آثار نویسندگان جهان در حوزه کار و کارگر در ادبیات جهان بخصوص در سده اخیر بر اساس نوع تفکر نویسنده و همچنین وقوع انقلابها همواره دستخوش تغییر و تحولات گوناگون بوده است. برای نمونه میتوان به انقلاب سال 1917 روسیه و روی کار آمدن سوسیالیسم و همچنین نمونه این انقلاب و گسترش تفکرات حاکم بر آن در سایر کشورها مانند چین و... اشاره کرد. اما در کشور ما و بسیاری از کشورهای اسلامی، همواره نوع نگاه نویسندگان مسلمان بر اساس دستورات قرآن کریم و تأکیدات فراوان پیامبر اکرم(ص) بر حمایت و اعطای حق کارگر و همچنین بوسه معروف بر دستان پینه بسته او معطوف بوده است. برای آشنایی بیشتر این حوزه در ادبیات در این شماره از آتیهنو پای صحبتهای تقی آزادارمکی از نویسندگان، پژوهشگران و جامعهشناسان کشور رفتیم تا از کار و کارگر و تأثیر آن بر ادبیات نویسندگی برایمان بگوید.
به نظر شما جایگاه کارگر در ادبیات ما و جهان چگونه است؟ آیا اصولاً در نویسندگی حوزهای به نام ادبیات کارگری داریم؟
باید به سؤال شما از چند منظر پاسخ داد. ببینید در کشورهای غربی - بالاخص در سده اخیر- و همچنین در برخی کشورهای آسیایی، اکثر نویسندگان (بسته به نوع کشور از نظر حکومت حاکم بر آن و همچنین تاریخ و زمانی که نویسنده در آن زمان اثری را تألیف میکند و به رشته تحریر درمیآورد) در آثار خود از قشر کارگر و یا حقوق میان کارفرما از کارگر استفاده کردهاند. به این مفهوم که شخصیت داستان خود را بر اساس زندگی کارگری که حقاش ادا نشده و در حق او ظلم شده، پیش میبرد و آن کارگر را به عنوان شخصیت اصلی داستان خود برمیگزیند. فاصله طبقاتی، فقر و ساعات طولاتی و مشقت فراوان کار و همچنین زور و شلاق کارفرما بر پیکر نحیف کارگر سرفصلهای اصلی یک نویسنده برای خلق اثرش بود. برای مثال میتوان به نویسنده معروف روسیه، ماکسیم گورکی اشاره کرد که در آثار او نقش و تفکر سوسیالیستی، مخالفت با بهرهکشی فراوان از کارگر و همچنین برابری و حق برخورداری از مواهب زندگی و البته بر اساس شور آن دوران، دست آخر مبارزه کارگر برای گرفتن حقاش از حکومت که به عنوان کارفرمای اصلی کارگر به حساب میآید موج میزند و فراوان دیده میشود...
... ما شاهدیم که در آن دوران در برخی از این آثار از کارفرما و یا حکومت به عنوان پلید، ستمگر و بهرهکش یاد میشود و در مقابل از کارگر به عنوان فردی که حق او پایمال شده و همواره به او ظلم میشود...
...بله. به موضوع خوبی اشاره کردید و این همان تقابل کارگر، کارفرما و حکومت و قرار دادن این دو در مقابل هم است. گاهی سوسیالیسم پیروز میشود و گاهی امپریالیسم.
به نظر شما در کشور ما چنین تفکراتی تا چه حد وجود داشت و آیا اکنون نیز وجود دارد؟
در کشور ما در سده اخیر و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اکثر کارخانهها به صورت شخصی اداره میشد و در رأس آن فردی به عنوان سرمایهگذار اصلی و صاحب آن کارخانه؛ بسته به نیاز خود تعدادی کارگر استخدام میکرد و چرخ تولید کارخانه خود را به حرکت درمیآورد. با روی کار آمدن دولت دکتر مصدق در سال 1330 و احداث سازمان بیمهگری مانند تأمیناجتماعی و لزوم حمایت و بیمه کردن کارگران، شرایط تا حدودی بهتر از قبل شد و کارخانهداران و کارفرمایان مکلف شدند کارگران خود را بیمه اجباری کنند و ساعات کار نیز در طول ماه مشخص شد. همچنین تعطیلی اجباری یک روز در هفته برای همه کارگران اجباری شد. مقرراتی نیز در مورد مرخصی و سایر موارد مانند ازکارافتادگی، فوت و... وضع و همه مکلف به رعایت و اجرای کامل آن شدند؛ اما در آن دوران با ورود تفکر چپ به کشور و تقابل آن با مکتب کاپیتالیسم و سرمایهداری، برخی نویسندگان آن دوران (که البته گرایشات چپگرایانه داشتند) را واداشت تا در آثار خود از کارگران و حمایت از این قشر و حق برخورداریاش آثاری را خلق کنند.
