اگر کرونا به عنوان تهدیدی خارجی فرض شود، در حال حاضر این تهدید به دلیل اینکه از مهارتهای مقابلهای افراد فراتر رفته در نتیجه منجر به تروما میشود. امدادگران - از جمله کادر درمان - به موازات تلاش برای کاهش و مقابله با اثرات این همهگیری، باید نسبت به درک و تشخیص علائم روند ترومای ثانویه نیز حساس باشند و استراتژیهایی را برای کمک به مقابله با ترومای ثانویه بیاموزند. ترومای ثانویه به دلیل اهمیت دادن به دیگرانی که آسیب دیدهاند و فرد خود را موظف یا مسئول کمک کردن به آنها میداند، رخ میدهد و با گذشت زمان این فرایند میتواند به تغییراتی در سلامت روانی، جسمی و معنوی افراد منجر شود. ترومای ثانویه علائمی تقریباً مشابه اختلال استرس پس از ضایعه روانی دارد؛ با این تفاوت که مستقیماً توسط خدماترسان تجربه نمیشود بلکه به علت قرار گرفتن در معرض داستان یا تجربه قربانی به وجود میآید. مواجه مکرر کارکنان خدمات اجتماعی و درمانی با شرایط دردناک و رنجآور مراجعهکنندگان باعث نوعی «خستگی شفقت» میشود که میتواند علاوه بر آسیبهای روانی، پیامدهای نامطلوب مانند افت کیفیت در مراقبت از مراجعهکنندگان را به همراه داشته باشد. سندروم «خستگی شفقت» در موقعیتهایی که فرد در مقابل جایگاه خود بیش از اندازه حس همدردی و مسئولیت نشان میدهد، بروز میکند.
اگر علائمی چون بیعلاقگی، افزایش میزان اضطراب، تغییر در الگوی خواب و مشکل در تمرکز با مشکلات فیزیکی مانند سردرد، معده درد و...، متوقف کردن یا کاهش فعالیتهای خوشایند، مراقبت نکردن از خود، کاهش مقاومت در برابر مشکلات موجود و احساس برانگیختگی و پرخاشگری همراه شود، فرد باید ضمن مراجعه سریع به مراکز مشاوره، مراقبت و مداخلههای مددکاری را باید در اولویت قرار دهد. در اینجاست که «خودمراقبتی و مهربانی» به عنوان اصل مهم در ایجاد و حفظ سلامت خود، خانواده و جامعه به وجود میآید. باید بدانیم سلامت، پلی است که بر این دو ستون استوار شده و استحکام این ستونها برای برقراری پل سلامت ضروری است؛ در حقیقت این اصول، نخستین تجلی انرژی زندگی هستند که در کنار هم سلامت را
پایه گذاری میکنند و زمینهساز جریان آزاد انواع دیگر انرژی میشوند؛ بنابراین اگر هر یک از آنها (خودمراقبتی و مهربانی) تضعیف یا تخریب شود، سلامت زندگی سالم و سازگارانه به خطر میافتد اما اگر هر دو مستحکم باشند، پیمودن مسیر آسان میشود. در این میان «خودآگاهی» نخستین گام برای برنامهریزی در مسیر «خودمراقبتی» است. برای خودمراقبتی باید دلایل روشنی در مورد آنچه که هستیم و میخواهیم باشیم مورد نظر قرار دهیم تا در امتداد آن با توانمندسازی آگاهانه و فعالانه، خواستههای خود را تبدیل به واقعیت کنیم؛ همه ما از نقاط ضعف و قوت خود آگاه هستیم و این آگاهی، به ما قدرتی میدهد که با آن بتوانیم با ایجاد تغییراتی اثرگذار، زندگی خود را متحول کنیم.