به گفته کارشناسان، طی چندین دهه گذشته، مدیران و سیاستمداران آمریکایی قوانین کار و حق سازماندهی کارگران را نادیده گرفتهاند و در عین حال، شرکتها حقوق و مزایای کارگران آمریکایی را کاهش داده و مشاغل خارج از کشور را که ترویج کردهاند، مشاغلی که به علت ارزانتر بودن نیروی کار سبب میشود سود سرشاری نصیب رؤسا و صاحبان صنایع شود و از سوی دیگر قدرت چانهزنی کارگران داخلی را در مناسبات قوانین مربوط به عدالت کاری محدود
میکند.
در برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه که قوانین کار بیشتر به نفع کارگران است، برخی از کارمندان آمازون توانستهاند با موفقیت اتحادیه تشکیل دهند، مثلاً در ماه
ژوئیه، آمازون دستمزد کارمندان فرانسوی خود پس از مذاکرات اتحادیه 1.6 درصد افزایش داد.
نمیتوان انکار کرد که نتیجه این کارزار یک شکست ننگین برای اتحادیهها است که از حمایت سیاستمداران برجستهای مانند سناتور دموکرات «برنی سندرز» و همچنین سناتور ضدکمونیست جمهوریخواه «مارکو روبیو» و شخص «جو بایدن»، رئیسجمهوری آمریکا برخوردار بودند. یکی از کارگران آمازون که به نفع ایجاد اتحادیه در بسمر رأی داد، در این رابطه گفت: «اتحادیهها نخواهند توانست کارگران را نجات دهند. باید تصور شوالیه سفیدپوشی که سوار بر اسب بناست نجاتتان دهد را فراموش کنید.
تنها چیزی که بناست تغییر کند این است چند درصد دیگر از حقوقتان کسر میشود و هرچه بیشتر میگذرد صدایتان نیز کمتر و کمتر میشود. نرخ پرداخت خوب و ایمنی در محیط کار نه اولویت آمازون است؛ نه اتحادیه. آنچه به سود شماست اصولاً در زمینه اولویتهای آنان قرار نمیگیرد. اولویت آنها این است که تا جایی که میشود از شما کار بکشند و به شما دروغ بگویند. کارگران آمازون باید با داشتن یک کمیته درجه یک تصمیمگیری کنند.»
قدرت کارفرمایان
بنا به اظهارات این متخصصان، از یاد نباید برد که یکی از اصول شرکتها در ایالات متحده این است که بهترین شرایط موجود را در میان کشورهای جهان برای کارگرانشان فراهم میآورند و این عقیده عمومی وجود دارد که درخواست برای تشکیل اتحادیه و بهبود شرایط کار بیشتر امری است مختص کشورهای فقیر یا توسعهنیافته یا حتی در حال توسعه. حال جامعه آمریکایی با این واقعیت مواجه شده که به رغم پیشرفتها در عرصههای گوناگون، از جمله فناوریهای پیشرفته، شرایط بخش اعظم جامعه که ساعات روز و شب خود را در کارخانهها، کارگاهها و شرکتها به سر میبرند، آنچنان که بسیاری هم فکر میکنند شرایط ایدهآلی ندارند. این خود میتواند ناخودآگاه جمعی جامعه را به سمت و سوی تغییر و ایجاد اصلاحات اساسی طی سالهای آینده در جامعه کارگری آمریکا پیش ببرد.
آمازون که بهشدت با تلاش اتحادیه مخالفت کرده بود، بدون شک در یک نبرد مهم پیروز شد. همچنین چالشهای قانونی احتمالی اتحادیه خردهفروشی، عمدهفروشی و فروشگاههای بزرگ از این رهگذر به محاق فرو رفت. کارشناسان اما معتقدند چنانچه شرکتهایی چون آمازون روند مناسبات کاری خود را تغییر ندهند، باید انتظار چالشهای بیشتری را داشته باشند؛ چالشهایی که بیشک برای آنان هزینهبر بوده و میتواند در درازمدت به ضررشان تمام شود.
