تعداد روزنامهنگارانی که امید داشته باشند روزنامهنگار بازنشسته شوند روزبهروز کمتر میشود. نگاه بلندمدت به حرفه روزنامهنگاری، زیر فشارهای ناشی از مشکلات معیشتی و آینده غبارآلود آن، در این حرفه کمرنگتر از همیشه شده است. عمر حرفهای روزنامهنگارانی که با اشتیاق دستبهقلم میشوند و به جرگه روزنامهنگاران میپیوندند گاه به 5 سال هم نمیرسد. بسیاری در میانه راه و یا حتی در بهترین روزهای شکوفایی حرفهای خود به دلیل تنگناهای مالی و حرفهای، عطای قلم را به لقایش میبخشند و یا جذب روابط عمومی سازمانهای مختلف میشوند و یا دور از هیاهوی خبر و اطلاعرسانی، شغلی دیگر را برمیگزینند. از طرفی همترازی این جوانمرگی با عمر کوتاه بسیاری از مطبوعات ایرانی این فرضیه را پیش میکشد که در مطبوعاتی که نمیتوانند آنقدر عمر کنند و ریشه بدوانند که عمرشان حداقل به یک دوره بازنشستگی کارمندی قد دهد، نمیتوان از کارکنان تحریریههای آنها یا همان روزنامهنگاران انتظار ماندگاری بیشتر داشت. هرچه هست، مشکلات معیشتی و در راس آنها دستیابی به بیمه اجتماعی برای پوشش نیازهای درمانی و بازنشستگی روزنامهنگاران به یکی از دغدغههای جدی صنفی این طیف تبدیل شده است. شاید نگاه کردن به نشریههایی که توانستهاند برخلاف پیشفرض غالب و جاافتاده کوتاهزیستی مطبوعات ایرانی، با ساختاری منظم و قوامیافته منتشر شوند بتواند برای راهکاریابی کمککننده باشد. مجله «فیلم» یکی از این خرقعادتهای جامعه نهچندان بزرگ روزنامهنگاری ایران است. بیش از سه دهه انتشار منظم یکی از پرمخاطبترین و حرفهایترین ماهنامههای تخصصی کشور توسط سه چهره نامآشنای روزنامهنگاری ایران نمونه خوبی است برای پرسوجو کردن درباره چگونگی رتقوفتق امور صنفی در تحریریهای که چند نسل از مطرحترین روزنامهنگاران سینمایی ایران در آن تربیت شده، رشد کرده و حتی بازنشسته شدهاند. نام مجله فیلم با هوشنگ گلمکانی، عباس یاری و مسعود مهرابی درهمتنیده است. سه سینمایینویس قدیمی که مجلهشان را با مشقت و پای فشردن بر اصول و البته آنگونه که بارها گفتهاند با خوندل خوردن، به کارگاهی حرفهای برای ژورنالیسم سینمایی تبدیل کردهاند. در نمایشگاه مطبوعات امسال، فرصتی دست داد تا میهمان عباس یاری باشیم. کسی که مدیریت تحریریه مجله فیلم بر عهده اوست. او در گفتوگو با آتیهنو از راهکارها و الگوهای مجله فیلم برای سروسامان دادن به امور صنفی و معیشتی و دغدغههای بیمهای کسانی میگوید که سالهاست برای انتشار مجله فیلم و تبدیل آن به کارگاه روزنامهنگاری تخصصی با او و دو یار دیرینهاش همراهی میکنند.
