printlogo


از سینما
طرح داستان‌وار انتخابات آمریکا
نگار مفید

سریال‌های متفاوتی در آمریکا ساخته شده‌اند که بیننده‌هایی از سرتاسر دنیا داشته‌اند. بیننده‌هایی شبیه به ما که از یک جایی به بعد، داستان سیاست داخلی و خارجی آمریکا را با سریال‌های تلویزیونی‌شان دنبال می‌کردیم و موقعیت هر فرد و مناسبات آمریکا با کشورهای مختلف را از این زاویه می‌دیدیم. زاویه‌ای که چندان هم دور از ذهن نبود. نمونه‌اش آنکه «برجام» را از دو سال پیش از آن، در سریال «هوم‌لند» ‌دیدیم، زمانی که شخصیت ایرانی سریال، به جای آنکه بدترین آدم جهان باشد، به کمک پلیس آمریکا آمد تا نقشه‌ای تروریستی را خنثی کند و حتی در این راه جانش را از دست داد. درست است که برای ما ایرانی‌ها، چنین تصویری کمی اغراق‌شده و ناامیدکننده است و باورش را مشکل می‌کند، اما از آنجایی که اصل بر این است که هر جامعه‌ای در درجه اول برای هموطنان خود خوراک فرهنگی تهیه کند، به‌سادگی می‌توان گفت که این تصویر، معنایی به‌جز تطهیر ایرانی‌ها در ذهن شهروندان آمریکایی ندارد. آن‌ها که تا دیروز، ایرانی‌ها را آدم‌هایی خشن و گاه افراطی معرفی می‌کردند، در یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های خود مدال افتخار را به گردن یک ایرانی انداختند. آنجا بود که ورق برگشت و می‌شد حدس زد که سیاست خارجی آمریکا درباره ایران تغییر کرده و حالا می‌خواهند تمام آن سال‌ها تلاش برای بد جلوه دادن ایرانی‌ها را در ذهن افکار عمومی‌شان ریشه‌کن کنند. یک پیش‌بینی ساده که صحیح از آب درآمد. همان شکل از ارتباط میان فرهنگ و سیاست که انتظارش را داریم. در همین سریال بود که حمله به پاریس را پیش‌بینی کردند، اما به جای آن از حمله تروریستی به برلین صحبت می‌کردند. آن‌قدر عجیب و اغراق‌شده که این قسمت از سریال، همزمان با حملات تروریستی به پاریس نمایش داده شد و در ابتدای این قسمت توضیح دادند که این قسمت را چند ماه پیش تهیه کرده بودند و حالا نوبت به نمایش آن رسیده است.
با این حال، در سریالی که با بازی کوین اسپیسی از شبکه نت‌فیلیکس نمایش داده شد، به کاخ سفید از مدلی دیگر پرداختند؛ دغدغه‌های سیاسی آن‌ها و شکل رقابت خشن و پرونده‌سازانه‌شان. تصویری که در مدت جنجال‌های انتخاباتی آمریکا در همین انتخابات اخیر به‌وضوح می‌دیدیم. می‌دیدیم که چطور خود و رقیب را به آتش می‌کشند و در این راه کم نمی‌گذارند. می‌دیدیم که برای رسیدن به کاخ سفید و عنوان ریاست‌جمهوری پرونده می‌ساختند و پرونده رو می‌کردند و حتی در جریان فعالیت‌های انتخاباتی‌شان، آنچنان سیاست‌های پنهانی را رو می‌کردند که باورش سخت و مشکل بود. تا اینجای داستان دقیقا شبیه به همان چیزی بود که «خانه پوشالی» تصویر می‌کرد، عنوانی که ایران روی سریال گذاشته است و از تلویزیون ایران نیز پخش شد. با این حال، در آن سریال از محبوبیت همسر رئیس‌جمهوری صحبت می‌کردند که می‌توانست رای‌دهندگان را به وجد بیاورد. محبوبیتی که گاهی رسانه‌ها آن را از میان می‌بردند و گاهی دیگر با بدجنسی دوباره به دست می‌آوردندش. در آن سریال هم همسر رئیس‌جمهور بود که می‌توانست به کمک بیاید و در جایگاهی فراتر از انتظار و با جاه‌طلبی بی‌حدواندازه‌اش موقعیت را سروسامان دهد.
اتفاقی که در دنیای واقعیت نیفتاد. هیلاری کلینتون در انتخابات رای نیاورد و این یکی از نخستین دفعاتی بود که هالیوود به نتیجه دلخواهش نرسید. داستان رنگ‌وبویی دیگر گرفت و اثری از محبوبیت وجود نداشت. آنچنان که کلینتون قافیه را باخت. نکته جالب اینجاست که در پایان فصل چهار این سریال، اثری از رای‌گیری و نتیجه‌گیری نبود و قرارداد فصل پنجم نیز برای نمایش در سال آینده میلادی بسته شده است تا متصدیان سریال نشان دهند که از پیش‌بینی خود اطمینان ندارند. به همین خاطر است که باید تا چند ماه دیگر و آغاز نمایش فصل پنجم صبر کرد و دید که آیا طرح اصلی داستان دستخوش تغییر می‌شود یا نه و همسر رئیس‌جمهور به کاخ سفید راه پیدا می‌کند یا کاندیدایی دیگر راه را بر او سد می‌کند. تا امروز که در سریال، بیش از آنکه جمهوری‌خواهان دردسرساز شوند، افراد حزب دموکرات برای یکدیگر پاپوش می‌دوختند.