printlogo


ایده‌هایی برای اشتغال‌زایی زنان سرپرست خانوار
فاطمه علی اصغر

آلفونس ابری، زاغ و روباه، شازده کوچولو، ماهی سیاه کوچولو و کوتی‌کوتی جان می‌گیرند روی کیف‌هایی با پارچه جودون اصفهان. نه‌تنها شخصیت‌های داستانی کتاب‌های کودکی‌هایمان، بلکه تصاویر مجموعه عشق احمدرضا احمدی و تصویرگرانی چون نازنین عباسی، نازلی تحویلی و تصاویر کتاب نازنین آیگانی و هدا حدادی، عجایب‌المخلوقات زکریای قزوینی، طرح یوزپلنگ ایرانی و نقاشی‌های صلح پیکاسو به همت او روی شانه‌هایمان نشسته و با ما به هرکجا  می‌آیند. حالا این کیف‌ها جایگاه خودشان را در دنیای برندها پیدا کرده‌اند. شکوه حاج‌نصرالله خالق این کیف‌هاست. زنی که مکانیک جامدات خواند، عاشق ادبیات کودک شد و بعد برای کمک به زنان سرپرست خانوار، کارآفرین. حالا زنان و کودکان این تعاونی او را «خاله شکوه» می‌خوانند؛ زنی با رویاهای بزرگ در جریان خروشان زندگی.
زندگی خاله شکوه
خاله شکوه متولد سال 1337 است و زادگاهش شهر ری: «ریشه‌ام در ری است و دلتنگی‌هایم را در آنجا جست‌وجو می‌کنم.» او دوران دبستان تا اول متوسطه را در شهر ری می‌گذراند و از دوم متوسطه با همت و فداکاری مادرش به دبیرستان هدف می‌رود. در دانشگاه رشته مهندسی مکانیک جامدات می‌خواند و خیلی زود وارد دنیای کار و اجتماع می‌شود: «حدود یک دهه در مدرسه‌های تهران ریاضی، جبر و هندسه تدریس کردم. آموزش نرم‌افزارهای تخصصی و آتلیه نقشه‌کشی دستی در مراکز مطرح تولیدی کشور را به آتلیه نقشه‌کشی با اتوکد تغییر دادم. پس از آن در حوزه برنامه‌نویسی کار را شروع کردم. همیشه دوست داشتم یاد بگیرم و یاد بدهم؛ برای همین خواندن و تدریس در زندگی‌ام نقش ویژه‌ای داشته.»  اما آنچه او را به خودی که دوست دارد نزدیک می‌کند زمانی است که با شورای کتاب کودک آشنا می‌شود: «چند سالی از آشنایی‌ام با ادبیات کودک گذشته بود که کار نقد کتاب کودک را آغاز کردم و به‌تدریج از مدیر تکنیکال و آموزش شرکت‌های کامپیوتری و برنامه‌نویسی دور شدم و کار حرفه‌ای در حوزه ادبیات کودک را شروع کردم. منتقد و پژوهشگر و مدرس در حوزه ادبیات کودک و نوجوان شدم و همزمان با فعالیت در حوزه ادبیات کودک یک دهه در موضوع محیط‌زیست کار پژوهشی انجام دادم.»
او عضو شورای کتاب کودک و داوری فهرست لاک‌پشت پرنده است. سه جلد کتاب در حوزه تاریخ نوشته؛ دو جلد اول از مجموعه فکر ایرانی که از سپیده‌دم اندیشه تا پایان دوران ساسانیان است و یک جلد کتاب با عنوان «سرگذشت نجوم در ایران». حالا پس از گذراندن فرازونشیب‌های زندگی، مهم‌ترین فراز زندگی‌اش را مادرش می‌داند: «مادرم در مصائب زندگی چراغ راهم بود. زنی توانا که دوشادوش پدر کشاورزم برای تامین خانواده خیاطی کرد و بذر رویاهای بزرگ را در دل فرزندانش کاشت.»
داستان راه‌اندازی تعاونی زنان
خاله شکوه اما در جستجوی رویاهای دیگری هم هست. از سال 1387، یعنی از زمانی که موسسه خیریه و نیکوکاری «مهرپروین» جواز فعالیت گرفت، به درخواست موسسان به آن‌ پیوست: «آن‌ها از من خواستند برای فعال کردن موسسه با آن‌ها همکاری کنم. گروه هدف این موسسه زنان سرپرست خانوار هستند که فرزند دانش‌آموز دارند.» وقتی به این موسسه می‌پیوندد: «اولین فکری که به نظرم رسید این بود که علاوه بر زنان باید به کودکان به‌ویژه در دوران پیش از دبستان توجه کنیم. از این رو با کمک دوستان شورای کتاب کودک کارگاه‌هایی برای کودکان 3 تا 15 سال طراحی و برگزار کردیم. این کارگاه‌ها تاثیر زیادی در جذب اهالی منطقه طرشت به خیریه مهرپروین داشت.» پس از دو سال با توجه به مشکلات مالی زنان، به این نتیجه می‌رسد که باید شرایطی به وجود آید تا زنان بتوانند درآمد داشته باشند: «از این رو تعاونی زنان مهرپروین به صورت آزمایشی تاسیس شد. اعضای اولیه تعاونی بیشتر از اهالی محله طرشت بودند اما با گذشت زمان، زنان دیگری از نقاط مختلف شهر به ما پیوستند.»
