printlogo


توصیه‌های شغلی برای سازمان‌ها و مدیران
Susan Colantuono

وقتی همه کارها را به‌خوبی انجام می‌دهید، همه راهنمایی‌های خوب را به کار می‌بندید، چرا در کارتان ارتقا نمی‌یابید؟ در اینجا برخی توصیه‌هایی را می‌خوانید که احتمالا تا به حال با آن‌ها مواجه نشده‌اید. این توصیه‌ها برای همه مردان و زنانی که می‌خواهند شاهد ارتقای شغلی باشند مفید است.  خانم سوزان کولانتونو مدیر اجرایی شرکت مشاوره مدیریتی است که بر توانمندسازی زنان تمرکز دارد. او همچنین نویسنده کتابی است به نام «آنچه درباره رهبری به زنان گفته نشده» که به موضوع زنان و ارتقا از مدیریت‌های میانی می‌پردازد. وی در این‌باره می‌گوید: «به سازمان‌ها و شرکت‌ها کمک کنید کارآمدتر شوند. به زنان برای ایجاد مشاغلی که متضمن رشد آن‌هاست کمک کنید، تا شکاف جنسیتی در سمت‌های ارشد از بین برود. 50 درصد سمت‌های مدیریت میانی و حرفه‌ای در اختیار زنان است، اما تعداد زنانی که در صدر مدیریت سازمان‌ها قرار دارند یک‌سوم این عدد هم نیست. می‌بینیم که در سطح میانی مدیران فوق‌العاده‌ای وجود دارند که وظایف رهبری را انجام می‌دهند، اما چرا بسیاری از زنان از سطح مدیریت میانی بالاتر نمی‌روند و برای ارتقای آن‌ها چه اتفاقی باید رخ دهد؟» رشد سازمانی چه برای زنان و چه برای مردان، باید به خاطر مهارت‌های رهبری‌شان باشد، به این معنا که شما باید به خاطر به‌کارگیری توانمندی‌ها و همت عالی خودتان برای رسیدن به نتایج عالی و تداوم آن‌ها از طریق به کار گرفتن توانمندی‌های دیگران به رسمیت شناخته شوید. به بیان دیگر باید با استفاده از مهارت‌ها و توانایی‌های خودتان در کنار کار ثمربخش با دیگران به سازمانتان کمک کنید تا به اهداف راهبردی خود برسد. در جست‌وجو برای شناسایی کارمندانی که قابلیت ارتقا تا مدارج بالای سازمان‌ها را دارند، برخی توانمندی‌ها اهمیت بیشتری دارد. این توانایی‌ها را می‌توان در «شم و ذکاوت تجارت، استراتژیک، و بینش مالی» خلاصه کرد، که شامل درک مسیر سازمان، راهبرد کلان، و اهداف مالی آن و درک نقش و جایگاه شما برای رسیدن سازمان به این اهداف می‌شود. پنج سال پیش، از من خواسته شد برای گروهی از مدیران اجرایی جلسه مباحثه‌ای برگزار کنم با این موضوع: «در کارمندان باقابلیت به دنبال چه هستید؟ به سه عنصر مدیریت فکر کنید.» مطالبی که در آن جلسه مطرح شد را به‌طور خلاصه بیان می‌کنم. آن‌ها گفتند: «ما به دنبال افراد باهوش، پرکار، متعهد، قابل‌اعتماد، و انعطاف‌پذیر هستیم.» می‌بینیم که این خصوصیات به کارآمدی شخصی مربوط است. سپس اضافه کردند: «کارمندانی می‌خواهیم که با مشتریان خوش‌رفتار باشند، موجب تقویت گروه کاری‌شان شوند، قدرت مذاکره داشته باشند، توان حل درگیری‌ها را داشته باشند، و درمجموع دارای ارتباطات عالی باشند.» این خصوصیات نیز به توان ایجاد ارتباط مفید با دیگران مربوط می‌شود. سپس من پرسیدم: «پس تکلیف افرادی که درک روشنی از کسب‌وکار شما و مسیری که می‌رود دارند و نقش خود در این مسیر را می‌دانند چه می‌شود؟ تکلیف افرادی که توان رصد کردن مسائل بیرون از سازمان و شناسایی و درک موقعیت‌ها و مخاطرات را دارند و قادر به تنظیم راهبردها هستند چه می‌شود؟ » چهل سال است در توصیه به سازمان‌ها از مواردی که با شم بازرگانی، راهبرد، و مسائل مالی مرتبط است نمی‌شنویم و غالب سفارش‌ها بر اقدامات شخصی مانند جسارت و اعتمادبه‌نفس بیشتر و موارد مشابه تاکید دارد. مواردی مانند کار با دیگران، ساختن شبکه افراد و دوستان مرتبط، اهمیت ذکاوت در بازرگانی، امور راهبردی و مالی مورد غفلت قرار می‌گیرد. چه زن باشیم و چه مرد، در مقام مدیر افکار ازپیش‌تعیین‌شده‌ای داریم و این افکار سرسری شکاف جنسیتی در مشاغل ارشد را پر نمی‌کند. مشخص است که زنان باید شروع کنند به تمرکز بیشتر بر تقویت و ابراز مهارت‌هایشان. مدیران اجرایی می‌دانند که باید کاری کنند تا همه افراد در یک جهت پارو بزنند و به اصطلاح بازرگانی «همگرایی راهبردی» داشته باشند. اما بنا بر گزارش اخیر گروه شرکت‌های «کنفرانس اعضای هیئت‌مدیره»، تنها ۳۷ درصد از مدیران معتقدند که این همگرایی راهبردی را دارند.
www.ted.com