در واکنش به نتایج رأیگیری، آمازون اعلام کرد کارمندان این شرکت ایستادگی و مخالفتشان در برابر اتحادیهها را اعلام کردند و مایه خوشحالی است که بالاخره صدای جمعی آنان شنیده شد؛ اما به گفته کارشناسان، این تحلیلی اشتباه از تحولاتی است که از ماه نوامبر در شهر بسمر روی داده است؛ چراکه گرچه کارگران علیه اتحادیهها رأی دادند، اما این بدان معنا نیست که شرایط کار در آمازون برای آنان انسانیتر شده و از آن راضی هستند. «ربکا جیوان»، استاد حوزه روابط کاری در دانشگاه راتجر در این رابطه به بیزینس اینسایدر گفت: «این نتیجه بیش از هر چیز عدم تعادل و نبود برابری در قوانین فعلی کار در ایالات متحده را نشان میدهد تا آنکه نشانگر آن باشد که کارگران از محیط و وضعیت کاری خود رضایت دارند. اساساً اگر وضعیت کار آنچنان بود که مدیران آمازون مدعی آن هستند، نیازی به شکلگیری چنین کارزارهایی نبود.» وی افزود: «این موضوع همچنین نشان میدهد که وقتی کارفرما دارای منابع نامحدود بوده و به کارگران دسترسی تماموقت در طول روز و شب داشته باشد، به سختی میتوان انتظار داشت که آنان صدای خود را برساند، خاصه آنکه محدودیتهای قانونی بسیاری در این راستا سد راه آنان است.»
ناامیدی، سم است
این در حالی است که به گفته «لین وینست»، استاد مدیریت در دانشگاه سیراکیوز معتقد است که در این زمینه باید نقش شرکتها در سرکوب صداهای مخالف را نیز باید مدنظر قرار داد. وی گفت: «از طریق اجبار قانونی و شگردهای غیرقانونی، کارفرمایان هزینه زیادی را صرف بیرون نگه داشتن اتحادیهها از محیطهای کار میکنند و معمولاً هم این اقدامات نتیجه میدهد؛ بنابراین این نتیجهای که شاهدش بودیم چندان تعجبآور نیست. با این وجود، کارگران از بسیاری جهات فوقالعاده موفق بودند.» وی افزود که تاکتیکهای آمازون در طول مبارزات انتخاباتی و روند رأیگیری برای آنها موفقیتآمیز بود، اما اکنون از نظر قانونی و در معرض دید عموم مردم زیر سؤال رفته است.
همچنین آنچه بیشتر کارشناسان و فعالان حوزه کارگری بر سر آن توافق دارند این است که کارگران باید از این تجربه نتیجهگیری لازم را انجام دهند. به گفته آنان، کارگران به سازمانهای جدید مبارزاتی، مستقل از اتحادیههای طرفدار شرکتی که تحت کنترل دموکراتیک هستند، نیاز دارند؛ سازمانهای جدیدی که برای نیازهای کارگران میجنگند. بسیاری از کارشناسانی معتقدند توجه گسترده مردم و حمایت مردم از این امر نشان میدهد که سرانجام علاقه و اشتیاقی برای اصلاح ساختار عمومی کار در آمریکا وجود دارد. این در حالی است که در دوران ریاستجمهوری «دونالد ترامپ» قوانین کار آمریکا بیش از گذشته سود شرکتها پیش رفت، اما بایدن دستکم در این چند ماه که از آمدناش به کاخ سفید گذشته نشان داده علاقه دارد این روند را معکوس کند. این موضوع بیتردید میتواند فرصت خوبی برای اتحادیهها و فعالان کارگری باشد تا دستاوردهایی که طی کارزار اخیر به دست آوردند را افزایش داده و از آن بهره ببرند.
از طریق اجبار قانونی و شگردهای غیرقانونی، کارفرمایان هزینه زیادی را صرف بیرون نگه داشتن اتحادیهها از محیطهای کار میکنند و معمولاً هم این اقدامات نتیجه میدهد؛ بنابراین این نتیجهای که شاهدش بودیم چندان تعجبآور نیست