در این تعاونی تاکنون بیش از 60 نفر عضو شده‌اند و از یک تا 6 سال در آن فعالیت کرده‌اند: «نخستین هدف تعاونی این بود که اعضا خود را باور کنند. اعتمادبه‌نفسشان تقویت شود تا بتوانند با مشکلاتشان دست‌وپنجه نرم کنند. به همین دلیل اعضا در حین انجام کار با مهارت‌های زندگی آشنا شدند و کتاب خواندند. زنانی هم در کارگاه خواندن و نوشتن شرکت کردند؛ زنانی که امید است در آینده نویسنده شوند.»
چگونه یک نام معروف شد
این زن کارآفرین از روزهایی می‌گوید که در تعاونی به روی کسانی که حتی دوخت‌ودوز بلد نبودند، باز بود: «بیشتر اعضا هنگام پیوستن به تعاونی کاری بلد نبودند اما با گذشت زمان و البته شوق و تلاش خودشان استادکار می‌شدند. هر عضو پس از مدتی متوجه می‌شد که توانایی‌های بسیاری دارد.»
روزهای تعاونی در خیریه مهرپروین دوشنبه‌ها بود: «در این روز اعضای تعاونی یکی‌یکی از راه‌های دور و نزدیک می‌آمدند و کارهایشان را تحویل می‌دادند و کار تحویل می‌گرفتند. اگر سفارش زیاد و فوری بود تعداد دفعاتی که به تعاونی می‌آمدند بیشتر بود. در تعاونی هر هفته سفره‌ای پهن می‌شد و همگی همزمان با خوردن، می‌گفتیم و می‌خندیدیم و سفره دلمان را برای هم باز می‌کردیم و تولد اعضا را جشن می‌گرفتیم.»
تلاش و کوشش جمعی موجب شد تولیدات تعاونی مهرپروین بسیار باکیفیت شود. کیفیت محصولات براساس مواد اولیه تولیدشده در ایران و همچنین دوستدار محیط‌زیست تعریف شده بود: «به‌طور مثال برای تولید کیف‌ها از پارچه جودون اصفهان استفاده می‌شد. این‌گونه بود که تولیدات تعاونی مهرپروین به یک نام (برند) تبدیل شد.»
رویایم، بیمه زنان تعاونی است
«با مشاهده مشکلات مالی زنانی که به موسسه مهرپروین می‌آمدند، به کارآفرینی روی آوردم. می‌خواستم به زنان سرپرست خانوار کمک کنم خودشان را باور کنند و استقلال مالی داشته باشند. کمک به زنانی که توانایی‌های بسیاری دارند اما تاکنون شرایط بروز آن را نداشته‌اند. کمک به زنان تا فرزندشان به آنان افتخار کنند، چون خودم از کودکی و تا آخر عمر به مادرم افتخار می‌کردم و خواهم کرد.» او مهم‌ترین دستاورد خود را، در روزهایی که بر او گذشته، تغییر زندگی زنانی می‌داند که به خودشان باور نداشته‌اند: «زنان عضو تعاونی مهرپروین در رهگذر کارآفرینی فرهنگی، خود و دیگران را شناختند و راه و رسم برقراری ارتباط با دیگران را آموختند. آن‌ها این مهارت‌ها را در کوران کار جمعی و فعالیت‌های فرهنگی به دست آوردند.» بودن و کار کردن با اعضای تعاونی یکی از شیرین‌ترین و بهترین تجربه‌های زندگی خاله شکوه است. او می‌گوید: «از شما اعضای تعاونی مهرپروین سپاسگزارم برای اینکه اجازه دادید با شما همراه شوم، و از خانم اشرف وکالتی که پابه‌پای من برای پیشبرد کار تولید و توزیع محصولات تعاونی کوشید.»
رویای او تاسیس شرکت تعاونی تولید و توزیع است که زنان عضوش بیمه شده و حقوق ثابتی داشته باشند: «امیدوارم در این تعاونی نیازهای آموزشی، فرهنگی و تفریحی زنان عضو و فرزندانشان تامین شود و تولیدات این تعاونی در راستای تقویت بازار کتاب کودک و نوجوان و ترویج کتاب‌خوانی باشد.»