printlogo


دکتر بهروز بهزادی:
باید فرهنگ بیمه‌ای اهالی رسانه را تقویت کنیم
خورشید بهشتی

 
 
 
 
دکتر بهروز بهزادی از روزنامه‌نگاران پیشکسوتی است که علاوه بر تجربه کار در روزنامه‌هایی چون اطلاعات در روزگار جوانی‌اش، تجربه راه‌اندازی و سردبیری روزنامه‌های نوپاتری چون ایران و اعتماد را هم در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. از این‌رو بسیاری از روزنامه‌نگاران نسل جدید این امکان را داشته‌اند که در کنار او به طور حرفه‌ای مشق روزنامه‌نگاری کنند. دکتر بهزادی در نمایشگاه مطبوعات سری به غرفه رسانه‌های تامین‌اجتماعی زد و طی گپ‌وگفتی پیرامون مشکلات و دغدغه‌های روزنامه‌نگاران و چرایی شکل‌گیری این دغدغه‌ها صحبت کرد.
 
جناب آقای بهزادی، شما به‌عنوان یکی از پیشکسوتان عرصه مطبوعات که سال‌ها تجربه همکاری و همراهی با رسانه‌های مختلف را داشته‌اید، بزرگ‌ترین چالش بر سر راه بیمه خبرنگاران را چه می‌دانید؟ چرا موضوع بیمه هنوز نتوانسته به دغدغه و مطالبه‌ای جدی در میان تحریریه‌های جوان بدل شود؟ چرا بسیاری از مدیران مسئول و سردبیران که خود از بدنه مطبوعات‌اند، چندان به این مسئله اهمیت نمی‌دهند؟ دولت و وزارت ارشاد، انجمن‌های صنفی، روزنامه‌نگاران و مدیران مسئول و سازمان‌های بیمه‌گر باید چه کارهایی انجام دهند تا چالش‌های سد راه برداشته شود؟
به عقیده من چالش اصلی در موضوع بیمه، خودِ روزنامه‌نگاران هستند. به‌طور مثال من تا سال‌هایی اصلا فکر نمی‌کردم که روزی ممکن است بازنشسته شوم و نیازمند بیمه باشم. تا زمانی که جوان هستیم اصلا به فکر بیمه و چتر حمایتگر آن نیستیم و این مسئله در میان روزنامه‌نگاران بیش از سایر اقشار قابل‌مشاهده است. روزنامه‌نگاران پیگیر نیستند که کارفرمای آن‌ها حق‌بیمه آن‌ها را به سازمان تامین‌اجتماعی پرداخت می‌کند یا خیر. معتقدم برای این کار باید فرهنگ بیمه‌ای در میان روزنامه‌نگاران جا بیفتد و آن‌ها به صورت کاملا جدی و هماهنگ چنین مطالبه‌ای را طرح کنند و از هیچ تلاشی برای برآورده‌سازی آن فروگذار نکنند. حتی فراتر از آن باید حق‌بیمه‌های واقعی آن‌ها پرداخت شود. معنا ندارد که کارفرمایان در بنگاه‌های مطبوعاتی حداقل بیمه را در لیست‌های خود به سازمان تامین‌اجتماعی اعلام کنند. بسیارند خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که بیش از حداقل قانون کار حقوق می‌گیرند اما کارفرمایان حق‌بیمه آن‌ها را بر اساس حداقل‌ها پرداخت می‌کنند. توجیه کارفرمایان هم این است که فعلا نیروها جوان هستند و چندان اهمیتی برایشان ندارد اگر حق‌بیمه بر اساس حداقل‌ها رد شود. این نوع رفتارها اگر آگاهانه باشد نوعی سوءاستفاده است که ضرر و زیان آن متوجه روزنامه‌نگاران می‌شود. بنابراین لازم است مطالبه‌گری نیروهای شاغل در تحریریه‌ها متوجه حق‌بیمه خودشان هم باشد. باید در میان روزنامه‌نگاران این فرهنگ به وجود آید که خواسته‌های خود را بر مبنا و اساس قانون مطالبه کنند. جامعه‌ای توسعه‌یافته تلقی می‌شود که افراد آن از این اختیار برخوردار باشند که بتوانند مطالبات خود را مطرح کنند. چراکه اساسا توسعه از رهگذر انفعال و چشم‌پوشی از خواسته‌های برحق به دست نمی‌آید.
