بر اساس آمارهای سازمان ملل، بهطور میانگین 10 درصد از جمعیت هر جامعهای را معلولان تشکیل میدهند. بر اساس گفتههای معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی نیز حدود 12 میلیون معلول اعم از معلولیتهای خفیف، متوسط و شدید در کشور زندگی میکنند.
این معلولان شامل معلولان جسمی، حرکتی و حسی (نابینا و ناشنوا) هستند که با شدتهای کموزیاد بهنوعی معلولیت دچار هستند. متاسفانه با توجه به سرانه پایین سلامت ایران به نسبت کشورهای توسعهیافته و آمار بالای تصادفات جادهای، به نظر نمیرسد که این آمارها در سالهای آتی، کاهش محسوسی داشته باشد.
تقریباً کمتر معلولی را میتوان پیدا کرد که از تجهیزات پزشکی و توانبخشی استفاده نکند. حتی بسیاری از بیماران هم بهنوعی معلول به حساب میآیند. مثلاً بسیاری از مبتلایان به بیماری اماس یا دیستروفی عضلانی از انواع و اقسام تجهیزات پزشکی و توانبخشی بهره میبرند. بیماران آسیبدیده به دلیل سکته مغزی، ضایعات نخاعی، جراحیهای ارتوپدی، ضربه مغزی، سوختگی، اختلال شنوایی و مشکلات حفظ تعادل نیز باید از تجهیزات توانبخشی مناسب استفاده کنند و همین مسئله، طیف استفادهکنندگان از تجهیزات توانبخشی را بسیار گسترش داده است.
اما بااینوجود شاهد هستیم که بسیاری از معلولان ایرانی، نمیتوانند بهراحتی وسایل کمک توانبخشی خود را تهیه کنند و یا به امکانات درمانی عادلانه دسترسی داشته باشند. بخصوص در شهرهای دورافتاده و محروم، این مشکل به شکل حادتری وجود دارد.
بدیهی است که تهیه عصا، سمعک، انواع بریس، ویلچر، تخت برقی، تشک مواج و دهها وسیله دیگر میتواند سلامت جسمی و روانی معلولان ایرانی را ارتقا بخشد و بسیاری از معلولان را از کمک دیگران بینیاز کند. اینها کف خواستههای معلولان ایرانی است که جای دوری نمیرود اگر متولیان نظام سلامت به این درخواستهای حداقلی، گوشه چشمی داشته باشند و سرانه بهداشت و درمان بالاتری برای معلولان در نظر بگیرند.