printlogo


بیکاری‌های اجباری
. پوران درخشنده کارگردان شناخته‌شده سینمای ایران اما از جمله کسانی است که در این اوضاع و احوال ترجیح می‌دهد کار را متوقف کند و امیدوار باشد به رفتن کرونا از ایران. او می‌گوید: «من همیشه به شدت دوست داشته‌ام که فیلم‌هایم را بسازم، اما در این دوران که ویروس کرونا در سراسر کشور شیوع پیدا کرده، دارم به عوامل فیلم و بازیگرانم فکر می‌کنم و با خودم می‌گویم آیا ساخت فیلم ارزش به خطر انداختن جان آنان را دارد یا خیر؟ در مقابل اما می‌بینم که بعضی‌ها با وجود این همه اخبار ناگوار ناشی از مرگ‌ومیر ناشی از ابتلا به ویروس کرونا، به راحتی و بدون ترس دارند کار می‌کنند و به فیلمسازی مشغولند.»

این روزها سایه «کرونا» در جهان و البته ایران، سنگین‌تر از ماه‌های قبل بر سر جامعه افتاده و روزبه‌روز دارد بر تعداد قربانیان این ویروس منحوس افزوده می‌شود. چند ماه قبل این موضوع در فضاهای عمومی «#کرونا_را_شکست_می‌دهیم» آنقدر تکرار شد که بسیاری از مردم فکر کردند کار این ویروس دیگر تمام است و جدی‌‌‌جدی تا چند روز بعد دیگر اثری از آن در ایران باقی نخواهد ماند. این اتفاق اما در طول چند هفته گذشته نیفتاد و ظاهرا این روزها ما با ویروسی سمج‌تر و البته با سرعت شیوع بیشتر در مقایسه با آنچه پیش‌تر فکر می‌کردیم، روبه‌رو هستیم. ماجرای شیوع کرونا و تاثیرش بر عرصه فرهنگ و هنر را در طول ماه‌های گذشته می‌توان در عرصه‌های مختلف بررسی کرد اما بیش از همه به نظر می‌رسد این سینما بود که به دلیل اشتغال جمعیتی بیش از دیگر صنوف در هنر دچار ضرر و زیان مالی شد.  هرچند فعالان عرصه موسیقی، تئاتر و حتی هنرهای تجسمی هم درست شبیه دیگر مردمان این ملک، در این اوضاع‌ و احوال آسیب زیادی را تحمل کردند اما همان‌طور که توصیف‌اش رفت، شاید تعداد افراد با درآمدی در حد کارگر یا در نهایت کارمند در سینمای ایران آنقدر قابل ‌توجه بود که تعطیلی پروژه‌های سینمایی بتواند به بخش قابل توجهی از شاغلان این حوزه، آسیب جدی معیشتی وارد کند. قصه آسیب بر پیکره سینما تنها محدود به تعطیلی «اکران»، در کشورمان نبود و چرخه «تولید» هم در سینمای ایران در این ایام با چالشی جدی مواجه شد. در این اوضاع‌ و احوال سینماگران و به طور خاص سازندگان آثار سینمایی بین یک دوراهی قرار گرفتند؛ اینکه با وضع موجود، پذیرش ریسک ساخت آثار سینمایی عاقلانه است یا تعطیلی پروژه‌ها و انتخاب تحمیلی خانه‌نشینی؟ 
 
