امروزه یکی از چالشهای مهم کشورهای مختلف در جهان سوم، در حال توسعه و توسعهیافته، بحرانهای حاکم بر صندوقهای بازنشستگی است. در ایران و طی دهههای گذشته با توجه به پدیدههایی مانند جنگ تحمیلی، تحریمهای مختلف بینالمللی و همچنین اقتصاد ناپایدار جهانی با وجود رکودهای اقتصادی در سطح بینالمللی که شامل حال کشور ما نیز شده، فشارهای بسیاری بر صندوقهای بیمه اجتماعی وارد شده و از لحاظ ضریب پشتیبانی - که مهمترین شاخصه پویایی صندوقهای بازنشستگی است - این صندوقها را با مشکلات عدیدهای مواجه ساخته است. توجه به اهمیت فعالیت و گستره چتر حمایتی صندوقهای بیمهای در کشور و تمرکز بر این نکته که صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر با فعالیت 15 ساله خود به عنوان صندوقی جوان و نوپا محسوب میشود و همچنین عملکرد قابل قبول این صندوق در این مدت، ما را بر آن داشت تا پای گفتوگو با مدیرعامل این صندوق بنشینیم. علی شیرکانی معتقد است غایت نظام رفاهی کشور، پوشش بیمهای تمام افراد جامعه است و میگوید: «اینکه بیمهشدگان تحت پوشش صندوق ما قرار گیرند یا صندوق دیگری موضوع چندان مهمی نیست، مهم آن است که افراد جامعه همگی تحت پوشش خدمات بیمهای باشند.»
با توجه به آمارهای موجود، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار بیمهشده و مستمریبگیر دارد. در مجموع، جمعیت هدف این صندوق چیست و به چه اندازه در جذب این افراد موفق بوده است؟
بر اساس مطالعات صورت گرفته در صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر، جمعیت هدف یا جامعه مشمول صندوق در روستاها (با توجه به معیارهایی که قانونگذار برای عضویت در صندوق مدنظر قرار داده است) حدود ۹ میلیون نفر است. در حال حاضر بر اساس آخرین آمار صندوق - یعنی ماهنامه آماری دیماه سال ۱۳۹۹- مجموع اعضای صندوق از ۲ میلیون نفر گذشته است. از این میان، یک میلیون و ۹۲۰ هزار نفر بیمهشده و ۱۵۰ هزار نفر نیز مستمریبگیر هستند. در مورد عدد یک میلیون و 300 هزار نفر این موضوع را باید خاطرنشان کنم که این عدد مربوط به بیمهشدگان فعال است که رابطه بیمهپردازی با صندوق دارند و مابقی -یعنی ۶۰۰ هزار نفر - افرادی هستند که در طول ۱۵ سال عمر صندوق برای مدتی حضور داشتند و به دلایل متفاوت - مهمترین آن ورود به عرصه اشتغال رسمی است - از صندوق جدا شده و رابطه بیمهپردازی با صندوق ندارند.
با توجه به اختیاری بودن بیمه صندوق، به طور کلی چه عواملی در استقبال جامعه هدف مؤثر است؟
در نظرسنجی که ما با همکاری ایسپا از جمعیت منفصل صندوق انجام دادیم برخلاف گزارههای پرتکرار از مؤلفهها اثرگذار بر جذابیت صندوق به موارد جالبی برخوردیم. برای ما مشخص شد پس از عضویت در سایر صندوقها که به علت تغییر در نوع اشتغال صورت گرفته، ۵۶ درصد به دلیل تغییر شغل به صندوقهایی مانند تأمیناجتماعی و نیروهای مسلح پیوستهاند و ۴۴ درصد نیز به دلیل نداشتن درآمد کافی رابطه بیمهپردازی خود را با صندوق ما قطع کردهاند. این در حالی است که در میان پاسخگویان، مناسب بودن رقم پرداختی حقبیمه برای ۸۲ درصد از پاسخگویان، ضرورت داشتن مستمری در ایام سالمندی برای ۹۸ درصد از بیمهپردازان محرز بود. با مروری بر این آمار، دوباره برمیگردیم به ماهیت جامعه هدف صندوق و اهمیت بیمه و لزوم آن برای دورانی که امکان تأمین معیشت خانواده وجود ندارد.
