printlogo


از کارگر ساختمانی‌نما تا زنان خانه‌دارنما!

رضا خراسانی| برخی رسانه‌ای‌های بی‌انصاف تیتر زده بودند «وضعیت بغرنج کارگران ساختمانی که از ابتدایی‌ترین حقوق محرومند». انگاری ما هر روز در کارگاه ساختمانی، شلاق را دور سرمان می‌چرخانیم و فریاد می‌زنیم «کارررر کنید!» و بعد شترق، آن را می‌کوبیم روی پشت آنها که مثل برده‌های عهد یونان و یا مصر باستان! کار می‌کنند و از جای شلاق خون شتک می‌زند روی دیوار! بعد ما مثل دیوانه‌ها قاه‌‌‌قاه می‌خندیم و گوشه چشم‌مان هم برق شیطنت‌آمیزی می‌زند! نه آقا‌جان، این خبرها هم نیست، نهایت اختلاف ما با آنها در این است که ما توی پنت‌هاوس زندگی می‌کنیم، آنها توی یک خانه معمولی، یا یک خانه کوچک معمولی، یا کوچک غیرمعمولی، یا فوقش یک اتاق یا شب‌ها روی پشت‌بام اجاره‌ای 
50 هزار تومنی می‌خوابند یا... والا اختلاف دیگری نداریم. بگذریم، می‌خواستیم از مشکلات بیمه کارگران ساختمانی حرف بزنیم. نمی‌دانم شما می‌دانید عده‌ای در کشور ما وجود دارند که کارگر نیستند اما به دنبال این هستند تا از مزایای کارگر بودن! نظیر «بیمه کارگران ساختمانی» استفاده ‌کنند؟ لابد فکر می‌کنید این عده اگر کارگر واقعی هم نباشند وضع اقتصادی‌شان تعریفی ندارد که دست به «کارگرنمایی» می‌زنند، اما باید خدمت‌تان عرض کنم که در بین آنها افرادی با مشاغلی مثل طلافروش و صاحبان بنگاه‌های مشاور املاک و مشاور خودرو هم هستند! بله، دنیا دار مکافات است، یعنی همان‌طور که یک عده متخصص تقلبی، می‌روند با جعل مدرک خودشان را دکتر - مهندس جا می‌زنند، حالا هم یک عده سعی کرده‌اند خودشان را کارگر ساختمانی جا بزنند که البته لو رفته‌اند. جالب اینکه افراد برای گرفتن بیمه کارگری باید قبل‌اش از سازمان فنی و حرفه‌ای کارت مهارت گرفته‌ باشند تا بتوانند از مزایا و خدمات بیمه کارگران ساختمانی استفاده می‌کنند. فقط کم‌‌‌مانده اصغر فرهادی هم برود و کارت مهارت بگیرد و از مزایای تحت پوشش بیمه کارگران ساختمانی بودن استفاده کند! لابد حالا که طرح بیمه کردن زنان خانه‌دار هم اجرایی‌‌شده، باز عده‌ای از صاحبان مشاغل، چادر و چارقد سر می‌کنند و زن خانه‌دارنما! می‌شوند. علی‌ایحال ما پیشنهاد می‌کنیم برای شناسایی کارگران واقعی از کارگرساختمانی‌نماهایی که می‌خواهند قاچاقی بیمه ‌شوند، آزمون عملی برگزار کنند و در آن، از بیمه‌جو بخواهند بیل بزند، ملات درست کند و چند‌‌ساعتی آجر بالا بیندازد. به این شکل پزشکان و مهندسان و طلافروشان کارگرساختمانی‌نمایی که فرق «تیشه» با «پتک» و «ملات» با «دوغ‌آب» را نمی‌دانند و حتی یک ساعت هم زیر آفتاب پای قر‌قره نایستاده‌اند و دست‌های‌شان یک ترک هم ندارد، مشخص می‌شوند.