روزهای کرونایی سینماگران
چند ماه قبل در میان صنوف مختلف عرصه سینما این بحث بالا گرفته بود که صدور مجوزهای زیاد برای ساخت فیلم‌های سینمایی می‌تواند به‌ جای کمک به سینما، اقتصاد آن را با مشکل روبه‌رو کند؛ چون ما در کشورمان به تعداد لازم سالن نداریم که بتوانیم فیلم‌های مانده در صف اکران را در شرایطی قابل‌قبول به نمایش دربیاوریم. حالا اما انگار سینما دارد از آن‌طرف بام می‌افتد. با این وضع عده‌ای معتقدند اگر مسیر تعطیلی پروژه‌های سینمایی بخواهد شبیه شش ماه اخیر طی شود، آیا در یک سال آینده اصلا فیلمی باقی خواهد ماند که بخواهیم آن را اکران کنیم؟ یا اساسا این سوال وجود داشت که در چنین شرایطی می‌توان فیلم ساخت؟ به این سوالات، کم یا زیاد، حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی، پاسخ داده است. او هفته قبل در نشست با اهالی رسانه که به صورت آنلاین برگزار شد و خبرنگار آتیه‌نو هم در آن حضور داشت، توضیح داد: «ستاد مقابله با کرونا در سینما اوایل امسال پروتکل تولید فیلم را منتشر کرد. بر این اساس، ما از یک طرف تاکید داریم جریان تولید به کار خود ادامه دهد، چون اگر تولید متوقف شود، اکران متوقف می‌شود و… و خیل قابل توجه سینماگران با مشکلاتی روبه‌رو خواهند شد. از سوی دیگر، رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی به دلیل مهم بودن جان انسان‌ها مورد تاکید است. این پروتکل‌ها اعلام شده و ما از تهیه‌کنندگان درخواست و خواهش کرده‌ایم به آن توجه کنند. البته چنانچه در رعایت این پروتکل‌ها در تولید آثار سینمایی تخلفی صورت گیرد، گروه سازنده می‌توانند به ما اعلام کنند تا رسیدگی کنیم.»
صنوف مختلف سینمایی؛ سندیکای کارگران فصلی
آنچه انتظامی گفت، بی‌شک نیازمند صنف است به این دلیل که افراد در این اوضاع وانفسا نمی‌توانند خود نقش خبردهنده را بر عهده گیرند و با اطلاع‌رسانی خواسته شده از سوی سازمان سینمایی درباره پروژه‌ای که خود از مسیر آن امرار معاش می‌کنند، موجبات تعطیلی آن را فراهم کنند.  
البته آنچه درباره بیکاری در سینما گفته می‌شود یا ترس از بیکار شدن، توسط مردم باور نمی‌شود زیرا سینما یکی از عناوینی است که در جامعه باور غلطی درباره آن به راه افتاده است. بسیاری از مردم خیال می‌کنند هر کس در سینما کار کند، ثروتمند است و نمی‌داند بی‌پولی یعنی چه؛ در حالی ‌که بسیاری از تخصص‌های سینمایی در کشور در حقیقت کارگرانی هستند که اغلب‌شان امکانات حداقلی سایر کارگران در ایران را هم ندارند و در عمل بیش از همه طبقات کارگری به نمونه فصلی‌اش نزدیک هستند. 
اگر بخواهیم یک آدرس سرراست از کارگران سینمایی به‌دست آوریم می‌توانیم بگوییم همه‌ کسانی که پشت دوربین قرار می‌گیرند به ‌استثنای سه، چهار نفر در هر پروژه. متاسفانه این گروه پرجمعیت در طول سال‌های گذشته چوب دوسرطلا بوده‌اند؛ از یک‌سو عموم مردم در جامعه آنان را مرفهین بی‌دردی پنداشته‌اند که با غم عموم هموطنان‌شان بیگانه‌اند و از سوی دیگر خیلی وقت‌ها در تامین حداقل‌های زندگی‌شان هم دچار مشکل بوده‌اند. با توضیحی که داده شد، کافی است تعطیلات چند ماهه اخیر را در حدود ۹۵ درصد از آدم‌های حاضر در هر پروژه سینمایی ضرب کنید تا دریابید در این روزها چندده هزار نفر در ایران فقط در عرصه سینما از کار بیکار شده‌اند.
 
سینمای آنها، سینمای ما
تا اینجای این نوشته توضیحی بود درباره کلیت سینما و به بخش‌هایی محدود می‌شد که آن را به ‌عنوان وضع سینما در همه جای جهان می‌توان در نظر گرفت، منتها با یک تفاوت اساسی. در کشورهای پیشرفته که در عرصه سینما هم در دنیا صاحب‌نام هستند، به معنای واقعی کلمه، ما با اصناف سینمایی مواجه هستیم؛ جایی که از سال‌ها قبل با برنامه‌ریزی دقیق و بنیادین برای همین روزها چاره‌اندیشی شده است. آنجا از ثروتمندان جامعه مالیات می‌گیرند برای حمایت از اصناف کارگری، اما سلبریتی‌های ثروتمند و مشهور آن کشورها هم خودشان را عضوی از آن صنف می‌دانند. اما تفاوت مهم آن چهره‌های مشهور با نمونه‌های داخلی ما (البته بیشترشان) در این است که در اوضاع و احوالی نظیر آنچه امروز ما با آن مواجه شده‌ایم، آنها وضع اعضای صنف را جست‌وجو می‌کنند تا افراد آسیب‌دیده را زودتر از سایرین مورد حمایت قرار دهند. آنجا شرکت‌های بزرگ فیلمسازی بخش مهمی از درآمد سالانه خود را می‌پردازند تا در روزهای بحرانی برای حمایت از اعضای صنف مورد استفاده قرار گیرد و در نهایت دولت و بخش خصوصی در آن کشورها از مدت‌ها قبل مبالغی را پرداخت کرده‌اند برای چنین مواقعی در حمایت از  اقشار آسیب‌پذیر سینما. 
 
