چندین سال است که با فراگیر شدن استفاده کاربران فارسیزبان از شبکههای اجتماعی، کمپین یا کارزارهای زیادی با موضوعات مختلفی شکل میگیرد که در آن از کاربران خواسته میشود به آنها بپیوندند. بخشی از این کارزارها در آستانه تعطیلات نوروز فعالتر میشوند، کارزارهایی است که ادعا میشود پشتوانهای محیطزیستی و طبیعتدوستانه دارند، کارزار نخریدن ماهی قرمز، کارزار استفاده نکردن از سبزه و ... استدلال حامیان هم اغلب این است که ماهیقرمزها کشته میشوند و برای کاشت سبزهها مقدار زیادی آب و گندم مصرف میشود و...
اما در سوی دیگر این ماجرا مخالفان و منتقدان این کارزارها هستند و میگویند این اقدامات در حال تلاش برای حذف و از بین بردن نمادهای سفره هفتسین و آیینهای نوروزی هستند. یکی دیگر از انتقادات وارده به این کارزارها هم در نظر نگرفتن رسوم و آیینهای مردمی، تاریخی و فرهنگی مردم است. بههرحال چند روز مانده به شروع تعطیلات نوروزی، بحثها و اختلافنظرهای کاربران در رابطه با این کارزارها همچنان داغ و فعالانه ادامه دارد. در این شماره از هشتگ، که آخرین هشتگ سال ۹۴ است به همین موضوع پرداختهایم و نظرات کاربران مختلف را در دو سوی این اردوگاه، یعنی نظرات موافقان و مخالفان کارزارهای نوروزی اختصاص دادهایم. فعالان این کمپینها و موافقانشان میگویند گذاشتن ماهیقرمز سر سفره هفتسین، سنتی ایرانی نیست و از چین آمده است، این نظر یکی از موافقان حذف ماهیقرمز، در فیسبوک است: «تجارت ماهیقرمز مدتهاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد؛ تجارتی که هیچ ریشهای در تاریخ باستانی عید ایرانیِ نوروز ندارد.۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران، ماهیقرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفرههای هفتسین مراسم عید نوروز ایران وارد شد. البته با کمی تفاوت و آن اینکه در عید چینی، ماهیقرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهیقرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزههای سفرههایمان و باروری زمین، هرروز او را به مرگ نزدیک و نزدیکتر کنیم. جالب است بدانید در هیچکدام از مراسم سنتی ایرانی در مورد نوروز، ماهیقرمز جایگاهی ندارد و در میان رسوم زرتشتی در سفره عید، انار یا سیب سرخ به نشانه باروری و عشق، درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. شاید اگر ایرانیها میدانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفتسین ندارد بهجای پرداخت برای خرید و قتل ماهیهای قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها میکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد... اگر بدانیم درصورتیکه ایرانیها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاهروزی پایان خواهد یافت. اگر تابلوی معروف هفتسین حسین شیخ آخرین شاگرد کمالالملک را در کاخ ابیض به تماشا بنشینیم، ماهیقرمز در این سفره نخواهید دید...» میثم دعایی دانشجوی دکترای محیطزیست در آلمان یکی از منتقدان جدی و فعال این کارزارهاست، او در مجموعه توییتهایی در این رابطه از چند منظر مختلف ایرادهای آنها را گوشزد کرده است، این بخشی از استدلالهای او دراینباره است: «برخی کمپینها به بهانه محیطزیست شدهاند وسیله تفریح و شهرت یک عده بدون اینکه بدانند چه ضربهای به اعتماد مردم به کنشگری مدنی میزنند، آنها مسائل اصلی را رها کردهاند و آگاهانه یا ناآگاهانه چسبیدهاند به «حذف» عناصر فرهنگی نوروز به بهانه محیطزیست! آیا حذف نمادهای هفتسین به جای سازگار کردن برخی از این نمادها، کمپین لازم است؟ نمیشود همین نماد را داشت و با تغییراتی بین فرهنگ بومی و محیطزیست تعادل برقرار کرد؟»
کاربری به نام یگانه هم در واکنش به این کمپینها نوشته است: «عزیزان عشق کمپین و تغییر دادن همهچی! لطفاً بیخیال سفره #هفت-سین بشین. ما میخوایم هفتسینمون همون شکلی که بود بمونه. این یکی رو بیخیال!»
کاربری به نام الی هم با لحنی طنز در نقد این اقدامات در توییترش نوشت: «ماهیقرمز و سبزه عید که به کنار... شما میدونین هر کدوم از این تخممرغایی که رنگ میکنین میتونست جوجه بشه؟ پس خجالت بکشین و نکنین!! کمپین نه به تخممرغ رنگی رنگیای عید..... یا چگونه هر سال یه تیکه از فرهنگ و سنتهامون رو خراب کنیم!» کاربر دیگری هم نوشت: «به نظر میاد یه عده راه افتادن با پاککن دارن تمام چیزایی که باهاش خاطره داریم رو پاک میکنن از ماهیقرمز شروع شد... حالا هم به سبزه رسیده...#هفتسین»
پوریا آستارکی هم در توییتر خود در مخالفت با این کمپینها نوشته است: «نوروز از زیستمحیطیترین فستیوالهای دنیاست، با کریسمس مقایسه کنید که کاج قطع میکنند یا درخت پلاستیکی میگذارند، از اصول کنشگری محیطزیست، حفظ عناصر فرهنگی است که حداقل آسیب طبیعی را دارند. این در کمپینهای مرتبط با هفتسین در نظر گرفته نشده.» روشنک هم نوشته است: «آقا آسمون برین زمین بیاین، انقلابم کنین ماهی قرمز میخرم، هم سبزه میکارم، هم هفتسین میچینم. چون خوشحالم میکنه؛ چون نماد عید نوروزه واسم. اگر هم خیلی مایلین نه بگین، به رسم و رسومات غلط بگین. به ولخرجیای بیهوده مهمونیا، به خرجای اضافه عروسیا، چشموهمچشمیهای خانمانسوز زندگیا.»