چرا فعالیت مدنی در حوزه محیطزیست نباید شامل همه افرادی باشد که در این سرزمین زندگی میکنند. به نظر من مساله فراتر از عموم است. باعث تاسف است که باید گفت جامعه ما به صورت فراگیر دچار تنش میشود. ما آدمهایی داریم که پای کارهای مردمی هستند. سازمانهای مردمنهاد کسانی را تربیت کرده و آدمهای دغدغهمندی دارند که در چنین مواقعی فعال میشوند. البته باید در نظر بگیریم در گذشته اینطور نبود که لزوما آدمهایی که به محیطزیست
می اندیشند و دغدغه آن را دارند، فعال و علاقمند به محیطزیست بودند. یک نظامی در محیطزیست چیده شده بود که حفاظت از آن شرط بقا بود. نوعی سازگاری میان طبیعت و اقلیم با سبک زندگی وجود داشت. آن نظام به طور طبیعی تاکید داشت که پایداری محیطزیست شرط زنده ماندن است. بنابراین وقتی به این موضوع نگاه میکنیم میبینیم در نظامهای اجتماعی و سیاسی گذشته در ایران هر کاری که برخلاف تحمل طبیعت برای مثال در حوزه آب انجام میشد خطرناک بود و میتوانست دخالت در نظام طبیعت باشد به نحوی که شکل زندگی و ماهیت زیست را دچار خدشه کند. به همین دلیل است که از گذشته دور تا کنون در نهایت یکی از وظایف اصلی نظام سیاسی، حفظ امنیت آب بوده است. اگر جامعهای مانند جامعه امروز بشری میخواست منابع طبیعیاش را غارت کند دیگر نمیتوانست بقا داشته باشد. محیطزیستگرایی در گذشته شکل فانتزی و غیرواقعی نداشت؛ یک جبر طبیعی بود که به نگه داشت محیطزیست به بقای او کمک میکرد. نظام پایدار طبیعت به نوعی با زندگی بشر در گذشته عجین شده بود. امروز مطابق مشاهدات، بخشی از جامعه نسبت به طبیعت بکر ایران حساس شده که دغدغههای جدی در حفظ گونههای حیاتی و جانوری دارند. اما شما وقتی وارد شهر میشوید متوجه میشوید که اساسا بحرانهای محیطزیستی در ایران نه در مناطق حفاظتشده، جنگلها و مراتع بلکه مشکل در محیطزیست انسانی ما است. ما شهرهایمان از نظر عناصر مهم طبیعی مثل آب، باد، خاک و حتی گونههای بومی جانوری کاملا تهی است و شهرهای ما از این منظر تخریب شده هستند. در تهران شما گونه جانوری بومی نمیتوانید ببینید؛ چون روندها به سمتی پیش رفته که گونههای گیاهی و جانوری از بین رفته است. برخی افراد که در شهری با این وضعیت تخریب زیست کرده و با این فرهنگ و رفتار بزرگ شده اند وقتی وارد طبیعت بکر و دست نخورده می شوند، قطعا آنجا دست به تخریب بیشتر میزنند؛ چون فهمی از پایداری منابع ندارند. این رفتارها نیازمند تحلیل کارشناسی در حوزه جامعهشناسی است. این افراد اکنون به دلایلی که به فرهنگ و آموزش مربوط است، مخل محیطزیست شده و طبیعت را بهشدت تخریب میکند.