printlogo


طبیعت‌بانان بومی

ثبت مناطق چهارگانه، پارک‌های ملی، منطقه حفاظت‌شده، منطقه 
شکار ممنوع و پناهگاه حیات وحش در ایران اگرچه قدمتی نزدیک به 50 سال دارد اما به دلایل تاریخی غالبا مورد بی‌توجهی عمومی و گاه عامل تخریب نیز بوده است. پیش از آنکه سازمان حفاظت محیط‌زیست بنیانگذاری شود ، محیط‌زیست اداره شکاربانی بود. اساسا آن چیزی که امروز در ابعاد محیط‌زیست انسانی، دریایی، طبیعی و تاکید بر حفظ تنوع زیستی می‌شناسیم وجود نداشت. اما همین اصطلاح شکار که برای نامگذاری حیات‌وحش استفاده می‌شد، خود بیانگر وضعیت به مراتب ناپایداری است که طبیعت و محیط‌زیست در ایران از سر گذرانده است. به دلیل سوءاستفاده خانواده سلطنتی از مناطق دارای حیات‌وحش، مردم زیادی اقدام به شکار گونه‌های وحشی کردند. تا جایی که برخی آمارها از کشتار 90 درصدی حیات‌‌وحش طی 50 سال گذشته خبر می‌دهند. البته امروزه منتقدان شیوه‌های حفاظتی که در پنج دهه گذشته در ایران و بسیاری از مناطق جهان وجود داشته، معتقدند؛ با کنار گذاشتن اسلحه و شیوه‌های حفاظت فیزیکی باید مردم به عنوان ذی‌نفعان به مدیریت این مناطق کمک کنند. به این معنا که مردم مناطق بومی خود بزرگترین حافظان طبیعت شوند. اکنون که توسعه ناپایدار غالب مناطق جهان را هدف قرار داده و حتی تغییرات اقلیمی تمامی حیات در کره زمین را تهدید می‌کند باید به شکل‌گیری جنبش‌های محیط‌زیستی مسالمت‌آمیز دل خوش کرد. در ایران وضع البته با بسیاری از نقاط دنیا متفاوت است. توسعه ناپایدار منابع حیاتی را می‌بلعد. فقدان آگاهی و سواد و دانش حفاظتی سبب شده دولت‌ها و نهادهای وابسته به قدرت در تمام دنیا، موتور تخریب خود را روشن کنند. اما از سویی شعله‌های امید در تاریکی روشن است.  مردم به عنوان وارثان  سرزمین ایران، نشان داده‌اند که به صورت خودجوش تلاش دارند با مشارکت در روندهای مدیریت سرزمین لااقل تا جایی که ممکن است جلوی تخریب را بگیرند.  برای نمونه شکل‌گیری اعتراض‌های مدنی به تخریب‌های محیط‌زیستی طی ماه گذشته نشان می‌دهد هنوز حرکت‌های امید‌بخش وجود دارد. اعتراض مردم ساری و منطقه جنگلی آق‌‌مشهد در پی تعرض به جنگل‌های این منطقه، اعتراض سراسری برای بازپس‌گیری دماوند، اعتراض به معدنکاوی در منطقه حفاظت‌شده بهرام گور در فارس و همین طور حرکت ستایش‌برانگیز مردمی در منطقه بیدمی دشتی در استان بوشهر برای مخالفت با برداشت سنگ مرمر از دل مناطق حفاظت‌‌شده و مواردی از این دست نشان می‌دهد جنبش‌های فعال محیط‌زیستی در ایران فصل جدیدی از حفاظت مشارکتی را بدون درخواست کمک از دیگران، آغاز کرده‌اند.
یکی از فعالان محیط‌زیست در فارس می‌گوید: در گذشته چند کامیون حامل لاشه‌های حیات‌‌وحش در منطقه حفاظت‌شده «بمو» را متوقف کردند اما آن روز کار از کار گذشته بود.  بهمن ایزدی معتقد است: موضوع مناطق «قرق شاهی» موجب ایجاد فاصله بین مردم و برنامه‌های حفاظتی در گذشته شده بود. همین مسائل باعث شد که در چند دهه اخیر، در جای‌‌جای کشور برخی به مناطق چهارگانه هجوم آورند و با کشتار حیات‌وحش،‌ سعی در تصاحب اراضی آن مناطق کنند، از همین رو خسارات فراوانی که تاکنون نیز جبران نشده به رویشگاه‌ها، زیستگاه‌ها و تنوع زیستی مناطق چهارگانه وارد شد.   چنانچه به کارنامه مدیریت حفاظت از مناطق چهارگانه و دیگر مناطق توسط سازمان حفاظت از محیط‌زیست و همین‌طور سازمان منابع طبیعی در استان‌ها دقت کنیم، متوجه می‌شویم که رویه مدیریت حفاظت ناقص در گذشته همچنان ادامه دارد و برنامه‌های حفاظت فیزیکی بدون ارتقای آگاهی‌های عمومی از فواید و اثرگذاری‌ها و همچنین دستاوردهای احتمالی آن کماکان وجود دارد؛ لذا به همین دلیل است که پس از حدود چهار دهه حفاظت صرف فیزیکی بدون آموزش‌های عمومی و عدم مشارکت مردم در مناطق طبیعی، موجب شده شوربختانه تاکنون 122 محیط‌بان و 18 جنگلبان در راستای انجام امور محوله به دست ناآگاهان و غاصبان عرصه‌های طبیعی و تنوع زیستی جان شریف خود را تسلیم کنند و شهید شوند.  از سوی دیگر، در این نبرد مسلحانه 400 نفر از متخلفان و شکارچیان نیز جان‌شان را از دست بدهند.