printlogo


گفتار دو
نقش تامین‌اجتماعی در تعدیل فقر
فرخ ملکوندفرد؛ مشاور مدیرعامل سازمان تامین‌اجتماعی

یکی از مهم‌ترین سوال‌هایی که همیشه مطرح بوده، نقش سازمان تامین‌اجتماعی در فرایند فقرزدایی است. روشن است که سازمان تامین‌اجتماعی در قلمرو بازتوزیعی فعالیت دارد و به موازات اشتغال، حرکت می‌کند. در مواقعی که نیروهای شاغل به تبع بیماری یا حوادث ناشی از کار و سالمندی و... از کار خود منفک می‌شوند به نسبت مشارکتی که در پرداخت حق‌بیمه داشته‌اند و سهمی که دولت و کارفرمایان متقبل شده‌اند، از حمایت‌های تعریف‌شده تامین‌اجتماعی از بیمه‌شدگان بهره‌مند می‌شود. اساس این حمایت‌ها طبق مزایای تعریف‌شده معین (DB) است. مزایای معین‌شده قواعد و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد که شامل نرخ پشتیبانی شاخص‌های برقراری است. آنچه باید بر آن تاکید شود، این است که حمایت‌های سازمان تامین‌اجتماعی تمام هزینه‌های زندگی افراد را پوشش نمی‌دهد. تا آنجا که آمارها نشان می‌دهد، اکثر بازنشسته‌های تامین‌اجتماعی دچار فقر نسبی هستند و تامین‌اجتماعی هم قادر نیست متناسب با حقوق دوران اشتغال، از افراد حمایت کند. در حقیقت سازمان تامین‌اجتماعی از توسعه کشور اثرپذیر است، یعنی آنجا که تولید ناخالص داخلی افزایش می‌یابد و کشور به سمت توسعه‌یافتگی حرکت می‌کند، نظام بازتوزیعی هم متحول می‌شود. جالب است بدانید سازمان تامین‌اجتماعی بین 4 تا 8 برابر آورده افراد را به آن‌ها باز می‌گرداند. چه به‌لحاظ تئوریک و چه به‌لحاظ عملیاتی، این رابطه دلایل مشخصی دارد. نیروهای کار طی سی سال، ۱۸درصد دستمزد را به سازمان تامین‌اجتماعی پرداخت می‌کنند، اما در خوش‌بینانه‌ترین حالت سازمان تامین‌اجتماعی به‌دلیل کاهش قدرت خرید افراد 5/4سال دستمزد دریافت کرده است. دلیل این ناتوانی کمتر‌بودن نرخ بازگشت سرمایه از نرخ سرمایه است. سازمان تامین‌اجتماعی هرگز نتوانسته از راه‌های مشروع نرخ بازگشت سرمایه را از تورم جلوتر ببرد. صندوق‌هایی شبیه تامین‌اجتماعی به‌طور قطع باید تابع سیاست‌های پولی و مالی کشور باشند و نباید از رانت‌های توزیعی تشدیدکننده فقر استفاده کنند. سازمان تامین‌اجتماعی به‌طور میانگین حدود ۲۲سال حق‌بیمه دریافت می‌کند، اما از آن‌سو باید ۲۲ تا ۳۹ سال به مستمری‌بگیران پرداخت کند. یعنی در حالی که باید روی کاغذ ارزش منابع بیمه‌شدگان ۴ برابر بیشتر شود، به‌دلیل کاهش ارزش دستمزد، پرداختی‌ها تا ۸ برابر افزایش می‌یابد. یعنی در نظام DB، ۸ برابر نرخ حق‌بیمه، مستمری پرداخت می‌شود، اما باز هم فقر مرتفع نمی‌شود. در مجموع عرصه‌ای که ارزش دستمزدها و حق‌بیمه‌های پرداختی به تامین‌اجتماعی را از بین می‌برد پهنه اقتصادی است. پهنه اقتصادی ایران در زمینه توسعه، توان پوشش حوزه بازتوزیعی را ندارد. سازمان تامین‌اجتماعی نهاد بازتوزیعی خاصی است که به تبع نظام اقتصادی کشور فعالیت می‌کند و بیش از آنکه در رفع فقر منشأ اثر باشد در تعدیل فقر نقش دارد.