در روزگار کنونی، انسانها اهمیت محیطزیست را در حفظ حیات خود بیش از گذشته دریافتهاند؛ زیرا اصل حیات و بقای بشر به حفظ منابع طبیعی و محیطزیست گره خورده و هرگاه خللی در نظم و سلامت زمین و آب و هوا به وجود آید، در حقیقت حیات بشر بر روی خاک و زمین به خطر میافتد. اما واقعیت این است که خود انسانها در تمام قرون گذشته و بعد از اینکه تمدنهای انسانی را شکل دادند و به سمت زندگی شهرنشینی و تجدد پیش رفتند، از شیره وجود محیطزیست و زمین تغذیه کردند و برای چیرگی و قدرت بر کره خاکی از هیچ تخریب و ویرانیای در منابع طبیعی و محیطزیست، فروگذار نبودند اما بشر در جهان امروز با تمام پیشرفتهای شگرفی که در زمینه تمدن انسانی تاکنون داشته، متوجه شده که تخریب محیطزیست چه زیانهای غیرقابل جبرانی را روی دست خودش گذاشته است تا جایی که بسیاری از حامیان محیطزیست در جهان، مدام هشدار نابودی زمین و نسل بشر را به دلیل اخلال در محیطزیست و فرایند گرمایشی زمین میدهند.
در ایران نیز امروزه بیش از گذشته توجه مردم و رسانهها به موضوع محیطزیست جلب شده به طوری که در سالیان اخیر، مساله محیطزیست در کنار مسائل و معضلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به شکل آشکاری در صدر توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
ایجاد تشکلهای مردمنهاد برای حفاظت از محیطزیست ایران، شاید عمر طولانیای نداشته باشد اما در سالهای اخیر شاهد اقدامات موثری از سوی این تشکلها برای حفاظت از محیطزیست در نقاط مختلف ایران بودهایم. به طور مثال میتوان به اقدامات اخیر حافظان محیطزیست و مردم در جلوگیری از فعالیتهای تخریبی معدنکاوان در مناطق مختلف اشاره کرد؛ از جمله مقاومت مردم در برابر عملیات اکتشاف سنگهای مرمر در کوههای بیرمی در بوشهر یا معدن
بهرام گور در شیراز. همچنین ایجاد کمپینهای مردمی برای جلوگیری از وقف بخشهایی از جنگلهای آقمشهد و کوه دماوند نیز از نمونههای اخیر گستردهتر شدن فعالیتهای مردمی در حوزه حفاظت از محیطزیست است.
عباس محمدی، فعال محیطزیست در زمینه بیشتر شدن میزان مشارکتهای مردمی در زمینه محیطزیست میگوید: «نرخ مشارکت مردمی برای حفاظت از محیطزیست، نسبت به یک یا دو دهه قبل خیلی بیشتر شده است. در تمام شهرها و حتی روستاهای ایران این روزها شاهد وجود تشکلهای مردمنهاد محیطزیستی، به صورت رسمی و ثبتشده یا غیررسمی هستیم. مثلا در بسیاری از نقاط ما شاهد ایجاد تشکلهای مردمی برای حفاظت از جنگلها و آتشبانی در جنگلها یا تشکلهای مردمی برای کاشت نهال و احیای منابع طبیعی هستیم. توجه رسانهای به موضوع محیطزیست دلیل اصلی جلب شدن توجههای مردمی به مساله محیطزیست است. مثلا در گذشته حدود 30 سال قبل افرادی مثل من که در حوزه محیطزیست فعال بودند، اگر مطلب یا مقالهای در ارتباط با شرایط زیستمحیطی داشتیم و قصد انتشار آن را در جراید و روزنامهها داشتیم، معمولا نشریات موضوعات مربوط به محیطزیست را جدی نمیگرفتند و به مطالب ما توجهی نمیکردند و بیشتر به مسائل روز سیاسی و اقتصادی میپرداختند. اما امروز در بیشتر نشریات با هر رویکردی که دارند، ما مطالب بسیار زیادی را در زمینه محیطزیست در کنار سایر مسائل روز مشاهده میکنیم. علت این امر همین بیشتر شدن مشارکتهای مردمی و سازمانهای مردمنهاد مرتبط با حوزههای محیطزیستی است. مسلما تا در سطح جامعه تحرکات مردمی برای حفاظت از محیطزیست نباشد، در سطح رسانهها و فضای مجازی نیز شما نمیتوانید شاهد اخبار و مطالب محیطزیستی باشید. بنابراین حساسیتهای مردمی به موضوعات محیطزیستی نسبت به گذشته به شکل معناداری بیشتر شده است».
محمدی در ادامه افزود گفت: «هر چقدر که احساس مسئولیت مردم نسبت به محیطزیست بالا رفته، در مقابل در برخی از افراد ذیربط هم بیاعتنایی نسبت به مساله محیطزیست ایجاد شده است. اتکا به شعارهای اشتغالزایی و توسعه اقتصادی، گاهی به تخریب منابع طبیعی منجر شده است. مثلا با سدسازیها و راهسازیهای بیضابطه یا معدنکاویهای غیراصولی، شاهد تخریبهای زیادی در محیطزیست بودهایم. به طور مثال مردمی که در پای کوه کرکس در منطقه نطنز زندگی میکنند، به شکل روزانه شاهد تخریب منطقه طبیعی خود هستند. کامیونهای عظیمی که روزانه صدها تن سنگ کوه را با خود میبرند و بسیاری از باغهای سرسبز این منطقه که تا حدود 10 یا 15 سال قبل چشمانداز فوقالعاده زیبایی را داشتند، اکنون زیر خاک فرو رفته و آن چشمانداز زیبا و سرسبز تبدیل به چشمانداز زخمخورده و ناخوشایندی شده که نهفقط موجب افسردگی مردم این ناحیه شده بلکه مشکلات تنفسی زیادی هم برای مردم این منطقه ایجاد کرده است. بنابراین دلیل اصلی حساسیت عمومی مردم هم همین موضوع میتواند باشد. زمانی که مردم نواحی مختلف به چشم خود شاهد از میان رفتن منابع طبیعی زیستگاه خود هستند، قطعا در برابر تخریبهای بیشتر میایستند. اگر این فعالیتهای مردمی برای حفاظت از محیطزیست نبود، شاید وضعیت محیطزیست کشور، امروز وخیمتر از شرایط کنونی بود. عمیقا معتقدم که اگر دستگاه قضایی و حاکمیتی در مقابل فسادها و سوداگریهای اقتصادی بایستد، حداقل نیمی از مشکلات محیطزیستی امروز کشور ما حل خواهد شد».
به هر حال، نگاه اجتماعی به مقوله محیطزیست در کشور ما نسبت به قبل متفاوت شده و حساسیت افکار عمومی نسبت به گذشته بیشتر شده است. شاید محیطزیست باید بهای سنگین تخریبهایی که تا به الان دیده است را میپرداخت تا انسانها نسبت به اهمیت آن در حفظ حیات خود بیش از گذشته آگاه شوند.