تعداد قابل توجهی نیز افرادی هستند که در صندوق عضو بودند، اما در ادامه، رابطه خود را قطع کردهاند؛ علت چه بود؟ به نظر شما چالش صندوق برای جذب این افراد و بالا بردن ضریب پوشش چیست؟
این گروه همانطور که توضیح داده شد جمعیتی حدود ۶۰۰ هزار نفر است و بر اساس پژوهشهای صورت گرفته در صندوق، معمولاً به دلیل ورود به حوزه اشتغال رسمی، اقدام به ترک صندوق کردهاند. موضوع جمعیت منفصل صندوق در حقیقت چالشی برای صندوق به شمار نمیآید.
اگر به درستی نیت و قصد قانونگذار از تأسیس صندوق را بشناسیم و به نظام جامع رفاه کشور مسلط باشیم متوجه میشویم ماهیت گروه هدف صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر پوشش گروههای شاغل در اقتصاد غیررسمی است. فرد روستایی، کشاورز یا عشایر در دوره فعالیت شغلی خود میتواند به تناوب به حوزه اشتغال رسمی ورود کند و بار دیگر با خروج از آن وارد حوزه اشتغال غیررسمی و بدون کارفرما شود.
صندوق بیمه اجتماعی در واقع نقش مکمل نظام رفاهی اجتماعی کشور را برای این گروه ایفا میکند که در دوره اشتغال غیررسمی از چتر حمایت اجتماعی بیرون نماند. با همین روش است که سایر ساختارهای صندوق شکل میگیرد؛ یعنی پایین بودن حقبیمه متناسب با توانایی فردی که در بازار اشتغال غیررسمی فعال است که احتمالا درآمد ثابت ندارد و با فراز و فرود درآمدی مواجه است و یا اینکه درآمد آنها فصلی است و در ماههایی خاص از سال کار میکنند و درآمدی ندارند و فقط در دوره زمانی کوتاهی از پول نقد برخوردارند و توان پرداخت حق بیمه را دارند. الگوهای بیمهپردازی جمعیت صندوق نیز این موضوع را تأیید میکند.
با توجه به ورود بیمههای تجاری به بازار رقابت با صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر، شما چه برنامه ویژهای برای بالا بردن ضریب نفوذ خود دارید؟
ما گاهی هدف را فراموش میکنیم. غایت نظام رفاهی کشور پوشش بیمهای تمام افراد جامعه است؛ حال اینکه تحت پوشش این صندوق قرار گیرند یا صندوق دیگری چندان مهم نیست . ما باید از هر نوع پوشش بیمهای استقبال کنیم.
تا قبل از تأسیس این صندوق هیچ بیمهای برای افراد غیر مزدبگیر و جامعه روستایی و عشایر وجود نداشت، بنابراین بسیاری از افراد جامعه مانند کشاورزان، روستائیان و عشایر که شرایط عضویت در صندوقهای بیمهای دیگر مانند نیروهای مسلح، سازمان تأمیناجتماعی و غیره را نداشتند همواره از وجود پشتوانه بیمهای محروم بودند. بنابراین صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر با هدف پوشش بیمهای برای تمام افراد جامعه تشکیل شد. بیمههای رقیب همواره در کشور وجود داشته و
باز هم به بازار بیمهای کشور اضافه خواهند شد. بنابراین کاهش یا افزایش رقبای صندوق نکته قابل ملاحظهای نیست. فراموش نکنیم صندوق با سازوکاری خاص یعنی پذیرش نقش کارفرما از سوی دولت و پرداخت دوبرابری حقبیمه نسبت به خود فرد در راستای پوشش قشری خاص در حال فعالیت است. در واقع صندوق بناست گروهی اجتماعی را که حد فاصل مشمولان تأمیناجتماعی و مددجویان نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و بهزیستی هستند را پوشش دهد.
