احتمال موفقیت در درمان، بدون آنکه پزشک با بیمار همکلام شود، پایین است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته میبینیم که به بیمار بهعنوان عضوی از تیم درمان نگاه میکنند. در این شیوه درمان علمی، پزشک تلاش میکند ضمن همکلامی و گفتوگو با بیمار، منشا اصلی بیماری را تشخیص دهد و متعاقب آن، بهترین شیوه درمان را انتخاب کند. در این کشورها مرسوم است که راههای مختلف درمان و عوارض احتمالی آن کاملا به بیمار توضیح داده میشود تا پزشک و بیمار، هردو با علم و آگاهی، بهترین مسیر درمان را انتخاب کنند.
در کشور ما چنین نگاهی کمتر رایج است. اغلب پزشکان نگاهی پدرسالارانه به بیمار دارند و حتی گاهی بدون مشورت با بیمار، روش درمانی را تجویز میکنند. البته شاید همان روش درمانی که پزشک انتخاب میکند، بهترین شیوه درمان در آن مقطع خاص باشد، اما صحبت اینجاست که جزئیات آن روش درمانی و تبعات احتمالی آن باید به اطلاع بیمار برسد.
از سوی دیگر، پزشک و خانواده بیمار هم باید این حق را برای بیمار قائل باشند که خود بیمار از نوع دقیق بیماریاش آگاه باشد. متاسفانه گاهی شاهد هستیم که به دلایل مختلف، این حق ذاتی بیمار از او سلب میشود. طبیعی است که وقتی بیمار از نوع بیماری و نحوه درمانش آگاه نباشد، ناخودآگاه سطح اعتماد بین پزشک و بیمار پایین میآید.
باید در نظر داشت که یکی از عمده پیشنیازهای موفقیت در فرآیند درمان، وجود اعتماد بین پزشک و بیمار است. حال اگر به هر دلیلی، این اعتماد دچار خدشه شود، ناخودآگاه بر فرایند درمان تاثیر منفی خواهد گذاشت.
شرححال گرفتن از بیمار، جویا شدن از سبک زندگی او و نداشتن رابطه مالی بین پزشک و بیمار، مولفههای مهمی هستند که رعایت آنها در بسیاری از کشورهای توسعهیافته موجب شده سطح اعتماد بین بیمار و پزشک ارتقا یابد. بدیهی است که در چنین شرایطی، حرمت پزشک و بیمار کاملا حفظ خواهد شد و درمان علمی بیمار تحت تاثیر حواشی و دلخوریهای احتمالی قرار نخواهد گرفت.