کرونا انگار به این زودیها دستبردار نیست. با واکسیناسیون سراسری و جهانی کشورها در پنج قاره اما دوباره سایه این ویروس نهتنها در کشور ما بلکه سایر نقاط دنیا را دربر گرفته و هر روز نیز ما با شکل و گونه جدیدی از آن روبهرو میشویم. تا روند کار کمی طبیعی میشود، دوباره کارشناسان از خیز بلندی خبر میدهند و گونهای دهشتناکتر از این ویروس که جهشی مرگبارتر از قبل یافته است و دوباره فریاد هشدارها همچنان اما با صدایی رساتر بالا میگیرد. تعطیلی چندینباره تعدادی از نمایشهای آماده اجرا و یا در حال اجرا، ما را بر آن داشت تا در این شماره پای گفتوگو با «مهدی شفیعی»، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنشینیم تا بیشتر از اوضاع و احوال این روزهای حوزه نمایش و اجراها در کشور آشنا شویم.
چنانچه خبر دارید در هفته گذشته تعدادی از نمایشهای در حال اجرا به دلیل ابتلای عوامل و همچنین موج جدید همهگیری تعطیل شدند. نظر شما در این باره چیست؟
به هر حال کشور ما اکنون نزدیک به دو سال است که با چالش ویروس کرونا مواجه است. نهتنها کشور ما بلکه کل جهان، تحت تأثیر این ویروس و پیامدهای ناشی از آن قرار گرفته است. از طرفی، در هنرهای نمایشی مانند تئاتر که در فضاهایی سربسته و سرپوشیده اجرا میشوند، امکان سرایت و خطر، هم برای بازیگران و سایر عوامل نمایش و هم برای تماشاگرانی که برای تماشای اثر کنار هم مینشینند، بسیار زیاد است؛ بنابراین باید از هر نظر دستورالعملهای بهداشتی و همچنین فاصلهگذاری اجتماعی را کاملاً رعایت کرد.
در دورهای از سال، ما با کاهش ابتلا مواجه بودیم که در پی آن، فعالیت سینماها و تالارها (البته با رعایت پروتکلهای بهداشتی و دستورالعملهای ابلاغی از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا،) دوباره از سر گرفته شد، اما درپی جهش تازه این ویروس و خیز بلندی که در سطح کشور و جهان برداشته، دوباره به ناچار شرایط سختتری از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا برای مهار پیک پنجم در نظر گرفته شد. به دنبال این موضوع نیز در هفتههای گذشته در تهران و همچنین تعدادی از شهرستانها مانند اصفهان و شیراز تعطیلی برخی از نمایشهای در حال اجرا را در کشور شاهد بودیم. در تهران، نمایش «خانواده آقای هاشمی» بعد از 20 شب اجرا به دلیل پیک پنجم کرونا و دستورالعمل فوری ستاد مبارزه با کرونا مبنی بر تعطیلی تالارها، دیگر به روی صحنه نرفت؛ هرچند این نمایش با استقبال فراوانی از سوی علاقهمندان مواجه شده بود. از سوی دیگر، با توجه با اینکه ما در ماه محرم و آستانه ماه صفر قرار داریم، در مشهد نیز تعدادی نمایش که تم و مایهای مذهبی داشتند و در مورد وقایع عاشورا و محرم بودند به دلیل حاد بودن شرایط مشهد از نظر کرونا به حالت تعلق درآمدند و تا اطلاع بعدی، ما هیچ نمایشی را در شهرهایی که از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا قرمز اعلام شدهاند بر روی سن نخواهیم داشت. البته امیدواریم با واکسیناسیون سراسری که اکنون در سطح کشور سرعت بیشتری نسبت به قبل به خود گرفته و همچنین رعایت کامل شیوهنامهها و فاصلهگذاریهای اجتماعی از سوی مردم کشورمان ویروس مهار شود و تحت کنترل درآید و شرایط به مانند سابق بازگردد.
با توجه به اینکه هر اجرا تا آماده نمایش و بر روی صحنه رفتن شود؛ آن هم در شرایط کنونی، سختیها و مشقات فراوانی را برای عوامل تولید نمایش و سایر دستاندرکاران آن به دنبال دارد، به نظر شما چگونه میتوان از هنرمندان و همچنین سایر عوامل پشت صحنه مانند طراح صحنه، چهرهپرداز، طراح لباس و... حمایت کرد؟
ببینید همانطور که اشاره کردید، برای اجرای یک نمایش و روی صحنه بردن آن، عوامل مختلفی در کنار هم مشغول به کار هستند که هر یک به نوبه خود سهمی در آن اجرا برعهده دارند؛ از طراح صحنه و دکوراسیون گرفته تا عوامل دیگر که شاید تماشاگر در حین اجرا اصلاً متوجه این موضوع نشود، اما به هر حال به نوعی در اجرا دخیل هستند. خب وقتی نمایشی آماده اجرا میشود، این یعنی همه این عوامل در کنار هم، کاری را آماده اجرا و روی صحنه بردن کردهاند و تعطیلی آن یعنی تعطیلی و بیکاری تعداد کثیری از عوامل نمایش. توجه داشته باشید در یک سال و نیم گذشته، قشر هنرمندان بهویژه عوامل پشت پرده، عملاً تعطیل بودند و شرایط سختی را پشت سرگذاشتند. ما میدانیم که تعطیلی هر نمایش و به اجرا نرفتن آن، یعنی بیکار شدن عدهای که در پی کسب درآمد و همچنین نشان دادن اثر هنری خود در قالب یک نمایش به علاقهمندان هستند، اما با این اوضاع و احوال کنونی و اینکه این ویروس با هیچکس شوخی ندارد و به مخاطره نیفتادن جان انسانها از هر چیزی واجبتر است، بنابراین عملاً در چنین شرایطی، چاره دیگری برای هیچکس باقی نمیماند.
