برای بررسی مزایا و معایب مناطق آزاد تجاری و یا ویژه اقتصادی باید کارنامه آنها را بررسی کرد. باید دید آنها به رسالت و وظایف ذاتی خود عمل کردهاند یا خیر؟
ما در کشور دو نوع منطقه آزاد داریم؛ یک نوع آن مناطق آزاد صنعتی- بازرگانی است و دیگری مناطق ویژه بازرگانی. مناطق آزاد اروند، کیش، انزلی، قشم و چابهار بهعنوان مناطق آزاد صنعتی-بازرگانی فعالیت میکنند. اینگونه مناطق در وظیفه ذاتی خود در بخش تولید باید فعال باشند. شاید بپرسید پس این چه منطقه آزادی است که فقط کار تولید میکند؟ آیا نباید در اینگونه مناطق، تجارت صورت بگیرد؟ آیا در اینگونه مناطق نباید صادرات و واردات شود؟ پاسخ این است که کار تولید نیاز به مواد اولیه، نیروی کار و ماشینآلات و همچنین دانش و مهارت دارد. شاید سرمایهگذار خارجی بخواهد بخشی از نیروی کار مورد نیاز خود را از کشور خود یا کشور ثالثی به آن منطقه آزاد بیاورد. ضمن اینکه او ماشینآلاتی لازم دارد که در صورت نیاز میتواند از خارج وارد کشورمان کند. به این ترتیب او نیاز به یک سری معافیتهای گمرکی دارد که مناطق آزاد این معافیتها را به او اعطا میکنند. این، آن وجه بازرگانی است که مناطق آزاد دارند. پرسش من از کسانی که از شیوه کنونی فعالیت مناطق آزاد حمایت میکنند این است که آیا مناطق آزاد صنعتی-بازرگانی فعلی ما کارکردی که باید داشته باشند را دارند؟ نظر شخصی من آن است که پاسخ این سوال منفی است. الان این سوال مطرح میشود که فرق منطقه آزاد کیش با گمرک بندرعباس چیست؟ آیا غیر از این است که هردو مبادی واردات هستند؟ آیا کیش که باید به کار تولید و صنعت بپردازد و زمینههای لازم را برای حضور سرمایهگذاران خارجی فراهم کند، پیشرفتی در این زمینه داشته؟ خیر، تنها تفاوت این دو منطقه این است که در کیش مسافر نیز میتواند تا حجم مشخصی کالا وارد کشور کند. اما نوع دیگری از مناطق آزاد، مناطق ویژه بازرگانی هستند که منحصر به واردات و صادرات هستند. بازرگانان داخلی و خارجی میتوانند از مقررات حاکم بر این مناطق بهره ببرند و با معافیتهای مفصل و متعدد اقدام به تجارت کنند. منطقه آزاد سلفچگان از این دست مناطق آزاد است که در استان قم واقع شده. این منطقه آزاد به کار صادرات و واردات مشغول است و اصلا کار تولید و صنعت نمیکند. این منطقه به جای کارکرد واقعی یک منطقه آزاد تجاری، به یک گمرک داخلی تقلیل یافته است. به منطقه آزاد «جبل علی» در دبی نگاه کنید. در آن منطقه کالا از همه جا وارد و از آنجا به همه نقاط جهان صادر میشود. این رسالت واقعی یک منطقه آزاد است. نمیشود که کالا فقط از خارج از کشور به ایران بیاید و در بازارهای ایران عرضه و توزیع شود. این کار را که همه گمرکهای کشور انجام میدهند. باید کالا وارد کشور ما شود و از آنجا به سایر نقاط منطقه خاورمیانه و کشورهای دیگر صادر شود.
در کل، برخی مناطق آزاد تجاری ما نقش خود را به یک گمرک معمولی تنزل دادهاند. نه در ماکو، نه در ارس، نه در اروند و نه در هیچ کجای مناطق آزاد تجاریمان نمیتوانید فعالیت پررنگ تولیدی ببینید. سالهای سال است که ما در مورد مناطق آزاد تجاری و صنعتیمان نمیتوانیم کنترل و مدیریت لازم را داشته باشیم. به نظرم باید در سیاستهای خود در زمینه مناطق آزاد بازنگری اساسی انجام دهیم. من مخالف اینگونه مناطق نیستم، اما خوب است که از مناطق آزاد موفق مانند هنگکنگ الگوبرداری کنیم.
در چندین سال گذشته مد شده که همه استانهای کشور به دنبال داشتن لااقل یک منطقه آزاد تجاری یا منطقه ویژه اقتصادی هستند. نمونهاش همین هفته گذشته است که منطقه آزاد امیرآباد به تصویب رسید. الان استانداریهای ما با فشاری که برخی افراد میآورند میخواهند یک منطقه آزاد تجاری داشته باشند. آنها شورای عالی مناطق آزاد و دولت را تحت فشار قرار میدهند تا بتوانند یک منطقه آزاد بگیرند که منطق درستی نیست و باید این مُدِ مُسریِ کاذب را از بین ببریم تا به رسالت و جایگاه واقعی مناطق آزاد دست پیدا کنیم.