اینترنت پدیدهای است که بر پایه ایدئولوژی جهانی شدن، محدودیتهای زمانی و مکانی را از پیش پای ارتباطات برداشته و از این رهگذر مدل متعالی و بیبدیلی موسوم به فضای مجازی برای نوعی زندگی و فعالیت جدید اجتماعی، نمایان کرده است.
به عبارتی، فناوری نوین ارتباطی، فضا و قواعد خاص خود را به مرور بر مناسبات ارتباطی مسلط کرده تا جایی که حتی ساختار و چیدمان پیام، نحوه برجستهسازی و نیز ارائه پیام را دگرگون کرده است.
حوزه روابطعمومی نیز به عنوان مجموعهای با ماهیت ارتباطی نهتنها از این تغییرات دور نیست، بلکه برای بقا و بالندگی سازمان خود، بیش از سایرین نیازمند یادگیری قواعد حاکم بر این فضا برای حضور پررنگ و استفاده مطلوب از مزایای آن در جهت تامین خواستهای سازمان و اقناع جامعه و مخاطبان خویش است.
در این بین همگی بر این باوریم که بخشهای مختلف یک جامعه در عصر اطلاعات در بستر شبکه و فضای مجازی به یکدیگر متصلند و هندسه افکارعمومی متاثر از کنشگری و حضور مخاطبان است و اصحاب رسانه و مجموعه روابطعمومیها، شبکههایی همچون شبکه عصبی پیکره جامعه اطلاعاتی هستند.
تکنولوژیهای نوین ارتباطی تاثیرات بسیار زیادی در نحوه انتقال پیام در درون و برون کشورهای دنیا ایجاد کرده و بهرهمندی از دانش روز، بهویژه در بخش (IT)، در فرهنگ سازمانی روابطعمومی از نقش ارزندهای برخوردار است.
در هنگام بروز بحران، مقابله لازم با شایعات و ابهامات خبری که این روزها بهشدت توسط رسانههای ناهمسو با منافع کشور مطرح است به منظور رفع ناامنی روانی با تصمیمگیریهای سریع و از قبل پیشبینی شده باید انجام پذیرد.
بنابراین روابطعمومیها وظیفه دارند در شرایط بحرانی با برنامهریزیهای قبلی و تشکیل کمیته رسانه بحران به عنوان مدیریتکننده تولید پیام و هماهنگکننده ارتباطات درون و برونسازمانی و همچنین کمک به انجام وظایف و مسئولیتهای خبرنگاران و رسانهها در گردآوری، پردازش و توزیع اطلاعات خبری به حل بحران در جامعه کمک شایانی کنند. قطعا وقتی ابهام در زمینه یک موضوع خاص، بالا و اهمیت زیادی نیز در همان موضوع خاص وجود داشته باشد، شایعه شکل میگیرد و وقتی که یک موضوع همه جامعه را درگیر و هیچکس نتواند نسبت به آن احساس امنیت یا جدایی کند، اهمیت آن موضوع اوج میگیرد.
در این شرایط حساس نقش روابطعمومیها بسیار کلیدی است. اولین رسالت روابطعمومیها در شرایط بحرانی این است که ارتباطات درونسازمانی را به شدت تقویت کنند، به طوری که از همه کانالها و پتانسیلهای ارتباطی از جمله کانال داخلی سازمان، اتوماسیون، نشریه داخلی و پیامک برای تولید محتوا با هدف ارسال پیام درست ایمنی در مورد موضوع بحران به کارکنان و مخاطبان و جامعه بیرونی بهره کافی ببرند.
هرگونه خلل و عدم هماهنگی در اطلاعرسانی موجب سلب اعتماد مردم از سازمانها میشود که در این میان نقش روابط عمومی برای آگاهیبخشی و اعتمادسازی بسیار حایز اهمیت است که میتواند موجبات اطمینان خاطر و رضایت عموم مردم از عملکرد سازمانها شده و جلوی هجمه شایعات را بگیرد.
به صورت عینی میبینیم این روزها راههای مقابله با کرونا و نحوه رعایت بهداشت فردی در همه رسانهها به خوبی دیده میشود، اما حلقه مفقوده مدیریت بحران رسانه در این است که روابطعمومی سازمانها و مراکز درگیر مقابله با کرونا از سوالات ذهن مخاطب که بیشتر از طریق رسانههای برونمرزی به وجود آمده را بدون جواب میگذراند.
رجا واثق دارم هنر مدیر روابطعمومی پیشبرد اهداف سازمان متبوعه و جلب اعتماد مخاطبان درون و برونسازمانی و نباید صرفا برای اجرای اوامر مدیران سازمان و ستودن آنها معطوف شود.
دولتها در جهان به این باور رسیدهاند که امروزه نمیتوانند بهتنهایی به انجام مسئولیتهای مدنی خود در مقابل شهروندان بپردازند و حتما نیاز به بازوهایی قدرتمند به نام روابطعمومی دارند.
براساس «نظریه وابستگی مخاطبان»، رسانهها اهمیت بالایی برای جامعه دارند و افراد بهویژه سازمانها برای انجام برخی از کارکردهای اجتماعی خویش به آنها وابستگی دارند.
هستی و تداوم حیات سازمانها بهویژه مراکز انتفاعی مشتریمحور، منوط به ایجاد رابطه حداکثری با جامعه پیرامونشان هستند و این رابطه از طریق واحدی به نام روابطعمومی برقرار و مدیریت شده و از طریق رسانهها اطلاعرسانی میشود. روابطعمومیها میتوانند برای موجآفرینی و اجرای انواع کمپینهای ارتباطی، تبلیغاتی، تقویت برند و آگاهیبخشی ارزش سازمانی، ارتقاء خدمات یا نام و نشان سازمان خود از آن بهره بیشتری ببرند.
در نهایت چون شتاب تغییرات در حوزه ارتباطات فوقالعاده بالاست، لذا روابطعمومیها لاجرم باید در دنیای کنونی و بدون محدودیت در فضای مجازی برای اعتبار سازمانشان حضور جدی و پررنگ داشته و باید تلاش مضاعفی کنند.