پس به نوعی باید از بودجه حمایتی کشور برای بیمه این افراد هزینه شود و اگر فردی توان پرداخت حقبیمه بالاتر از حقبیمه در صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر را دارد، نباید از این یارانه دولتی بهرهمند شود؛ حالا با بیمههای تجاری و یا با تأمیناجتماعی که رقم بالاتری را میتواند پرداخت کند.
هفته گذشته طرح بیمه یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از اقشار آسیبپذیر را افتتاح کردید. در مورد آن توضیح دهید.
من بارها پیش از این تأکید کردم که این صندوق یک صندوق بیمهای است. یعنی آنچه بر کل سیاستهای آن حاکم است، علم اکچوئری و محاسبات بیمهای است، اما همزمان صندوق برای خود یک رسالت اجتماعی نیز قائل است و در صورت فراهم بودن شرایط با احتیاط و بررسیهای همهجانبه به این حوزه مسئولیت اجتماعی وارد میشود. در حال حاضر در کشور گروههایی وجود دارند که به دلایل متعدد از هرگونه حمایت دولتی محروم هستند، مانند پشتنوبتیهای سازمان بهزیستی و کمیته امداد. افرادی که به لحاظ معیشتی دچار مشکل هستند، درخواست ورود به این دو نهاد را داده اما در صف انتظار هستند. خب دولت برای این فرد چه برنامهای دارد؟ در حقیقت تا زمانی که این فرد وارد این دو نهاد نشده رسماً از چرخه حمایتی خارج است. طرح یک میلیون و 400 هزار نفر در واقع این افراد را هدف قرارداده است. گروههایی که فاقد هرگونه پوشش حمایتی هستند.
در این مسیر گروههای دیگری نیز شناسایی شدند، مانند زنان سرپرست خانوار روستایی، گروهی از قالیبافان و بخشی از شاغلان حوزه صنایعدستی. در واقع این طرح عزم دولت برای کاهش جمعیت مددجویان نهادهای حمایتی کشور و توانمندسازی افراد برای پرداخت حق بیمه را نشان میدهد. به همین دلیل مددجویان فعلی این دو نهاد - که شرایط بهرهمندی از مزایای صندوق را داشتهاند - به گروه هدف طرح اضافه شدند تا مسیر توانمندسازی آنها با ورود تدریجی به جامعه بیمهپرداز به جای مددجو تکمیل شود.
به این ترتیب برای این گروهها یک بازه زمانی پنج ساله دیده شده که سال اول را کاملاً رایگان و سالهای بعد به تدریج، درگیر پرداخت حقبیمه خود خواهند شد تا در سال پنجم بتوانند حق بیمه را به صورت کامل پرداخت کنند. همچنین در تدوین این طرح از نتایج مطالعات رفتارشناسی اعضای صندوق استفاده شد که نشان میداد نرخ خروج از صندوق در افرادی که پنج سال سابقه بیمهپردازی دارند بسیار کاهش مییابد.
فرایند اجرایی کار به این ترتیب است که چون نهادهای متولی هر یک از این گروهها بانک اطلاعاتی و امکان دسترسی مؤثر به این افراد را دارند مکلف شدند بانک اطلاعاتی افراد فاقد بیمه خود را در اختیار ما قرار دهند. پس از این مرحله، صندوق با توجه به اطلاعاتی که در اختیار دارد به بررسی لیستهای ارائه شده از سوی نهادهای متولی میپردازد تا همپوشانیها را احراز کرده و صحت اطلاعات را تأیید کند. در مورد دقت در گروه هدف نیز خوشبختانه اکنون بانکهای اطلاعاتی بسیار خوبی در کشور وجود دارد و صندوق با اتکاء به همین اطلاعات که با چندین بانک اطلاعاتی موازی صورت میگیرد، پروژه را پیش خواهد برد.