طبیعی بود که برخی از کارگران با پیوستن به سندیکاها و حمایت نویسندگان و برخی روزنامههای آن زمان و فروش روزنامهها و کتابهای «چپی» برخی کارگران را به سوی خود جذب کرد و آنها در سایه آن خواستار تغییر وضع موجود خود شدند. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در بهمنماه سال 1357 و حمایت امام(ره) از کارگران و مطرود کردن و غیراسلامی و غیرانسانی دانستن آن تفکرات غربی از نظر ایشان و لزوم حمایت از کارگر و دادن حق او، شرایط بهتری بر قشر کارگر در کشور حاکم شد و کارگران با پشتوانه معنوی شخصیتی همچون حضرت امام(ره) بیش از گذشته دل به کار سپردند و خیالشان از هر نظر آسوده شد که سرانجام شخصیتی در رأس امور قرار گرفت که با تفکرات اسلامی ناب خود و مطرود دانستن سوسیالیسم و کاپیتالیسم در اعطای حق کارگران از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد و کارگرانی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی درگیر تفکرات غربی و شرقی بودند، از شرایط بهتری برخوردار شدند.
برای اینکه ما دوباره در دام غربزدگی و شرقزدگی افراطی گرفتار نشویم، شما چه پیشنهادی دارید؟
من به عنوان یک نویسنده و جامعهشناس، همان تفکرات اسلامی و احقاق حق کارگر از دیدگاه و منظر اسلام و همچنین دیدگاه امام(ره) و در عصر حاضر بیانات مقام معظم رهبری را میپسندم و از آن حمایت میکنم و آن را بهترین پیشنهاد و گزینه برای حمایت از کارگر و کارفرما و در نهایت تولید میدانم. ببینید تفکراتی مانند سوسیالیسم و کاپیتالیسم اینها هر کدام در زمانی در برخی کشورها طرفدارانی داشت و افرادی را به سوی خود جذب کرد که از آن حمایت میکردند، اما اگر دقت کنید متوجه میشوید اکنون در هیچ یک از آن کشورها و همچنین کشورهای اسلامی در حوزه کارگر و کارفرما، سوسیالیسم و یا کاپیتالیسم به معنا و مفهوم کلاسیک خود دیگر وجود ندارد و جایگاه خود را از دست داده است. کارگران و کارفرمایان قرادادهایی میان خود تنظیم میکنند و دولت به عنوان ناظر کل با حمایت از هر دو قشر، سببساز افزایش تولید خواهد بود. به نظر من، ما برای حمایت از کارگر باید بیشتر از ابزار فرهنگی خود استفاده کنیم و نویسندگان ما به نظر میرسد باید بیشتر در این حوزه ورود کنند.
به نظر شما چگونه میتوان برای شناخت، آشنایی بیشتر و حمایت از کارگر؛ از ادبیات و نویسندگان استفاده بهتر و بیشتری کرد و آنها را به نوعی تشویق به کار در این حوزه و سوژهسازی از کارگر در داستانهایشان کرد؟
همانطور که اشاره کردم نویسندگان در بیشتر آثارشان از کارگر به عنوان فرد یا شخصیتی که همواره به او ظلم شده و میشود و او توان بازپسگیری حق خود را ندارد، یاد میکنند؛ اما به نظرم این موضوع در دنیای نویسندگی به نوعی به یک تابو تبدیل شده که اکنون وقت شکستن آن فرارسیده
است.
توجه داشته باشید فقط حوزه کتاب و نویسندگی در این امر دخیل و تأثیرگذار نیست، بلکه دیگر رسانههای جمعی مانند مطبوعات ،سینما، سایتها و سایر رسانهها میتوانند بستر مناسبی برای حمایت از کارگر باشند. با توجه به اینکه در عصر حاضر با شتابی که دنیای الکترونیک و فضای مجازی به خود گرفته مردم از طریق گوشی همراه خود در کمترین زمان ممکن از اخبار و حتی دیدن آثار و یا مطالعه کتابها در فضای مجازی بهترین بهره را میبرند، به نظر از این فضا در حوزه کار و کارگر بهتر میتوان بهره برد و دست به خلق آثاری زد که به نوعی در آن از کارگر بیشتر حمایت و حق او به طور تمام و کمال پرداخت شود و او احساس امنیت شغلی
کند.
شما ببینید در حال حاضر بسیاری از نویسندگان؛ نه در کشور ما بلکه در تمام نقاط دنیا به دلیل افزایش نرخ کاغذ و هزینه چاپ بیشتر تمایل دارند کتاب و آثارشان به صورت مجازی در اختیار مخاطبانشان قرار گیرد و در حال حاضر روز به روز مردم با این نوع سبک کتابخوانی و مطالعه یعنی مطالعه کتابهای مورد علاقه خود در فضای مجازی بیشتر آشنا میشوند و به سمت این نوع مطالعه علاقهمند میشوند و دیری نمیپاید که داشتن کتابخانه در منزل و یا گرفتن کتاب در دست فقط به خاطرهای تبدیل میشود و مردم کتابهای مورد علاقه خود را در فایلهایشان ذخیره خواهند کرد. ما باید بیشتر از این فضا استفاده کنیم و این موضوعی اجتنابناپذیر است؛ نه در حوزه کتاب بلکه در سایر رشتهها.