خروجی جلسات 
سال‌های سال است که متولیان امر در کشور ما در عرصه‌های مختلف برای راه‌اندازی اصنافی قدرتمند و کارا کوشیده‌اند. در عمل اما لااقل عرصه‌های فرهنگی و هنری در ایران تا امروز به معنای واقعی کلمه صاحب صنف نشده‌اند که اگر شده بود در چنین شرایطی باید از اعضای خود حمایت می‌کرد. در چند ماه گذشته کدام‌یک از اصناف فعال کشور ما در عرصه فرهنگ و هنر توانسته برای اعضایش کار قابل ‌ذکری انجام دهد؟ چند ماه است که کرونا محکم گلوی فرهنگ و هنر را گرفته و دارد آن را از نفس می‌اندازد. در این روزها به‌جز برگزاری پی‌درپی جلسه‌ها، نشست‌ها، هم‌اندیشی‌ها و سخنرانی‌ها چه کاری برای اصناف فرهنگ و هنر انجام شد که حالا مجبور نباشند سلامتی خود را به خطر بیندازند و بروند و کار را در پروژه‌هایی آغاز کنند که در عمل اصلا امکان رعایت پروتکل در آن وجود ندارد؟
شبنم مقدمی، بازیگر سینما نیز یکی از عوامل جلوی دوربین در آثار تصویری است که با وجود همه مشکلاتی که ممکن است از منظر اقتصادی برایش پیش آید اما مایل است در این وضع، بازی نکند و در خانه بماند. او می‌گوید: «این روزها مشغول هیچ کاری 
نیستم. راستش تصمیم گرفته‌ام حتی با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در هیچ پروژه‌ای حاضر نشوم و در این دوران مدتی در خانه بمانم و کار نکنم. تنها چیزی که در این روزها به آن فکر می‌کنم، آرزویی است که مدام دارم با خودم تکرارش می‌کنم؛ اینکه زودتر این بلا دست از سر انسان ها بردارد  و به طور کامل از میان برود.»
 این در حالی است که اواخر سال قبل و پیش از اینکه کرونا چترش را با همه گستردگی‌اش روی سقف آسمان این کشور باز کند، بنا بود جلسات شورای پروانه ساخت آثار سینمایی برگزار شود و طبیعتا تعدادی متقاضی مجوز آغاز کار در پروژه‌های خود را از معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کنند. 
 
چرا این روزها فیلم می‌سازند؟
کرونا کاسه و کوزه پروژه‌های سینمایی را همانند دیگر عرصه‌ها و آدم‌ها به هم ریخت تا جلسات شورای پروانه ساخت اصلا قبل از پایان سال گذشته دیگر برگزار نشود و کار برای متقاضیان پروانه ساخت در هفته‌های پایانی سال قبل، تمام شود. تعطیلی این شورا تا دهه اول خردادماه سال جاری ادامه پیدا کرد و بالاخره یک روز بعد یعنی 11 خردادماه اولین مجوزهای ساخت آثار سینمایی از سوی شورای صدور پروانه صادر شد.  بر اساس آمار رسمی تا این لحظه با ساخت فیلم از روی ۲۹ فیلمنامه، از سوی شورای پروانه سازمان سینمایی موافقت شده است. کسانی هم که پیشقدم شده‌اند برای ساخت یک اثر سینمایی لزوما جوان و فیلم اولی نیستند و در میان آن‌ها می‌توان کارگردان‌هایی را سراغ گرفت با بیش از 60 سال سن و تعداد قابل‌توجهی فیلم. گویا سینمایی‌ها هم از تنگنای معیشت عبور نکرده و حالا مجبورند، کار را از سربگیرند. 
بنابراین نمی‌توان گفت که فیلم اولی‌ها در این روزها به خاطر ترس از به هم خوردن قرارهایی که با تهیه‌کنندگان‌شان گذاشته‌اند، تصمیم گرفته‌اند خطر ابتلای خود و البته تیم‌شان به کرونا را به جان بخرند و وارد این میدان عجیب ‌و غریب شوند. با کنار هم قرار دادن اوضاع‌ و احوال اصناف مختلف سینمایی، وضعیت شیوع کرونا در کشور و آغاز به کار حدود 30 پروژه سینمایی در کشور شرایط سینما را دقیقا چطور می‌توان تحلیل و بررسی کرد؟ این سوال احتمالا پاسخی دارد که دست‌اندرکاران موضوع دست‌کم می‌بایست به آن فکر کنند...