printlogo


ترکیب همزمان کار و مادر بودن
این روزها کرونا همه را از تکاپو انداخته است؛ از کسبه و بازار گرفته تا افرادی که در مشاغل دولتی مشغولند. هر کسی به نوعی زندگی‌اش تحت تاثیر این ویروس زشت و ترسناک قرار گرفته است. می‌پرسید چرا؟ با یک حساب و کتاب ساده می‌توان دلیل آن را پیدا کرد. قطعا در اطراف بسیاری از ما، زنان و مردانی شاغلی هستند که تا قبل از کرونا اگر نگران حقوق و مزایا و هزینه‌های اندک زندگی‌شان بودند، حداقل نگرانی بابت درس خواندن فرزندشان در مدرسه را نداشتند؛ اما اکنون انواع گسترده‌ای از نگرانی‌ها پیرامون آنها را فراگرفته است. در این میان زنان خانه‌دار که در کنار همسران‌شان برای کسب روزی حلال به انواع و اقسام شغل‌های خانگی روی آورده‌اند یا سرپرست خانواده هستند نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنها این روزها دو دغدغه اساسی دارند. می‌گویید کسی که در خانه کار می‌کند چه دغدغه‌ای می‌تواند داشته باشد؟ بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، آنها علاوه بر اینکه باید نگران درس و تحصیل فرزندان خود باشند، نگران کم شدن حجم کار، سفارشات و حتی گران شدن لوازم اولیه خود نیز هستند. در ادامه صحبت‌های تعدادی از این مادران را می‌خوانیم که دغدغه‌های خود را با آتیه‌نو در میان گذاشته‌اند.
فریبا کرمی روزنامه‌نگار

 فروش ترشی در اینترنت

مریم کمتر از یک سال است به این باور رسیده که ترشی‌هایش حرف ندارد. با وجود داشتن سه فرزند و بعد از اینکه اطرافیانش از او خواستند این کار را انجام دهد؛ دست به کار شد و در گوشه‌ای از خانه کوچکش، بساط درست کردن ترشی راه انداخت. انواع و اقسام ترشی‌های خانگی که مشتری‌های خاص خود را دارد. بدون داشتن برند یا لوگو یا حمایت از یک شرکت و یا یک کارخانه خاص. 

او می‌گوید: «شیشه‌های ترشی‌ام را بسیاری از مشتریانم برمیگردانند تا هم کمکی به من باشد هم به محیط‌زیست.»
مریم ادامه می‌دهد: «با فضای مجازی آشنا نیستم. در حد چرخیدن و خواندن مطالب کوتاه و دم دستی. پسرم برایم یک پیج زده و محصولاتم را در آن برای فروش می‌گذارد. خدا را شکر. کمک زیادی به من شده؛ اما این ماه‌های اخیر مردم ترجیح می‌دهند زیاد از محصولات خانگی استفاده نکنند. مواد اولیه بسیار گران شده و من درآمد ناچیز سابق را هم ندارم.»
 
 کار در زمان استراحت بچه‌ها
الهام، زن خانه‌دار دیگری است که با وجود دو پسر بازیگوش، کار هنری در منزل انجام می‌دهد. او می‌گوید: «سرعت کارم به شدت پایین آمده است. اگر بالای سر فرزندانم در حین یادگیری درس نباشم، چشمم را دور می‌بینند و خوابیدن را به درس ترجیح می‌دهند. من هم مجبورم پس از اینکه بچه‌ها زمان استراحت و خوابشان رسید، در ساعات استراحت خودم کارم را شروع کنم و دیرتر از هر وقت دیگر سفارشاتم را تحویل دهم. بگذریم از اینکه وسایل گران شده و دیگر مثل سابق سفارشات چندانی نمی‌توانم بگیرم.» زهره معتقد است؛ دستپخت‌هایش – آن‌هم غذاهای اصیل محلی- حرف ندارد. سن زیادی ندارد. جوان و تحصیلکرده است. می‌گوید: «خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم آشپزی کنم و سفارش بگیرم. اوایل کارم سخت بود، اما مشتری‌های خاص خودم را پیدا کردم. اما اکنون نزدیک به هفت ماه است که حتی هزینه‌های اولیه را نیز به سختی جبران می‌کنم.» این مادر جوان که یک دختر سه ساله دارد، همسرش را از دست داده و معتقد است کار خانگی برای او که سرپرست دخترش است، بهتر از بیرون از منزل جواب می‌دهد. اما این روزها در مخارج زندگی‌اش مانده و نمی‌داند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. 
 
آسیب همسر و آغاز کارخانگی
نسرین در خانه‌اش خیاطی می‌کند. او در گفت‌وگو با ما از شرایط این ‌روزهایش می‌گوید: «برای کارم خیلی تلاش کردم. چرخ خیاطی را از مادر مرحومم گرفته بودم. او از بچگی خیاطی را به من یاد داده بود. آن زمان مثل الان نبود که دخترها کارهایی مثل خیاطی و بافتنی را بلد نباشند. من، هم استعدادش را داشتم و هم علاقه.»  او می‌دهد: «ازدواج کرده‌ام؛ اما فقط مشغول خانه‌داری بودم. همسرم یک کارگر ساده بود. از داربست که افتاد، زندگی‌مان از این رو به آن رو شد. با اصرارهای دختر بزرگم که ازدواج کرده، خیاطی را از سر گرفتم. کارم داشت خوب پیش می‌رفت، اما در این شرایط سخت علاوه بر دشوارتر شدن کار، هزینه مدرسه دختر و پسر کوچکم و اجاره خانه بدجوری امانم را بریده. نه انگیزه‌ای دارم، نه آینده روشنی جلوی خود می‌بینم.»