شهابالدین طباطبایی، عضو شورای سیاستگذاری روزنامه وقایعاتفاقیه در گفتوگو با آتیه نو:
تا جایی که حافظه هر روزنامهنگار و خبرنگاری یاری میکند حقوحقوق صنفی این اقشار محل بحث و کشوقوسهای فراوان بوده است. اما یک روی سکه ناکامی روزنامهنگاران در مطالبهگری صنفی، کمبودها و خلاهایی است که از ناحیه نبود نهادهای واسط و مدنی مانند انجمن صنفی روزنامهنگاران به این اقشار تحمیل شده است. حالا اما اوضاع قدری عوض شده و انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران مشغول طی کردن آخرین مراحل شروع به کار خود است. فعالان عرصه روزنامهنگاری اعتقاد دارند انجمن در شرف تاسیس این پتانسیل را دارد که نفس تازهای به موجودیت و هویت روزنامهنگاران ببخشد و مطالبات صنفی به بنبستخورده آنها مانند دستمزد و بیمه را به سرانجام روشنی برساند. موضوعی که به گفته عضو شورای سیاستگذاری روزنامه «وقایعاتفاقیه» هرچند نویدبخش و گامی به جلو است، اما الزامات و بایستههای دیگری هم دارد. شهابالدین طباطبایی در گفتوگوی پیشرو از لزوم تغییر نگاهها و توجه به ماهیت کسبوکارانه روزنامهنگاری و احترام به ساحت و مقام روزنامهنگار میگوید.
بیمه خبرنگاران و محرومیت نسبی بسیاری از خبرنگاران و روزنامهنگاران از آن، برای هر خبرنگار و روزنامهنگاری موضوعی است آشنا. چه اتفاقی افتاده که این مطالبه برحق و طبیعی تاکنون آنگونه که باید رنگ واقعیت به خود نگرفته است؟ با حرکتهایی که در این عرصه انجامشده چقدر میتوان به آینده امیدوار بود؟
قصه بیمه خبرنگاران قصه درازی است که متاسفانه در دورههای مختلف نهتنها پایان خوشی نداشته و لاینحل باقیمانده بلکه به دلایل مختلف دچار خدشه شده است. قرار بود انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران متولی بحث بیمه خبرنگاران باشد اما موجودیت خودِ انجمن نیز با چالش مواجه شده است. خوشبختانه دو دلیل و اتفاق عمده برای امیدواری بیشتر وجود دارد؛ اول اینکه رئیسجمهور دکتر روحانی بارها بر این نکته تاکید کرده و بارها نیز دغدغه خود در حوزه رسانه را در نمایشگاههای مختلف مطرح کرده است و وعده داده امنیت خبرنگاران بهویژه در حوزههای معیشت و بیمه تامین شود. نکته دوم اینکه دکتر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی قبل از اینکه وزیر باشند، از اهالی رسانه هستند. بنابراین معضلات حوزه رسانه و مشکلات روزنامهنگاران و خبرنگاران را بهخصوص در حوزههای بیمهای بهخوبی میشناسد و نسبت به آنها واقف است. بر همین اساس از ابتدای دولت یازدهم نیز تلاشهای زیادی برای حل مشکل روزنامهنگاران و خبرنگاران انجام داده است. بارها شاهد بودهام که در جلساتی که با روزنامهنگاران داشت راهحلهایی نیز پیشنهاد میداد. از همین رو خوشبین هستم که تا پایان عمر دولت یازدهم این قصه به سرانجام مشخصی ختم شود. از قرار معلوم تا پایان آذرماه نیز انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران کار خود را شروع خواهد کرد. اما نباید از یاد برد که تمام بار و مسئولیت موضوع بیمه خبرنگاران متوجه دولت نیست. بخش زیادی از ماجرا به بخش خصوصی و خودِ رسانهها برمیگردد. همینالان اگر یک نظرسنجی در حوزه رسانههای مکتوب برگزار کنید متوجه میشوید که چقدر روزنامهنگاران ما از حقوحقوق خود در برخورداری از پوشش بیمهای و کارهایی که باید انجام دهند، خبر دارند. چقدر از روزنامهنگاران ما از بیمه و خدماتی که سازمان تامیناجتماعی به آنها ارائه میدهد، مطلعاند؟
سوال اصلی همین است. در قانون آمده است که افراد در قبال خدمتی که به ازای ساعاتی مشخصی انجام میدهند از پوشش بیمهای برخوردار میشوند. در ایران در عرصه روزنامهنگاری دو اتفاق نامبارک و نامیمون افتاده است. یکی ارزانسازی خدمات این حوزه است و دیگری نیز ورود نیروهای در سایه و ارزان است. ماهیت شغل روزنامهنگاری و استحالهای که در آن صورت گرفته در تناقض با منطق و مفهوم بیمهای قرار گرفته است. بیمهپردازی زمانی انجام میشود که نیروی کار قدرت چانهزنی و طول مدت کار را داشته باشد. این اتفاق نیفتاده و از آن سو نیز گمان میکنیم با باز شدن انجمن صنفی مشکلات رفع میشود. این در حالی است که ما تجربه صندوق هنرمندان را داریم. در این صندوق افرادی عضو شدند که بههیچوجه واجد شرایط لازم نبودند. احتمالا همین اتفاق هم برای انجمن صنفی رخ میدهد و روزنامهنگارانی که قاعدتا باید محقتر از سایرین باشند، به عضویت انجمن درنمیآیند. راهاندازی انجمن، رویه و ساختار لازم است اما شاید نتواند وافی به مقصود باشد. ارزیابی شما چیست؟
تاسیس انجمن کمک میکند مشکلات راحتتر و سریعتر مرتفع شوند. بخشی از مسئله به ذات روزنامهنگاری برمیگردد. فضا و مدل روزنامهنگاران ما در داخل کشور این است که به بیثباتی عادت کردهاند و حتی این مسئله تبدیل به ارزش شده است. انگار اگر در بنگاهی به صورت ثابت کار کنند به آرمانهای خود خیانت کردهاند! این تصور نادرست است. هنوز انجمن شکل نگرفته عدهای بانیان آن را سرزنش میکنند که چرا در پی منافع و مسائلی مانند بیمه هستند. رسانه به مثابه رسانه در همه جای دنیا نهفقط از جنس فرهنگ، بلکه نوعی تجارت (Business) هم هست. ما اگر بگوییم رسانه نوعی کسبوکار است، همه ما را متهم میکنند که کاسبی راه انداختهایم. اگر روزنامه بیزینس نباشد و چرخ آن نچرخد، چطور میتواند حقوق روزنامهنگار خود را پرداخت کند؟ متاسفانه در فضای روزنامهنگاری ما بد جا افتاده که هر کسی که بگوید من بابت حقوق کار نمیکنم و یا بیمه نمیخواهم، آن شخص آزادهتر و مبارزتر است. این رفتارها متاثر از فضایی است که از عرصههای عمدتا سیاسی به روزنامهنگار تحمیل میشود و روزنامهنگار گاهی نقش فعال سیاسی بودن را برای خود قائل شده است. فکر میکنم انجمن صنفی میتواند روی همین موضوعات دست بگذارد.