نگاه صنفی شما در مجله فیلم چه ویژگیهایی دارد؟ وقتی فرد جدیدی به تحریریه اضافه میشود برای اینکه خیال او را از بحثهای معیشتیاش راحت کنید چه فرایندی طی میشود؟
اخیرا افراد جدیدی به تحریریهمان اضافه کردهایم. به طور کلی طی سه دهه گذشته افراد زیادی به تحریریه ما اضافه شدهاند. نکته مهم این است که کسانی که به مجله فیلم میپیوندند نیاز ندارند ما به آنها اطمینانی درخصوص دغدغههای معیشتیشان بدهیم. اول اینکه همه آنها به دنبال عشق و علاقه عمیق به تیم ما میپیوندند. یعنی کسانی که به ما اضافه میشوند حتی اگر بدانند پولی دریافت نمیکنند، و حتی اگر بیمهای هم در کار نباشد، به دلیل علاقهای که به سینما دارند وارد مجله فیلم میشوند. یعنی این مجله برای آنها جایی گذرا و یا نردبان نیست و نگاهشان به این همکاری بلندمدت است. اما چون خود ما سه نفر کار و زندگیمان را در مطبوعات شروع کرده و گذراندهایم، تلاش میکنیم از هرچیزی که در سالهای ابتدایی شروع به کار ما را اذیت کرده پرهیز کنیم و حتی عکس آن عمل کنیم. با این رویکرد است که هرکسی که به ما اضافه میشود اگر در کادر اداری باشد بیهیچ شک و تردیدی از روز اول بیمه میشود و بچههایی را هم که پارهوقت با ما همکاری میکنند ولی میدانیم ماندگار خواهند بود بیمه میکنیم. ما بهعنوان مجله ماهانه بخش خصوصی، که هیچ نوع وابستگی به هیچ جایی نداریم، در حال حاضر حدود 14یا15 بیمهشده داریم.
باسابقهترین همکار شما، البته بهاستثنای خود شما سه نفر، که در مجله فیلم کار میکند چه کسی است؟
کسانی هستند که در مجله فیلم بازنشسته شدهاند و هنوز هم با ما همکاری میکنند. البته نمیدانم اینکه دوباره با ما کار میکنند از نظر قانونی مشکلی دارد یا نه. امیدوارم کسی بابت این موضوع برای ما دردسر ایجاد نکند! چون شنیدهام بازنشستهها نمیتوانند کار کنند. خوشبختانه در مجله فیلم هیچ بازنشسته دولتی وجود ندارد. برای نمونه بگویم آقای محمد شکیبی که هم حسابدار و هم منتقد ماست، آقای مسعود صدری و یا آقای محصصی که عکاس ماست؛ این دوستان در مجله فیلم کار کردهاند و بازنشسته شدهاند.
البته بحثهای صنفی در مجله فیلم صورت دیگری هم دارد که اگر از آن زاویه نگاه کنیم نمیتواند چندان الگوی مناسبی برای مشکلاتی که الان در مورد آنها صحبت میکنیم باشد! خیلیها مجله فیلم را مثال میزنند و میگویند بسیاری از منتقدها و نویسندههای قدر این مجله مشاغل دیگری دارند و منتقد بودن شغل و حرفه آنها نیست. این مثال را از این بابت میزنند که حتی در یکی از با ریشهترین و تنومندترین مجلههای کشور هم افراد شغل دوم یا بهتر بگویم کار مورد علاقهشان را دنبال میکنند. مثلا آقای جواد طوسی کارش با امور حقوقی سروکار دارد یا امید روحانی پزشک است و...
یا مثلا آقای ملکمنصور اقصی پزشک هستند، خسرو دهقان حسابدار است، حمیدرضا صدر شغل دیگری دارد یا جهانبخش نورایی که منتقد برجستهای است وکیل بینالمللی است. این بخش از کار این همکاران همانطور که گفتید بخشی از عشق آنهاست. آقای نورایی برای یک مشاوره حقوقی شاید ساعتی چند ده دلار درآمد داشته باشد ولی با این حال ممکن است برای نوشتن یک نقد برای مجله فیلم، سه روز همه کارهایش را تعطیل کند و از درآمد خودش بزند؛ چرا؟ چون نوشتن برای مجله فیلم برای او دغدغه معیشتی نیست. این عشق او به نوشتن و به سینماست. در آغاز کار، تعداد ما بهعنوان روزنامهنگار تماموقت مجله کم بود. ما سه نفر بودیم که از صبح تا نصفشب در مجله کار میکردیم. یعنی با توجه به وضعیت روزنامهنگاری و مشکلات مالی آن، تلاش کردیم این بخش را خودمان برعهده بگیریم و طوری کارها را پیش ببریم که منتقدان تراز اول این مجله بتوانند کار و زندگی خودشان را داشته باشند. اما بعدها که نشریه قوام گرفت افراد ثابت به تحریریه مجله پیوستند که زندگیشان تنها از این راه میگذشت و هنوز هم میگذرد.
