printlogo


فقر مهارت
حسین راغفر

فقر در اقتصاد تعاریف متعددی دارد. معمولا در ساده‌ترین حالت حداقل درآمد برای گذران زندگی در روز مد نظر قرار می‌گیرد و کسانی را که درآمدی زیر این خط (مشهور به خط فقر) دارند، فقیر می‌نامند. در این تعریف اولیه، فقر با درآمد و به تبع آن بیکاری ارتباطی کامل دارد. زمانی که به وضعیت ایران نگاه می‌شود، متوجه می‌شویم که بسیاری از افراد مجبور هستند با درآمدهایی کار کنند که بنا بر همین تعریف زیر خط  فقر در نظر گرفته می‌شود. بحث‌های آماری تعیین خط فقر در این یادداشت نمی گنجد، ولی تنها کافی است به شرایط امروز اقتصاد در کلان‌شهرهای ایران نگاهی انداخته شود تا متوجه شویم که بسیاری از صاحبان مشاغل با 8 ساعت کار عادی توان تأمین مخارج زندگی خود و خانواده خود را ندارند. اما این سکه روی دیگری هم دارد. در چرخه اقتصادی که به مدل گردش خون معروف است، مردم بخشی از زمان خود را در اختیار بنگاه‌ها می‌گذارند و به ازای آن حقوق و دستمزد دریافت می‌کنند. بازار کار هم به مانند تمام بازارهای اقتصادی بر اساس عرضه و تقاضای نیروی کار مشخص می‌شود، هر چند که در ایران این بازار علاوه بر این تاحدودی نیز تحت تأثیر سیاست‌های دولت قرار دارد. در واقع مساله این است که در بازار نیروی کار، افراد چه مهارتی به بنگاه‌ها ارائه داده اند که امروز حقوقی بالاتر از حداقل حقوق مصوب وزارت کار دریافت کنند. در واقع اگر به این چرخه درست نگاه شود، متوجه می‌شویم که فقری که از آن سخن گفته می‌شود در حقیقت فقر در مهارت است. بر اساس ساده ترین اصول علم اقتصاد، کارفرما تا جایی دست به افزایش نهاده‌های تولید می‌زند که بازدهی این نهاده‌ها بیش از هزینه به‌کارگیری آنها باشد. حال سوال این است که آیا نیروی کار ایرانی مهارتی با ارزشی فراتر از حقوق دریافتی دارد؟ آیا می‌توان نیروی انسانی‌ای یافت که مهارتی با ارزش اقتصادی بالا داشته باشد و هنوز بیکار باشد؟ همه صحبت از بیکاری می‌کنند چون بیکارها قادر به بیان مشکل خود هستند اما سوال این است که چه کسی پاسخگوی موقعیت‌های شغلی خالی است که فردی دارای مهارت برای آن یافت نمی‌شود؟  این مساله نه برای مشاغل سخت و پیچیده بلکه حتی برای ساده‌ترین شغل‌ها هم وجود دارد. باید برای ارتقای مهارت نیروی کار، تدبیر و اندیشه کرد.