در همین مناسبات فاقد کارایی، دور معیوبی هم شکل گرفته که بنگاه‌های رسانه‌ای در کشور ما فاقد توان اقتصادی کافی هستند. یعنی کارفرمای رسانه‌ای ما نیز این فراغت بال را ندارد که حق‌وحقوق روزنامه‌نگاران را به صورت واقعی و اصولی پرداخت و یا آن‌ها را بیمه کند. به عبارت دیگر ثبات رسانه‌ای و شمول حق‌وحقوق و امتیازات آن محصول ثبات اقتصادی است. تاثیرات این سوی ماجرا چگونه است؟
بله، همین‌طور است. به طور قطع نمی‌توان از مشکلات مبنایی رسانه‌ها در کشور غافل شد. به اعتقاد من رسانه‌های ما توان و قدرت اقتصادی لازم را ندارند. من پا را از حق‌بیمه و دستمزد فراتر می‌گذارم و می‌گویم تقویت بنیه مالی رسانه‌ها و بنگاه‌های مطبوعاتی نیز باید جزو مطالبه روزنامه‌نگاران باشد. مشکل رسانه‌های کشور بیشتر متوجه ساختارهای بیرونی است. همین الان روزنامه‌هایی داریم که از بودجه و یارانه دولتی استفاده می‌کنند و با قیمتی بسیار کمتر از هزینه تولید منتشر می‌شوند. اما در مقابل روزنامه‌های مستقل و متعلق به بخش خصوصی با قیمت به مراتب بالاتری فاقد توجیه اقتصادی هستند. درنتیجه در چنین ساختار معیوب رسانه‌ای، یکی از مطالبات ما باید درست شدن همین ساختار باشد.
ضعف یا نبود نهادهای مدنی مانند انجمن‌های صنفی چقدر در بی‌ثباتی کنونی و در سطحی دیگر در عدم مطالبه‌گری روزنامه‌نگاران موثر بوده است؟
ارتباط این دو مقوله کاملا اثبات شده است. همین الان یکی از اهداف اصلی تشکیل انجمن روزنامه‌نگاران پیشکسوت همین است که بخشی از مشکلات را حل کند. به عقیده من انجمن‌های صنفی این قدرت و حتی صلاحیت را دارند که پیگیر رفع مشکلات و چالش‌های روزنامه‌نگاران باشند. اما باید توجه داشت که انجمن فقط محدود به یک فرد نیست بلکه متشکل از افراد است و دغدغه جمعی است که مطالبه‌ها را حول خواسته‌ها مطرح می‌کند. هر وقت فعالان و اصحاب مطبوعات به صورت جمعی دور هم جمع شدند و توانستند با افکار و ایده‌های خود به بحث و تبادل نظر بپردازند، مسائل و مشکلات آن‌ها رفع می‌شود. مشکل ما این است که همکاران روزنامه‌نگار متفرق هستند. حتی با فرض اینکه انجمن صنفی هم در کار نباشد، آیا نمی‌توانیم مطالبات خودمان را همسان کنیم؟ به طور حتم پاسخ مثبت است، اما مسئله این است که روزنامه‌نگاران برای پیگیری منافع خود فکر جمعی ندارند.
حتی فراتر از آن، این نگره در میان روزنامه‌نگاران پذیرفته شده که پیگیری حق‌بیمه به‌عنوان یک مطالبه صنفی گویی با رسالت روزنامه‌نگاری حرفه‌ای همخوانی ندارد. یعنی مطالبه نکردن به‌ نوعی «ارزش والا» تبدیل شده است!
باور من این است که روزنامه‌نگاران هرگز موفق نمی‌شوند مگر اینکه دست‌به‌دست یکدیگر دهند. اکثر کارفرمایان مایل‌اند دستمزد کمتری پرداخت کنند و اگر قانون مانع آن‌ها نباشد، حق‌وحقوق روزنامه‌نگاران را به طور کامل پرداخت نمی‌کنند. نبود فرهنگ درست آتیه‌نگری در میان روزنامه‌نگاران یکی از دلایل بی‌توجهی به مقوله بیمه است. درواقع روزنامه‌نگاران به دلیل همان بی‌ثباتی و سیال بودن فضای کار، چندان توجهی به نقش و اهمیت بیمه در آینده زندگی خود ندارند. سازمان‌های بیمه‌گر، نهادهایی مدرن هستند. هنوز هم آتیه در نظر مادران و خواهران و اقوام ما این است که دارایی‌های خود را به‌صورت طلا و یا زیر بالش نگه‌داری ‌کنند. این خصلت در میان ایرانیان وجود دارد. اگر ما به نهادهای بیمه‌ای مراجعه نمی‌کنیم به خاطر جا نیفتادن نقش این نهادها در باور ما و یا بی‌اعتمادی ما به آن‌هاست. این اعتمادسازی باید صورت بگیرد.