مناسبسازی یا به عبارت بهتر دسترسپذیری یکی از حقوق پایهای افراد معلول، ناتوان و کمتوان و پیششرط هر نوع مشارکت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ورزشی برای این قشر مهم جامعه است. میلیونها نفر از مردم جهان دچار انواع مختلفی از معلولیتهای فیزیکی، ذهنی و روانی هستند و به این علت توانایی آنها برای انجام فعالیتهای روزانه محدود شده است.
بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، معلولیت، محدودیتی است که در نتیجه نقص و ناتوانی ایجاد میشود. هماکنون در کشور ما بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار معلول، زندگی میکنند که معلولان جسمی- حرکتی بیشترین فراوانی را در بین آنها دارند. جانبازان جنگ تحمیلی، معلولان مادرزادی، معلولان ناشی از حوادث و بلایای طبیعی و سوانح رانندگی بخش زیادی از این افراد را تشکیل میدهند. علاوه بر این سالمندان که امروزه حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند نیز از گروههایی هستند که فعالیت و حضور حداکثری آنها در اجتماع نیازمند ایجاد فضاهای مناسب و دسترسپذیر است. اگر از دید یک معلول یا سالمند به محیط شهری بنگریم، نکات مثبت کمی در طراحی فضاهای شهری مییابیم که زندگی روزمره این افراد را با مشکل مواجه کرده؛ لذا مناسبسازی سطح عبور و مرور، کیفیت دسترسی به اماکن، مراکز مختلف، اصلاح ساختمانی و معماری شهرها در راه رسیدن به استقلال فردی، اقتصادی و اجتماعی آنها کمک بزرگی است. با توجه به اینکه حمایت از حقوق انسانی و شهروندی وظیفه دولتها و مسئولان شهری در همه جوامع است؛ افراد دارای ناتوانی و معلولیت باید حقوق مشابهی برای زندگی همچون دیگر شهروندان داشته باشند. در صورت رعایت نکردن دسترسپذیری محیط، بزرگترین گروه اقلیت جامعه (معلولان و سالمندان) از حقوق شهروندی خود بینصیب خواهند ماند و برای حضور در اجتماع با مشکلات جدی مواجه خواهند شد.
گشودن درهای جامعه به روی معلولان
بدون تردید مناسبسازی معابر شهری رابطه مستقیمی با شادابی و نشاط اجتماعی معلولان دارد. معلولی که نتواند از خدمات شهری همچون سایر شهروندان استفاده کند، خواهناخواه به سمت گوشهنشینی سوق مییابد و این بدترین حالتی است که میتوان برای یک معلول متصور شد؛ لذا مسئولیت اجتماعی همه سازمانها و ارگانها از شهرداری گرفته تا سازمان بهزیستی، ایجاب میکند گامهای اساسی در این زمینه بردارند. معلولان حسی و حرکتی، نابینا و ناشنوا، بارها تواناییهای خود را در عرصه علم و تحصیل، ورزش و فعالیتهای اجتماعی به اثبات رساندهاند و با اینکه مجبور بودهاند همزمان با محدودیتهای ریز و درشت بجنگند، در عرصه استانی و ملی درخشیدهاند که این امر، لزوم توجه به استانداردسازی خیابانها را ضروری میسازد تا شهرسازی نامناسب به قیمت کنارهگیری این گروه از عرصه فعالیتهای اجتماعی جامعه تمام نشود.
با اینکه نوع نگاه به معلولان نسبت به گذشته تغییر کرده و پیوسته بر مشارکت اجتماعی این گروه توانمند در کنار سایر افراد جامعه تأکید میشود، فضاهای شهری نامناسب سد بزرگی در برابر این موضوع است. هرچند در طی سالهای اخیر دستاوردهایی بهویژه در کلانشهرها، در تغییر رویکرد مدیریتی و ایجاد نهادهای تصمیمگیر، برنامهریز و نظارتی به ریاست معاون اول رئیسجمهور و وزیر کشور در سطح ملی و استانی شکل گرفته، اما هنوز ما در مقایسه با کشورهای پیشرفته و در حال توسعه در این زمینه بسیار عقب هستیم.