به نکته خوبی اشاره کردید. طی این مدت نیز که ما با برخی از اهالی هنر و نمایش گفتوگو داشتیم و از اوضاع و احوال آنان جویا میشدیم، آنان نیز به این موضوع اشاره و از آن نیز بسیار گلایهمند بودند. به نظر شما به عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی، آیا بهتر نبود حمایتهای بیشتری از آنان صورت گیرد؟
ما طی یک سال و نیم گذشته درباره موضوع کرونا و تأثیر منفی آن بر هنر نمایش در کشور، نشستهای مختلف و گوناگونی با دستاندرکاران و تعدادی از هنرمندان حتی در سطح وزیر، برگزار کردیم و برخی تصمیمات و معافیتها و همچنین امکان اخذ وام با بهره پایین با تعدادی از بانکهای عامل، بیمه هنرمندان و... برای این قشر از جامعه را در نظر گرفتیم. توجه داشته باشید، امکانات و از همه مهمتر، بودجه تخصیص یافته به هنرمندان بهویژه هنرهای نمایشی مانند تئاتر بسیار اندک است و ما بر اساس بودجه تخصیصیافته و تأیید شده از سوی مجلس شورای اسلامی، میتوانیم در امور رفاهی، حمایتهای لازم را از آنان صورت دهیم؛ هرچند برای در اختیار قرار دادن امکانات رفاهی بیشتر که در دوران کرونا در اختیار هنرمندان قرار گیرد، با برخی ارگانها و سازمانها مانند بانکها و شهرداریها و بیمهها مکاتبات و رایزنیهایی را صورت دادیم و اکنون نیز با آغاز به کار وزیر جدید، در حال رایزنیهای بیشتر در این زمینه هستیم و امیدواریم مشکلات اهالی هنر در این شرایط به حداقل برسد.
در برخی کشورها، صندوقها و یا سندیکاهای مختلفی در اصناف گوناگون وجود دارند که در واقع، مرجعی هستند برای اعاده حق و همچنین حمایتهای لازم در مواقع بحران و حفظ حمایتهای لازم از اعضای خود. چرا در کشور ما چنین صندوقهایی بهویژه در امور هنری و هنرمندان مانند سایر نقاط جهان وجود ندارد؟ به نظر شما آیا لزوم ایجاد چنین صندوقها و سندیکاهایی، نهتنها در صنف هنرمندان بلکه در سایر اصناف احساس نمیشود؟
به موضوع خوبی اشاره کردید. ببینید در واقع، نفس ایجاد چنین صندوقها و سندیکاهایی، حمایت از اعضای خود است و به نوعی میتوان گفت سندیکاها در واقع بلندگوی اعضای خود و رساندن صدای اعتراض آنان به دیگر مسئولان و در سطح کلان، جامعه خود و حتی در سطحی وسیعتر، کل جهان هستند، اما این موضوع در کشور ما بسیار متفاوت است. توجه داشته باشید ما در کشوری اسلامی زندگی میکنیم که آرمانها و اهداف و آموزههای آن از طریق دین مبین اسلام و همچنین شرع مقدس، توسط قانونگذار به عنوان قانون اساسی کشور، مورد تصویب اعضای و نمایندگان ملت واقع شده و همه قوانین مصوب در آن، بر مدار آن در حال حرکت و گردش است. در قانون اساسی ما همه چیز به طور صریح و مشخص بیان شده است. قانون اساسی، قانون جامع و کاملی است که همگان مکلف به اطاعت و رعایت از آن هستند و هیچکس و یا ارگان و سازمانی حق عبور و یا تخطی از آن را ندارد. البته این موضوع به این مفهوم نیست که سایر کشورها قانون اساسی ندارند و یا از آن تبعیت نمیکنند؛ خیر. منظور این است که در کشور ما، اساس و شالوده امور بر اساس دینی استوار است که گذشت و دستگیری از نیازمندان و لزوم حمایت از آنان از واجبات و بر همگان فرض و واجب است. رسیدن و دستیابی به خواسته اصلی؛ آن هم تحت هر شرایط و به کار بردن هر ابزاری در رسیدن به آن در چنین جامعهای چندان پسندیده و مطلوب نیست و توصیهای نیز به آن نشده است. چه بسا در جامعه ما، خیرین و یا ورزشکاران و سایر پیشکسوتان در بسیاری از امور وارد میشوند که در کشورهای دیگر چنین بحثی به هیچ عنوان وجود ندارد و اصلاً رایج و متداول هم نیست؛ مانند احداث بیمارستان، مدارس و کمک به زندانیان نیازمند و... بنابراین میبینید که نوع و ساختار فرهنگی جامعه ما با جوامعی که شما به آن اشاره کردید، بسیار متفاوت است. اما از طرفی حمایتهای جمعی نیز از افرادی که دچار مشکل هستند کار پسندیده و نیکویی است.