در ماههای اخیر اقدامات خوبی در خصوص همسانسازی مستمریها و حل مشکل انتقال سابقه انجام شده است. این اقدامات تا چه اندازه در افزایش بیمهشدگان صندوق مؤثر بود؟
تمامی این اقدامات به منظور کسب رضایت، عمل به قولها و جلب اعتماد بیمهشدگان است. مسأله متناسبسازی مستمریها به منظور اجرای عدالت در پرداخت مستمریها و برخورداری تمامی بیمهشدگان در سطوح یکسان از یک مستمری یکسان است. به دلیل آنکه میزان پرداختی این مستمریها برای مستمریبگیران سالهای گذشته بسیار کم بود؛ بنابراین با توجه به تورم و فشارهای اقتصادی در تأمین معیشت، پرداخت مستمری گذشته برای این افراد دور از عدالت بود. به همین سبب طرح متناسبسازی مستمریهای صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر با همراهی دولت و پیگیریهای وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال جاری محقق شد. در خصوص تسهیل نقل و انتقال سوابق بیمهای نیز در انتقال سوابق بیمهای از سایر صندوقها و سازمان تأمیناجتماعی به صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر هیچ مشکلی وجود نداشته و این اتفاق به راحتی قابل انجام است؛ اما بهرغم اینکه بنابر قانون نباید هیچ مشکلی در نقل و انتقال سوابق بیمهای وجود داشته باشد، در انتقال این سوابق از صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر به سازمان تأمیناجتماعی مشکلاتی وجود داشت که این مشکل نیز رفع و اکنون هیچ چالشی در این خصوص وجود ندارد و افراد با پرداخت مابهالتفاوت بیمهای خود میتوانند بیمه خود را از صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر به سازمان تأمیناجتماعی تغییر دهند. تحلیلهای آماری ما نشان میدهد صندوق با این اقدامات و مجموعه تلاشهایی که صورت گرفته در حوزه جذب و تمدید که دو مؤلفه اساسی در صندوق به شمار میآیند بهرغم پیامدهای کرونا مانند تأثیر بر اشتغال گروه هدف صندوق، بسیار موفق عمل کرده است. همانطور که اطلاع دارید کرونا جامعه روستایی را بهشدت متأثر ساخته است. شاید شیوع این ویروس در جامعه روستایی به نسبت جامعه شهری بسیار اندک بود اما کافی است نگاهی به مطالعات جهانی در خصوص آسیبپذیری این گروه در مقابل کرونا داشته باشیم که بسیار قابل تأمل است و نشان میدهد معیشت جامعه روستایی تا چه حد از این بحران آسیب دیده است. ما تا پایان دیماه حدود ۵۰ درصد از سهمیه تکلیفی برنامه سال ۱۳۹۹ را محقق کردهایم. از آنجا که اوج ورود و تمدید در صندوق در دو ماهه بهمن و اسفند است امیدواریم ۵۰ درصد باقی مانده نیز در این فرصت محقق شود.