شما علاوه بر اینکه روزنامهنگار باسابقهای در حوزه تخصصیتان هستید، بهنوعی کارفرمای این کار هم به حساب میآیید. راستش در این چند روز که بحث بیمه خبرنگاری را دنبال میکردیم زیاد پیش آمد که پنبه برخی کارفرماهای رسانهای زده شد! اما دوست دارم از زبان شما و از زاویه نگاه کارفرما در حرفه روزنامهنگاری هم به مشکلات صنفی این حرفه نگاهی بیندازیم.
ما بهعنوان کارفرما مشکلاتی داریم که خاص جامعه ما و برخی از آنها خاص مطبوعات است. وقتی در دنیا صحبت از شرکتهای بزرگ میکنید میبینید که همه آنها با قدمهای کوچک شروع کردهاند و بزرگتر شدهاند. اما متاسفانه در مطبوعات و یا کلا عرصه فرهنگ در وضعیتی بودهایم که این گسترش نهتنها شکل نگرفته بلکه حتی اندازه این عرصه تحلیل رفته است. روزبهروز از تعداد مخاطبان و فروش مجلات کاسته شده و از طرف دیگر خدماتی که برای انجام کار باید دریافت میکردهایم گرانتر شدهاند. درنتیجه ما کارفرماهایی شدهایم که آرزو میکنیم کارفرما نباشیم. چون هرچقدر هم در طرف دیگر این رابطه کاری اوضاع بد باشد، دیگر این دغدغه و مسئولیت را ندارید که حقوق تعدادی از همکارانتان را بدهید یا بیمه آنها را رد کنید و... با این حال اگر بخواهم در مورد کارفرما بودن خودمان حرف بزنم باید با قاطعیت بگویم طی 35 سالی که مجله فیلم منتشر میشود امکان نداشته که پرداخت حقوق یک روز تاخیر داشته باشد، یا حقالتحریرهای نویسندگان ما یک روز بعد از انتشار مجله پرداخت نشود! امکان نداشته که در این زمینه تاخیری داشته باشیم.
چطور توانستهاید این کار را انجام دهید؟ در حال حاضر تاخیرهای دوماهه در پرداختها خیلی طبیعی محسوب میشود، و حتی مدیرمسئولی که با دو ماه تاخیر حقالتحریرها را میپردازد جز خوشحسابهاست!
ما در مجله فیلم و در طرف کارفرمایی آن یک اصل داریم. اگر سر ماه شد و درآمد مجله طوری بود که یا باید حقوق خودمان را برداریم یا حقوق نویسندگان را بدهیم و پرداخت همزمان هردو ممکن نباشد، بدون تردید حقوق همکارانمان را بپردازیم. کسانی که با ما کار میکنند باید بهموقع پولشان را دریافت کنند. روزهایی بوده که ما از پساندازمان به حساب مجله ریختهایم تا همکارانمان با تاخیر حقوق نگیرند. بیش از 1300 نفر طی این سالها به مجله فیلم مطلب دادهاند. امکان ندارد یکی از آنها را پیدا کنید که بگوید حقالتحریر فلان مطلب من پرداخت نشده است. حتی اگر به آن پول نیاز نداشته، ما آن را پرداخت کردهایم.
یعنی این رویهای که الان در برخی مجلات یا روزنامههای اسمورسمدار کشور مرسوم شده در مجله شما وجود ندارد؟ اینکه چون مجله برند است همین که مطلب شما چاپ میشود باید راضی باشید و دیگر از حقالتحریر خبری نیست!
اصلا. البته ما در مجله فیلم صندوقی داریم که همکارانمان پولهایی را در آن میگذارند و بعدها میتوانند از آن وام بگیرند. بودهاند کسانی که به ما مطلب دادهاند و بعد از ما خواستهاند حقالتحریرشان را به آن صندوق بریزیم. ولی اصل برای ما این است که چه افراد نیاز داشته باشند چه بینیاز باشند حقالتحریر را پرداخت کنیم، آن هم بدون تاخیر.
