printlogo


دل‌کوک
به حال بهتر فکر کن
نازنین متین‌نیا

نوروز وقت حرف‌های کلیشه است، رفتارهای کلیشه، لبخندهای کلیشه و خلاصه هر آن چیزی که کلیشه نام دارد ناگهان در نوروز و روزهای اول سال، خودش را پرتاب می‌کند در زندگی ما تا ثابت کند که کلیشه‌ها از بین نمی‌روند و فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شوند. کلیشه‌هایی که گاهی نه‌فقط ایام عید و تعطیلات که یک ‌عمر می‌خواستیم از آن‌ها فرار کنیم، ناگهان می‌آیند و به‌اجبار روزگار، می‌نشینند کنارمان و لبخند می‌زنند که «هیچ راه فراری نیست». حتی اگر درهای خانه را ببندی یا برنامه‌ای متفاوت برای روزهای تعطیلت بریزی، باز هم در لحظه‌هایی ناگزیر از کلیشه‌های عیدانه می‌شوی و تا عمق جانت باید بپذیری که همین است که هست و راه فراری هم نیست. آدم‌ها در برخورد با این کلیشه‌ها دو دسته‌اند؛ آن‌هایی که به‌راحتی می‌پذیرند و مراسم دیدوبازدید عید و سال‌ نویی را به جا می‌آورند و لبخند می‌زنند. و افرادی که تمام تلاش خود را برای فرار از این اتفاق‌ها می‌کنند، اما راهی برای فرار نیست و مجبور می‌شوند لبخند بزنند. آن‌هایی که راحت لبخند می‌زنند و آن‌هایی که لبخند اجباری دارند، درنهایت سیزده روز را تمام می‌کنند و بازهم روز از نو و روزی از نو تا سال آینده. اصلا انگار همین راه و رسم و شیوه برخورد با ایام نوروز و ماجراهایش هم خود نوعی کلیشه است که به آن دچار می‌شویم تا این ایام بگذرد و ما هم بگذریم. اما می‌دانید در میان این کلیشه‌ها، تنها اتفاقی که کلیشه نیست و ما ناخودآگاه و به رسم سنت همیشگی عید آن را کلیشه می‌بینیم، کدام است؟ اتفاقی که در مفهوم خود می‌خواهد همه همیشگی‌ها را بشکند و کاری کند که زندگی امسال ما بهتر از پارسال و سال‌های قبلش باشد. اتفاقی که اصل اساسی نوروز است و شروع سال و ما آنقدر در کلیشه و رسم و رسوم و دوست داشتن‌ها و دوست نداشتن‌ها گمش کرده‌ایم که آن را نمی‌بینیم. این اتفاق همان «حال بهتر شدن است»، همان «حول حالنایی» که در دعای پای سفره هفت‌سین می‌خوانیم و خیلی ساده، از سر عادت از مفهوم آن می‌گذریم. حال بهتر شدن، تغییر است و تغییر هیچ‌وقت همان همیشگی نیست. ما به‌سادگی گذران سالی که داشتیم، به‌سادگی گذشتن شب‌ها و روزها، از این همیشگی متفاوت می‌گذریم و نادیده‌اش می‌گیریم. حواسمان هم نیست که چقدر همین نادیده گرفتن، باز ما را به آغوش تکرارها، عادت‌ها، همیشگی‌ها و کلیشه‌ها پرتاب می‌کند و زندگی امسال را هم شبیه سال پیش و سال‌های پیش‌تر می‌کند. اما وقتی به مفهوم واقعی این بهتر شدن حال و احوال فکر می‌کنیم، وقتی آن دعا را از صمیم قلب می‌خوانیم و می‌خواهیم، اتفاقی دیگر است. فکر کردن به حال بهتر، یعنی فکر کردن به چیزهایی که همیشگی است. یعنی نخواستن همه همیشگی‌های ناخوشایند و خواستن خوشایندهایی که کم و کمتر در زندگی ما خود را نشان می‌دهند. با خواست و اراده واقعی برای داشتن حالی بهتر، همه‌چیز نو و تازه می‌شود. خواست و اراده واقعی ما را به کنکاش و جست‌وجو در زندگی خود وا‌می‌دارد و باعث می‌شود با نگاهی دیگر به زندگی نگاه کنیم و بخواهیم همه بدی‌ها و ناخوشایندها را پاک کنیم و خوبی‌ها و خوشی‌ها را اضافه. دریافت‌های تازه با همین نگاه از راه می‌رسند و زندگی اگر در حد و اندازه‌های یک اتفاق ایده‌آل و خارق‌العاده تغییر نکند، که می‌کند، آنقدر دستخوش تغییرات خوب و مثبت می‌شود که حال این روزها بهتر از روزهای قبل می‌شود و تغییر همانی است که کلیشه و همیشگی و عادت را از بین می‌برد.