با وجود افزایش مستمریها، هنوز گلایههایی از پایین بودن مستمری صندوق وجود دارد و اینکه خدمات صندوق برای روستائیان کافی نیست. آیا امکان ارائه خدمات بیشتر وجود ندارد؟
درباره این موضوع لازم به ذکر است مستمریها به منظور گسترش عدالت، متناسبسازی شد. توجه کنید که میزان این مستمریها با میزان و پرداخت حق بیمه رابطه مستقیمی دارد. به معنای دیگر، کسانی که سطح پرداختی پایینتری داشتند، میزان مستمری کمتری را نیز به نسبت افرادی که سطح پرداختی بالاتری را انتخاب کردهاند، خواهند داشت. فراموش نکنیم تنها 15 سال از عمر این صندوق گذشته است و در این صندوق، بازنشسته با 30 سال پرداخت حقبیمه و دریافت حقوق کامل نداریم. بنابراین کسانی که خواستار دریافت مستمری بیشتری هستند باید پرداخت حقبیمه بیشتری نیز داشته باشند. سطوح درآمدی صندوق برای سال ۱۴۰۰ حدود ۳۵ درصد رشد داشته که این مهم در موضوعات دیگر نظیر بیمه تکمیلی - که قرار است به خدمات ما اضافه شود - میتواند افزایش رضایت از دریافتیها را به دنبال داشته باشد. همچنین درصدد هستیم خدمات کوتاهمدت دیگری را نیز فراهم کنیم. برای مثال، وام برای مستمریبگیران بدون احتیاج به ضامن، طرحهای رفاهی شامل خدمات زیارتی- سیاحتی و بورسیه تحصیلی فرزندان اعضای صندوق نیز در حال حاضر در جریان است.
مهمترین درخواستهای بیمهشدگان و جامعه هدف صندوق چیست؟ چه اقداماتی برای پاسخ به این درخواستها انجام دادهاید؟
ببینید، خدماتی که دولت در حال حاضر به جامعه روستایی میدهد از سوی نهادهای مختلفی ارائه میشود.
به عنوان مثال، موضوع ارائه خدمات بیمه درمان را بیمه سلامت در حال حاضر برعهده دارد و صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر صرفاً در حوزه بیمههای اجتماعی خدمات ارائه میدهد. با توجه به اقدامات و خدمات دولت در قالب
دستگاهها و نهادهای مختلف، ضرورتی در ورود این
صندوق به حوزههای مطرح شده وجود ندارد و خدمات مورد نظر بیمهشدگان صندوق در نهادهای مذکور در حال ارائه به جامعه هدف است.
با تمام تلاشهایی که صندوقهایی مانند کشاورزان، روستائیان و عشایر و تأمیناجتماعی انجام میدهند، به نظر میرسد هنوز افراد زیادی از دایره برخورداری از بیمههای اجتماعی بیرون ماندهاند. مثلاً حاشیهنشینان شهرهای بزرگ که نه توان پرداخت حق بیمه تأمیناجتماعی را دارند و نه از نظر جغرافیایی امکان حضور در صندوق بیمه روستایی را. برای این افراد چه پیشنهاد یا برنامهای تدوین شده است؟
بر اساس آمارهای جهانی و مطالعات معاونت رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بیش از 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان در بخش غیررسمی اشتغال دارند. اقتصاد غیررسمی در ایران نیز مانند سایر کشورهای جهان بخش قابل توجهی از نیروی کار کشور را به خود اختصاص میدهد.
افراد شاغل در بخش غیررسمی در ایران بدون داشتن قرارداد رسمی با دستمزدی عمدتاً کمتر از حداقل مزد قانونی و بدون برخورداری از حمایتهای اجتماعی مانند بازنشستگی، ازکارافتادگی و بیمه بیکاری و چتر حمایتی قانون کار (مانند اخطار پیش از تعدیل و اخراج، مرخصی استحقاقی سالانه یا استعلاجی) مشغول به کار هستند که متأسفانه آمارهای دقیقی از تعداد شاغلان این بخش در کشور وجود ندارد.
به عبارتی، یکی از اهداف صندوق تبدیل شدن به نهاد بیمهگر غیرمزدبگیر اعم از شهری و روستایی است. مجلس برای این موضوع ایدههایی دارد که امیدواریم زودتر به سرانجام رسد؛ حالا چه از طریق صندوق ما یا از طریق نهادهایی دیگر که ورود به این حوزه ورود کنند.
گفتنی است ما در صندوق برای مثال به شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر نیز ورود کردیم و سالها است این گروه در زمره گروه هدف صندوق هستند.