در آستانه معرفی اسامی منتخبان اسکار برای حضور در رقابت سال ۲۰۲۱ مجید مجیدی در مصاحبهای از فیلم جدیدش سخن گفت.
وی در مقام نویسنده و کارگردان «خورشید» درباره انگیزهاش برای ساختن فیلم گفت: «خورشید» فیلمی درباره و برای کودکان کار است. امروز حدود ۱۵۲ میلیون کودک کار در سراسر دنیا وجود دارند و به نظر من این بحران جهانی و از مسائل مهمی است که همه با آن روبهرو هستند. امید ما این است که با ایجاد کمپینی بتوان برای کودکان کار زندگی بهتری فراهم کرد و بدون در نظر گرفتن محل زندگی آنها از هند تا اروپا و آمریکا و در ایران، به آنها توجه نشان داد.
مجیدی افزود: کودکان کار موضوعی است که من سالها از نزدیک دنبال میکردم و در ایران به مدرسهای برخوردم که با هدف بیرون آوردن این کودکان از خیابانها ایجاد شده تا بتواند آنها را آموزش دهد. در عین حال شمار زیادی از این کودکان مهاجران افغان هستند که سختیهای کشور خودشان آنها را به ایران کشانده است.
وی افزود: آنچه من از این مدرسه یاد گرفتم این بود که آموزش برای این بچهها چقدر ضرورت دارد و میتواند به بهبودی وضعیت آنها کمک کند و برای آیندهشان پایهریزی کند.
مجیدی درباره اینکه چه عاملی وی را به این موضوع علاقهمند ساخت و فیلم «بچههای آسمان» وی نیز با تمرکز بر موضوع کودکان ساخته شد، گفت: آسیبپذیری کودکان موجب این توجه شد؛ زیرا آنها نمیتوانند از خود دفاع کنند و بیشترین نیاز به حمایت را دارند. من مأموریت خودم را دفاع از این کودکان میدانم؛ اینکه بتوانم به هر طریق توجه دیگران را به حقوق آنها جلب کنم. وی درباره بچههای فیلم نیز گفت: همه بچههای این فیلم از قبل بچههای کار بودند. روحالله زمانی، ابوالفضل شیرزاد و شمیلا شیرزاد که در نقش خواهر و برادر بازی کردهاند، همه در خیابانها کار میکردند. این خواهر و برادر از شش یا هفت سالگی در مترو کار میکردند.
وی از دریافت جایزه مارچلو ماسترویانی توسط روحالله زمانی نیز یاد کرد و اینکه اطمینان دارد اگر استعداد وی پرورش یابد او میتواند به یک سوپراستار در دنیای بازیگری تبدیل شود. مجیدی تأکید کرد: نباید فقط در انتظار دولتها بود و مردم باید مسئولیتپذیر باشند و به این بچهها کمک کنند. مجیدی همچنین درباره چالشهایی که هنگام ساخت فیلم «خورشید» با آن روبهرو بود نیز گفت: در این فیلم با کودکانی کار کردیم که هرگز جلوی دوربین نرفته بودند. ابتدا همه اینها برایشان این موضوع هیجانانگیز بود؛ اما بعد خسته شدند و دیگر نمیخواستند ادامه دهند. در عین حال، این بچهها خیلی غیرقابل کنترل بودند. روحالله در روز اول کار پایش شکست و بعد کتفاش دررفت. در صحنههای کندن تونل باید چهاردستوپا حرکت میکرد که به همین دلیل ممکن نشد و حتی نمیتوانست راحت بایستد. ابوالفضل هم دو بار پایش شکست و همه اینها موجب شد تا ساخت پروژه دو ماه و نیم بیشتر زمان ببرد.