یک دکترای اقتصاد و عضو شورای سیاستگذاری انجمن اقتصاددانان ایران گفت: «توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست نیازمند پیادهسازی سیاستهای حمایتی ترکیبی است که تنها با اعطای وام و افزایش سرمایه اشتغالزایی محقق نمیشود.»
علی حیاتنیا اظهار کرد: «زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست به دلیل آسیبهای روحی و بعضاً مشکلات اجتماعی نیازمند حمایتهای همهجانبه مادی و معنوی هستند؛ بنابراین به موازات حمایتهای مادی باید سیاست هدفمندی در جهت آموزش مهارتهای بازاریابی و فروش، مهارتهای ارتباطی و... به آنها تدوین و پیادهسازی شود.»
وی با اشاره به الگوهای موفق دنیا در این زمینه گفت: «اگر میخواهیم زنان به اشتغالزایی پایدار برسند میتوان از آموزههای تجربی موفق دنیا نیز در این زمینه بهره گرفت.»
این مدرس دانشگاه سرمایهگذاری به صورت مجتمع و کارگاهی را ایده مناسبی در توانمندسازی و اشتغالزایی زنان خواند و افزود: «زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست بعضاً از مهارتهای چندانی برخوردار نیستند؛ بنابراین بهکارگیری آنها در کارگاهها پس از کسب مهارتهای حداقلی مفیدتر و نتیجهبخشتر خواهد بود.» وی ادامه داد: «در این شیوه از اشتغالزایی پس از تعریف سازوکار دقیق و مشخص برای راهاندازی مجتمعها و کارگاههای تولیدی، تسهیلاتی برای پنج تا ۱۰ نفر به افراد سرمایهگذار، خیرین، نهادهای مالی عامالمنفعه یا کارآفرینانی علاقهمند به فعالیتهای اجتماعی پرداخت میشود و افراد نیز مبالغی جزیی به عنوان آورده مالی در مجتمع سپردهگذاری میکنند. در این نوع از توانمندسازی و اشتغالزایی امکان تحقق تضمین اشتغال و درآمد پایدار در فرایندی چندین ساله بیش از اشکال دیگر اشتغالزایی است.» حیاتنیا افزود: «تسهیلات اشتغالزایی اگر مستقیماً به فرد پرداخت شود باید پیش از اعطا، مهارتهای مختلف شغلی، بازارسنجی و بازاریابی، تبلیغات، ارتباطگیری و فروش محصولات همزمان به فرد آموزش داده شود، در غیر این صورت صرف انجام اقدامی مانند «اعطای تسهیلات» نهتنها نتیجه دلخواه حاصل نمیشود بلکه تسهیلات در اموری مانند دلالی، واسطهگری و... صرف میشود که ریسک آن برای زنان سرپرست خانوار بسیار بالا خواهد بود و یا در صورت هزینه کردن تسهیلات در جهت رفع نیازهای کوتاهمدت، مددجو در بلندمدت با آسیبهای بیشتر و جدیتری مواجه خواهد شد.»