این چند وقت که نشریه چاپ نداشت یک جورهایی دلم برای نوشتن و بیشتر از آن برای پیامهای همراه با عصبانیت دبیر تحریریه نشریه تنگ شده بود. من اصولا آدم بدقولی هستم. این چند ماه که افتخار همکاری با نشریه را داشتهام همیشه با تاخیر مطلبم را فرستادهام که امیدوارم سال جدید همراه با تحول و خوشقولی من باشد. سال نو را به همه دوستان تبریک میگویم.
قبل از تعطیلات، ساختمان ما هم بهتبع دستخوش تعطیلات عید شد و اکثر دوستان کارگر ما که از شهرهای دیگر آمده بودند به شهرهایشان و نزد خانواده خود رفتند و ساختمان خلوت شد و کارها نیمهتمام ماند. برای تعطیلات عید برنامه خاصی نداشتم و به دیدوبازدیدهای عیدانه پرداختم و به دیدن دوستان همشهریام رفتم. سری هم به ساختمان زدم و احوالی از قدرت پرسیدم که نگهبان بود و همیشه همانجا حضور داشت. هیچوقت ساختمانمان را اینقدر ساکت و خلوت ندیده بودم. از همان روزی که برای کار به اینجا آمدیم همیشه صدای ماشینآلات ساختمانی بلند بود و همه مشغول کار بودند.
کیان هم به ساختمان آمد و ساعتی به کار مشغول شد. برای تعطیلات عید نتوانسته بود برنامه سفری ترتیب دهد. میگفت با هزار قرضوقوله سقفی بالای سر بچههایش درست کرده و به خاطر قرضهایش نمیتواند مسافرت برود و عید امسال در خانه مانده است. الان هم آمده کارهای عقبمانده ساختمان را کمی جبران کند و کارش جلو بیفتد.
تعطیلات عید با همه خوشیها و ناخوشیهایش به پایان رسید و بعد از نصف ماه تعطیلی همه به سر کارشان آمدند و دوباره جنبوجوش و سروصدا در ساختمان ما جریان پیدا کرد. چند نفر از بچهها هنوز از مسافرت نیامده بودند و کارها روی روال پیش نمیرفت. سر صبحانه هرکدام از بچهها از جاهایی که رفته بودند و مسائلی که برایشان پیش آمده بود میگفتند. امیدعلی و پسرش روحالله میگفتند تمام تعطیلات عید را جایی دیگر مشغول کار بودهاند و استراحت آنچنانی نداشتهاند. الیاس هم که مثل من همیشه به کارهای دامداری پرداخته میگفت پولی برای گردش رفتن نداشته. بقیه دوستان هم که ماشین داشتند به سفرهای نزدیک رفته بودند، مثل محمد که میگفت برای رفتن به سفر راه دور پول زیادی لازم است که نداشته و مجبور شده به همین سفرهای نزدیک قناعت کند. حاجعلی هم امسال عید جایی نرفت و بیشتر به کارهای ساختمان رسیدگی کرد. متاسفانه حاجعلی هنوز با همسایههای ساختمان مشکل دارد و چند باری به دادگاه و شهرداری رفته و هرروز که بازرسی برای بازدید از اوضاع محیطی ساختمان به اینجا میآید بچهها همه دچار دلهره میشوند. استرس عدم امنیت شغلی همیشه با کارگران همراه است. هر آن امکان دارد همسایههای ساختمان پیروز پرونده شوند و ما مجبور به ترک اینجا شویم و این یعنی دوباره بیکاری و به دنبال کار جدید دویدن. البته این همه هیاهو از بیبرنامگی مسئولانی نشات میگیرد که مجوز ساخت این قبیل ساختمانها را صادر میکنند که الان کار به قسمتهای پایانی رسیده و باید انبار تخلیه شود که این یعنی چند ماه تاخیر در پایان کار ساختمان. کار به جایی رسیده که بچهها به دنبال کار و شغل دیگری هستند و میگویند بعد از تعطیلی کار دنبال کار دیگری میروند.
نوروز امسال برای من خوب شروع شد. علاوه بر اینکه با حاجعلی تسویهحساب کردم، در چند جای دیگر که سال قبل کار کرده بودم به پولم رسیدم و تا حدودی قرضوقولههایم را دادم و از این بایت سال خوبی برایم شروع شد.