یعنی مطالبهگری صنفی را در میان روزنامهنگاران تقویت کند؟
مطالبهگری صنفی همین معنا را میدهد. انجمن صنفی نباید دنبال این باشد که اگر مجلس شورای اسلامی بیانیهای صادر کرد، به حمایت و یا مخالفت با این بیانیه واکنش نشان دهد. برخی فکر میکردند اولین کاری که انجمن صنفی باید انجام دهد اعلام لیست کاندیداها در مجلس و یا شورای اسلامی است. اصلا و به هیچ وجه. انجمن صنفی باید این توانایی را داشته باشد که صنف مربوط به خود را جمعوجور کند و از حقوق اعضای خود دفاع کند. حقوق اعضا که فقط حقوق سیاسی نیست. معیشت مهمترین مطالبه روزنامهنگاران است. همین الان اگر یک نظرسنجی انجام دهیم مشاهده میکنیم که عمده مردم دنبال حل مشکل معیشتی خود هستند و نهفقط پرداختن به مسائل سیاسی. روزنامهنگار هم بخشی از همین جامعه است. درحقیقت به این خاطر که بار سیاسی بر دوش روزنامهنگار سوار شده و وظیفه دیگری بر عهده گرفته، متاسفانه مسائل صنفی مانند بیمه در آن قصه اصلی گم شده است. انجمن صنفی میتواند بهمحض شروع به کار، کلاسهای آموزشی برگزار کند و متخصصان و کارشناسان بیمهای اهلقلم، که تعدادشان در کشور زیاد است، پیرامون حقوحقوق بیمهای روزنامهنگاران توضیح دهند و به آنها بیاموزند که برای برخورداری از بیمه خبرنگاری چه الزامات و بایستههایی باید رعایت و یا تامین شود تا تحت پوشش بیمه قرار بگیرند. یعنی باید برخورداری از پوشش بیمهای به مطالبه عادی و برحق روزنامهنگار تبدیل شود و روزنامهنگار این تصور را نداشته باشد که برخورداری از بیمه کسر شان شخصیت و یا خلاف رسالت اوست. این فضا باید مهیا شود و به نظر میرسد با آغاز فعالیت انجمن صنفی فضا آمادهتر هم خواهد شد. با توجه به مدلی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پیش گرفته و آشنایی نسبی معاونان و مدیران این وزارتخانه و سازمان تامیناجتماعی با عرصه رسانهای، فرصت مناسبی به دست آمده که میتوان از آن برای پیشبرد مطالبات صنفی روزنامهنگاران بهره برد.
در جامعه روزنامهنگاری ایران، کارفرما و روزنامهنگاران بسیار به هم نزدیکاند و خودشان را جزئی از بدنه رسانه میدانند و فضایی دوستانه میان آنها شکل گرفته است. نکته جالب توجه این است که در مباحث صنفی فاصلهای میان دو طرف به وجود میآید. این رفاقت در حوزه منافع صنفی تاحدود زیادی آسیبزننده است و به نظر میرسد نگاه کارفرمایان رسانهها نیز نیاز به اصلاح دارد. دولت و نهادهای صنفی در چنین وضعیتی چه وظایفی را عهدهدار هستند؟
این مسئله نیز متاثر از فضای فرهنگی حاکم بر مطبوعات ایران است که باید اصلاح شود. تصور من این است که حمایت از رسانهها باید توسعه داده شود. دولت در پارهای مواقع به بنگاههای مطبوعاتی یارانه میداد. همین الان هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعهد کرده بخشی از هزینههای حقبیمه را به صاحبان بنگاهها پرداخت کند. اگر این موارد گفته شود و مورد تشویق قرار بگیرد، دولت نیز بیشتر متعهد میشود که در راستای تقویت بنیه مالی بنگاههای مطبوعاتی امتیازاتی به آنها بدهد. روزنامهنگاران هم باید بدانند که در حوزه رسانه چنین اتفاقهایی در حال افتادن است و لازم است حقوحقوق خود را بهتر بشناسند. واقعیت غیرقابلانکار این است که تا زمانی که کسبوکار رسانهها نچرخد، کارفرمایان دنبال این خواهند بود که راهی برای فرار از زیر بار مسئولیت چه در پرداخت دستمزدها و چه در پوشش بیمهای روزنامهنگاران پیدا کنند. فارغ از اینها رسانههای ایران مشکلی دیرین هم دارند و آن بیثباتی و موقت بودن آنهاست. نمیتوان ادعا کرد که در کشور ما رسانهای وجود دارد که مثلا دو دهه است مشغول به فعالیت است. تعبیری که رئیسجمهور چند روز پیش در افتتاحیه نمایشگاه به کار بردند و آرزوی عمر طولانی برای رسانهها کردند، متوجه همین نکته است.