برایشان مضیف بسازند. از آنها دعوت کردم اینجا بیایند و از این مضیفها برای من هم بسازند. مضیف در دنیا سازه نادری است. سازهای با شش هزار سال قدمت. سازهای که تنها با نی درست شده است.»
او مضیفها را اینگونه زنده میکند. سالها بود در خرمشهر مضیفها را فراموش کرده بودند و خانههای سیمانی و آجری جای آنها را گرفته بود. عمو عبدالله اما مضیفها را از ساختمانهای مجلل و باشکوه زیباتر میداند: «مضیفها بوی نی و حصیر میدهد و دل آدم را میبرد.» آخرین هنرمندان مضیف، سازهای بسیار زیباتر و باشکوه تر از آنچه در کویت ساخته شده بود را در جزیره مینو میسازند. عمو عبدالله برای اینکه نحوه ساخت مضیف فراموش نشود، فراخوان زده و 30 دانشجو را دعوت میکند به جزیره مینو بیایند. دومین مضیف در کنار این جوانها جان میگیرد: «سازنده مضیفها حالا 70، 80 سال دارند، نمیخواستم که این آیین فراموش شود و از بین برود. باز هم نگرانم که وقتی این پیرمردها بمیرند، چه خواهد شد؟ آیا برای همیشه این سنت منقرض میشود؟ با اینکه کلاسهای مقدماتی گذاشتیم اما موفق نشدیم هنوز دورههای تکمیلی را به پایان برسانیم.» عمو عبدالله با دستهای خالی رونق گردشگری را به جزیره مینو آورد: «در ابتدا این مضیفها خیلی بزرگ بودند، حدود بیست تا صد نفر را میشد در آنها جا داد. به ذهنم خطور کرد برای اینکه خانوادهها راحتتر باشند، مضیفهای خانوادگی بر پا کنیم و برای اولین بار در تاریخ ششهزار ساله این سازه، مضیفهای خانوادگی ساخته شد و گردشگران راهی اینجا شدند.»
گردشگران زیادی هر سال از چین، ژاپن، آلمان، آمریکا و... به این جزیره سفر میکنند: «در این مضیفها ما با غذاهای بومی خودمان مثل ماهی شکمپر، خورشت بامیه و دال عدس از مهمانها پذیرایی میکنیم. در قدیم مرسوم بوده که در این مضیفها با لباسهای مخصوص و با شیوه سنتی قهوه میخوردند و حالا ما این رسم را دوباره زنده کردیم.» عمو عبدالله نه تنها در زمینه گل و گیاه تولید کار کرده است، بله رونقی هم به گردشگری داده: «بعد از اینکه برای اولین بار ما مضیفها را احیا کردیم. خیلی از مردم خرمشهر علاقهمند شدند که مضیف بسازند و در زمینه گردشگری فعالیت کنند. من موج بزرگی در خرمشهر ایجاد کردم.»