اما الان اوضاع مطبوعات ازلحاظ اقتصادی بهگونهای است که بسیاری از مدیران مسئول یا صاحبان امتیاز در برابر درخواستهای بهحق صنفی روزنامهنگاران مثل بیمه، مدام از بد بودن اوضاع میگویند و حتی شرایط بهگونهای است که خیلی وقتها خبرنگاران ترجیح میدهند چنین حقوقی را مطرح نکنند.
برخلاف روحیهای که الان در جامعه مطبوعاتی حاکم است و مدام میگویند اوضاع خراب است، ما همیشه تلاش داشتهایم به همکارانمان نشان دهیم که اتفاقا اوضاع مجله خیلی هم خوب است! چون اعتقاد داریم القای این بد بودن روی کار همکاران ما تاثیر بد میگذارد و ترکشهای آن برمیگردد به سمت خود ما. نویسنده مجله فیلم باید احساس کند در جایی کار میکند که خیلی اوضاع آن خوب است. تا حالا کسی از من نشنیده که بگویم اوضاع خراب است. کسی که میخواهد برای نوشتن یک مطلب تحقیق کند، وقت بگذارد و تلاش کند باید مطمئن باشد آن را برای جایی انجام میدهد که بنایش مستحکم است.
از سوی برخی کارفرماهای مطبوعاتی این روزها این گلایه زیاد شنیده میشود که روزنامهنگاران ماهر کم شدهاند و کار مطبوعاتی کیفیت سابق را ندارد و همین موضوع هم بر تعداد مخاطبان تاثیر گذاشته است و با این استدلال بخشی از ارزان خریدن خدمت روزنامهنگاران را توجیه میکنند. در حوزه سینما آیا واقعا نسل جدید نویسندگان شما در مقایسه با قدیمیها کیفیت پایینتری دارند؟
نه. چراکه ما تمام مطالبی را که در مجله چاپ میشود نقطهبهنقطه و سطربهسطر قبل از چاپ میخوانیم. این خواندن هم فقط برای این است که مطمئن شویم به اصولی که به آن اعتقاد داریم نزدیک است. کسی که استانداردهای ما را نداشته باشد اصلا وارد مجله فیلم نمیشود. خیلیها بودهاند که با چنین سختگیریهایی یکی دو مطلب به ما دادهاند و بعدها فهمیدهاند جایشان در مجله فیلم نیست و رفتهاند. گاهی نشریاتی را ورق میزنم و فکر میکنم فلهای مطالب را در صفحه ریختهاند. مطلب شاید بستهبندی یا طراحی خوبی داشته باشد اما حرفی برای گفتن ندارد و اصلا جلو نمیرود. آدم میماند که چطور این مطلب مجوز گرفته و وارد صفحه شده است. خیلی از آنها که بعدها نویسنده ما شدهاند کسانی بودهاند که ابتدا خواننده ما بودهاند. یعنی ابتدا در «نقد خوانندگان» نوشتهاند و بعد که ما برای همکاری دعوتشان کردهایم از آنها نخواستهایم که نقد بنویسند بلکه به آنها سفارش تهیه خبر و گزارش دادهایم. چون کسی که دوبار نقدش چاپ میشود انگیزهاش کم و بهنوعی ارضا میشود. به عبارتی ما فیلترها و استانداردهایی داریم که اجازه نمیدهد نیروهای مجله کیفیتشان پایین بیاید. خیلی از چهرههای شاخص نقدنویسی سینمای ایران با چنین استانداردهایی کارشان را شروع کردهاند ازجمله آقای طالبینژاد، آقای اسلامی و خیلیهای دیگر که حتی بعضی از آنها بعدها جذب سینما شدند. برای نمونه آقای رضا میرکریمی از زنجان برای ما نقد میفرستاد و بعد فیلمساز شد. همیشه این دغدغه را داشتهایم که چیزی که چاپ میشود باید بهترین باشد. هیچوقت کوتاه نیامدهایم و فکر کنم نتیجهاش هم چیز خوبی شده است.