چهارمحال و بختیاری از استانهایی است که در ایام عید کمتر مورد توجه گردشگران قرار میگیرد. این استان برای افراد علاقهمند به طبیعت و همچنین در جستجوی آرامش مناسب است. در سفر به این استان میتوان نوروز خلوت و دور از شلوغی معمول گردشگران را تجربه کرد و هوای فوقالعاده این استان در بهار و قارچ و کرفس کوهی تازه را چشید. چهارمحال و بختیاری سرچشمه رودهای بزرگ ایران، زایندهرود و کارون است. در ابتدای مسیر رودخانهها از میان کوههای زیبای زاگرس عبور میکنند. ارمند به ابتدای رودخانه کارون میگویند که از روستای ارمند در چهارمحال آغاز میشود و تا خوزستان پیش میرود. این رودخانه با طبیعت بکر و وحشی اطرافش از میان درهها و صخرههایی میگذرد که رودخانه را مناسب ورزش هیجانانگیز رفتینگ میکند. رفتینگ یا قایقسواری در میان آبهای خروشان ورزشی است که اخیرا به طور حرفهای در رودخانه ارمند انجام میشود. این رودخانه با طبیعت زیبای اطرافش طرفداران زیادی را از شهرهای ایران دور هم جمع میکند به طوری که مسابقات رفتینگ نیز در آن برگزار میشود. برای رفتن به این رودخانه و رفتینگ باید حتما از تجهیزات ایمنی مناسب و راهنمایی مربیان حرفهای استفاده کنید. باشگاههای بسیاری در تهران، اصفهان و شهرکرد برای این ورزش احداث شدهاند که مسئول برگزاری تورهای رفتینگ هستند.
برای این ورزش باید علاوه بر روحیه ماجراجویی ترسی از آب نداشته باشید. احاطه شدن رودخانهها در قسمتهای فوقانی با صخرهها و دیوارههای سنگی سربهفلککشیده و جنگلها، مناظر منحصر و زیبایی را خلق کرده که توجه هر گردشگری را به خود جذب میکند.
برای رسیدن به ارمند سفر را میتوان از اصفهان آغاز کرد. جادهای که از اصفهان به سمت بروجن میرود را در پیش بگیرید و از بروجن و بلداجی، پایتخت گز ایران بگذرید. به سمت ناغان و دوپلان حرکت کنید. در مسیر مناظر بکر و اسامی زیبای روستاها را مشاهده میکنید و تالاب چغاخور را پیش از رسیدن به ناغان خواهید دید. مناظر زیبای درختان بلوط، صخرهها و دشتها و روستاها در نوروز زیبایی چشمگیری دارند. پیش از تجربه این ورزش و تفریح لذتبخش نمیتوانستم دلیلی برای پیشنهاد دادن آن بیاورم. اما در قایق که نشسته بودیم، برنامه سفر بعدیمان را تصور میکردیم. لذت تماشای مناظری که هیچوقت نخواهیم دید و تجربه آرامشی که در اوج هیجان هیچ کجای دیگر نداشتم. شاید بهتر باشد بخشی از خاطره سفر رفتینگم را برایتان بنویسم تا با آن آشنا شوید. برای شروع رفتینگ، به سمت منطقه دوپلان رفتیم. در مناطق حفاظتشده سبزکوه و در حومه روستای دوپلان، پلی بر روی درهای با عمق بیش از 50 متر قرار دارد و رودخانه ارمند (سرچشمه کارون) در پایین آن است. از روی این پل قایق به وسیله راپل به پایین فرستاده شد و مربی رفتینگ هم با راپلی به پایین رفت. باید به نوبت پایین میرفتیم. لحظات هیجانآور و استرسزایی بود. همراهی یکی از مربیان امداد و نجات آتشنشانی و طناب دیگری که بهعنوان پشتیبان در دست او بود، کمی از استرسمان کم میکرد. شاید یکساعتی طول کشید تا همه گروه توانستیم با راپل 58 متر را فرود آییم و در قایق سوار شویم. تماشای مناظر از بالا، قرار گرفتن در میان زمین و هوا و فاصلهای که با زمین داشتیم، تجربیات هیجانانگیز و شگفتی بود که تجربه کردیم. به قایق که رسیدیم، مربی آموزشهایی در مورد نحوه پارو زدن، نحوه نشستن در قایق، فرمانها و واکنشها داد. نکاتی هم درباره افتادن احتمالی در آب و کمک گرفتن برای برگشت به قایق گفت. کمی جلوتر در ساحل رودخانه ایستادیم تا قایق دوم و مربی دیگر به ما ملحق شوند. دو گروه شدیم و در دو قایق مستقر شویم. مربی پیشنهاد کرد در آب برویم تا نحوه روی آب ماندن و شنا کردن در رودخانه را یاد بگیریم. چند نفری وارد آب شدیم، جلیقهها روی آب نگهمان میداشت، اما جریان آب هم همراهیمان میکرد تا از ساحل دورتر شویم. بعد از آببازیهایی که بیشباهت به شنای در رودخانه بود، سوار قایق شدیم. پارو دست گرفتیم و قرار شد به فرمان سکاندار پارو بزنیم. در مناطقی که رود آرام بود، پارو زدن را رها کردیم و به تماشای مناظر مشغول شدیم. مناظری که از هیچ نقطهای جز وسط رودخانه، قابلدیدن نیست. در قسمتی از ارمند آرام، چند نفری تنی به آب زدند و شنا کردند. کاری که نه جرئت تجربهاش را داشتیم، نه قدرت شنایش را. اما از هیجان آنها هیجانزده شدیم. چندساعتی در رود ارمند پارو زدیم و گاهی با موجهای خروشان به سمت درختان کنار رود و سنگها کشیده شدیم. شاید توصیف آن لحظات با کلمات از سختترین کارهای ممکن باشد. لحظاتی که با دوربین سکاندار ضبط شد تا بتوانیم بهخوبی آنها را به یاد آوریم. شاید تنها یکبار برایمان این تجربهها پیش بیاید، تجربهای که تور رفتینگ برایمان رقم زد برای همه گروه پر از هیجان و سرخوشی بود. ساعت 13:30 به پایان مسیر رسیدیم. با خندههایی از ته دل و دستانی خسته، مسیر تا ماشین را طی کردیم. بعد از تعویض لباس در چادر، نوبت نهار دستپخت مردم روستایی بود. محال است به چهارمحال رفته باشید و کباب چنجه بختیاریها را نخورده باشید. سفرهای در زیر درختان بلوط پهن شد و نهاری بهیادماندنی خوردیم.
مسیر بازگشت از میان مناظر زیبای زاگرس میگذشت. در منطقهای چشمانداز رودخانه ارمند و مسیر رفتینگ را دیدیم. با تنی خسته و خاطرهای پرهیجان چهارمحال را به امید بازگشت زودهنگام ترک کردیم.