
به عنوان کسی که مخاطب رسانه بخصوص آنهایی که مرتبط با مقوله هنرند، هستم معتقدم به لحاظ علمی هر چقدر رسانه ریشهدارتر باشد نشاندهنده آگاهی بالای فعالان در آن است. در موسیقی ما هنوز خیلی از قطعات به نت نگاشته نشده و جای خالی آنها در فضای موسیقی کشور بهشدت احساس میشود، از آهنگهای محلی گرفته تا نغمهها و آوازهایی که در مناطق مختلف کشور وجود دارد. در مقوله موسیقی ما نیازمند رسانهای هستیم که از قواعد جهانی علم موسیقی استفاده کرده باشد، همانطور که در سایر موضوعات و عرصهها اینچنین است. اگر در علم پزشکی یا اقتصاد، یک دانشمند آمریکایی یا اروپایی به کشف یا اختراعی رسید، این اختراع یا کشف متعلق به همه جهانیان است. در مقوله رسانه و شناخت آن و همچنین علم رسانه هم باید از تمام ظرفیتهای موجود استفاده کرد. برای اینکه وضعیت مطالعه و در معنای وسیع، رسانه بهتر شود باید یک دید روانشناسانه و جامعهشناسانه داشت. ما باید جامعه خود را بشناسیم و بدانیم چگونه میتوانیم این نیروها را به سمت مطالعه بکشانیم. من موسیقیدان هم باید مردم کشورم را در مقوله موسیقی به راه درست رهنمون کنم. از طرفی سوق به سمت هنر با شناخت صورت میگیرد و رسانهها میتوانند به خوبی روی این مقوله کار کنند. توصیه من به دوستانی که در زمینه موسیقی مشغول کار و فعالیت هستند این است که آگاهی خود را بالاتر ببرند. موزیسینهایی حرفهای در کشور ما وجود دارند که راجع به موسیقی نواحی مناطق کشورمان اطلاعی ندارند. عدهای از این دوستان، موسیقی ایرانی را صرفا ردیف میدانند و نواحی مختلف کرد، لر، ترک، بلوچ، خراسان و... را مدنظر قرار نمیدهند. در حالی که از سیستان تا ترکمنصحرا جزیی از موسیقی ایران هستند و ما به عنوان موسیقیدان ایرانی وظیفه داریم تمامی آنها را بشناسیم و بشناسانیم. اینجاست که نقش رسانه روشن میگردد و رسانه به یکی از عالیترین راهها برای شناساندن این موسیقی به مردم و حتی خود موزیسینها تبدیل میشود. مردم ایران علاقهمند به علم و تحقیق هستند و به آگاهی عشق میورزند، با این وجود راه درست برای رسیدن به این هدف را نیک نمیدانند. مردم هنوز با تفکر به مقوله هنر نگاه نمیکنند. در نظر بگیرید که سالانه در همین شهر تهران چند نمایشگاه نقاشی برگزار میشود که مردم از آنها استفاده کافی را نمیکنند. سالن کنسرت کسانی لبریز از جمعیت میشود که شهرت دارند و مردم تنها برای اینکه بگویند به کنسرت فلانی رفتهایم در آنها شرکت میکنند. مردم ایران باید در این عرصهها قدری جدیتر و آگاهانهتر عمل کنند. ارگانهای مربوط هم باید راههایی را پیدا کنند تا به نحوه آشتی دادن مردم با تحقیق، آگاهی و رسانه پی ببرند. در پایان باید بگویم این وظیفه امثال ما است که به مردم کشورمان خوراک خوب برای مصرف روحیشان دهیم.