
در ادبیات «کار» را از جنبههای مختلف میتوان دید. کارمندان، کارگران، کارفرمایان و همه شخصیتهای آثار ادبی که شغلشان و کاری که به آن مشغولاند در شکلگیری اثر ادبی نقش تعیینکننده دارد میتوانند موضوع «ادبیات و کار» باشند، به شرط اینکه کار و وضعیت شغلیشان بخشی از بافت اثر را تشکیل دهد و خالق اثر در مورد وضعیت شغلیاش به یک اشاره صرف بسنده نکند. در ادبیات داستانی ایران کارگران از دیرباز حضور داشتهاند، گیریم که این حضور روزگاری پررنگتر و روزگاری کمرنگتر شده باشد. ازجمله قدیمیترین نویسندگان ایرانی که در آثارش به وضعیت بغرنج کارگران پرداخته جلال آلاحمد است در مجموعه داستان «از رنجی که میبریم». آلاحمد در این مجموعه البته چندان وارد جزئیات زندگی کارگری نمیشود و موضوع را در بافت سیاسی مقابله خشن حکومت پهلوی با جنبش کارگری که در حال شکل گرفتن است میبیند. داستان «دره خزانزده» - اولین داستان این مجموعه - درباره سرکوب کارگران معدن در شمال است. حکومت برای توجیه این سرکوب داستانی را جعل میکند و بعد با گرفتن استشهاد قلابی به خانههای کارگران یورش میبرد و آنها را به رگبار میبندد. شخصیت یکی از کارگرانی که تیرباران میشود - وصالی - در این داستان از همان اسطوره معروف کارگر - قهرمان تبعیت میکند. راوی در زندگی وصالی ریز نمیشود و از او کلیاتی به دست میدهد. «دره خزانزده» تمرکز خود را بر تقابل حکومت پهلوی با جنبش کارگری در دهه 1320 گذاشته است و با ارائه تصویری از یک سرکوب خشونتبار در مکانی مشخص، این تصویر را بهکل فضای تیرهای بسط میدهد که در آن سالها حاکم بوده است. این داستان کاری به پسوپیش ماجرا ندارد. در زندگی کارگران و روابطشان و نوع تقابلشان با حکومت دقیق نمیشود و صرفا به طرزی موجز برشی از یک وضعیت بغرنج را به دست میدهد، وضعیتی که در آن صدای مسلسل صدای غالب است و در سراسر داستان مثل ترجیعبند تکرار میشود و به گوش میرسد.