
ما از روز اولی که وارد روزنامه کیهان شدیم بیمه شدیم. در رسانههای بزرگ دهه پنجاه این روال مرسوم بود. اما این روزها نه اغلب رسانهها این موضوع را جدی میگیرند و نه خود روزنامهنگاران. نکته جالب این است که حالا کارگران بیشتر از روزنامهنگاران پیگیر مطالبات بیمهای و معیشتی خود هستند. یک مشکل در این موضوع مربوط به این مسئله است که بیشتر ارباب جراید یا همان مدیران مسئول و گردانندگان اصلی از جنس روزنامهنگاران نیستند. درگذشته روزنامهنگاران تراز اول در راس روزنامهها قرار میگرفتند و دغدغههای صنفیشان از جنس دیگر اعضای تحریریه بود. بر اساس چنین روالی بود که با نزدیک به 40 سال پیشینه حرفهای فقط بیستوسه سال در مطبوعات برای من بیمه رد شد. مابقی آن را هم خودم و در کارگاه خودم رد کردم. نسل ما هرجا برای کار میرفت اولین مطالبهاش بیمه بود. از لحظه استخدام در کیهان تا روز آخری که در آنجا مشغول به کار بودم بیمه من قطع نشد. روزنامه کیهان تنها واحد مطبوعاتی بود که پزشک هم داشت! دکتر معرفت بهعنوان پزشک تحریریه در آنجا حضور داشت و اگر برای بچههای روزنامه مشکلی پیش میآمد، رسیدگی میکرد. یعنی حتی بحثهای درمانی در خود تحریریه هم جدی گرفته میشد و قبل از اینکه اورژانس بیاید، دکتر بالای سر بچههای روزنامهنگار حاضر میشد. سندیکای نویسندگان و خبرنگاران هم از روزنامهها برای برقراری چنین حقوق صنفی پیگیری جدی میکرد. یعنی هم خود روزنامهنگار به فکر بود، هم سندیکا پیگیر این مسائل بود و مهمتر اینکه از طرف اغلب کارفرماها هم چنین موضوعاتی بهخوبی رعایت میشد.