printlogo


عمد، سهو و غفلت در احیای حقوق روزنامه‌نگاران
احمد میرعابدینی

 
عشق و علاقه، عدم آشنایی و نخواستن و پیگیری نکردن حق‌وحقوقمان یکی از دلایل اثرگذار  ناکام ماندن حقوق صنفی روزنامه نگاران است. که البته امروز همه آن‌ها در سرفصل‌های دروس علوم ارتباطات تدریس می‌شوند. امروزه اهمیت مباحثی مانند آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات ما را به این آگاهی رسانده که می‌توانستیم این حق را طلب کنیم و باید این مطالبه‌گری را در خودمان ایجاد می‌کردیم. در این حوزه نیز ضعف و ناآگاهی و ناآشنایی خودمان است که شرایط را برایمان پیچیده کرده است. البته در سال‌های گذشته تغییرات اساسی در وضعیت روزنامه و روزنامه‌نگاران و به طور کلی در رسانه به وجود آمده است. به نظر من در حال حاضر این زمینه برای همکاران جوان ما فراهم است که هم آگاه‌تر از نسل‌های گذشته از حقوق خود خبردار باشند و هم با جدیت بیشتری حقوق خود را پیگیری کنند. با توجه به گسترش رسانه‌های دیجیتال و ظهور شیوه‌های جدید در خلق و انتشار اطلاعات، امر رسانه‌ای از محدوده رسانه‌های چاپی فراتر رفته و از آن سو نیز دسترسی به اطلاعات به حقی بدیهی برای همه افراد جامعه برای رفع نیازهایشان تبدیل شده است. یعنی حالتی پیش آمده که روزنامه‌نگار و خبرنگار با وجود اینکه از سواد رسانه‌ای کافی برخوردار است، بهره لازم را از سواد صنفی ندارد و روزنامه‌نگار و خبرنگار ما در این حوزه به‌شدت لنگ می‌زنند. از آن سو نیز فرهنگی را به او عرضه کرده‌اند که می‌گوید عشق به رسانه با هر نوع درخواست صنفی منافات دارد. روزنامه‌نگار نیز همین طرز تلقی را باور می‌کند و از پیگیری حق‌وحقوق صنفی خود محروم می‌شود. در گذشته منِ روزنامه‌نگار حتی در اینکه حق پرسشگری دارم یا خیر، تردید داشتم. امروز اما مفاهیم عوض شده‌اند و من به‌عنوان یک شهروند حق دارم بپرسم. با این حال بر این باور هستم که شهروند با خبرنگار و روزنامه‌نگار بسیار متفاوت است. شهروند هرچقدر هم اطلاع‌رسانی و یا خبرنگاری کند، نقش ویژه خبرنگار و روزنامه‌نگار را نخواهد داشت. مطالبه‌گری صنفی در این صنف مانند هر صنف دیگری وظیفه اعضای این صنف است. صنف روزنامه‌نگاران نیز در حال «شدن» است و به‌مرور بستر تکاملی این حرفه نیز شکل می‌گیرد تا روزی برسد که به طور واقعی ایفای نقش کند. بسیاری از روزنامه‌نگاران جوان تصور می‌کنند که چون در ایران تیراژ روزنامه‌ها در حال پایین ‌آمدن است، آینده‌ای نمی‌توان برای روزنامه‌نگاری ترسیم کرد. این دیدگاه‌ به هیچ وجه درست نیست. چون در همه جای دنیا تیراژ روزنامه‌ها رو به کاهش است. اساسا روزنامه‌نگاری در حال مهاجرت به فرم‌های دیگر است. در واقع مانند این اصل فیزیکی است که می‌گوید انرژی از بین نمی‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌یابد. مهم این است که در حرفه روزنامه‌نگاری این اشکال تغییریافته را به صورت دقیق‌تر دنبال کنیم و به صورت تخصصی‌تر به اقیانوس دانش بشری وصل سازیم. درواقع روزنامه‌نگاری شغل و حرفه‌ای مهم است که به‌عمد از طرف گروهی و به سهو از طرف گروهی دیگر و به‌غفلت از طرف خودمان عایدی چندانی را برایمان به همراه نداشته است. روزنامه‌نگاران مانند متولیانی هستند که قدر امامزاده را ندانسته‌اند. این تولی به دست خودِ روزنامه‌نگاران است و باید راه آن را پیدا کرد.