printlogo


بار فنی کم، سرشار از حاشیه
دربی91 هم تمام شد و غیر از 20دقیقه ابتدایی و قبل از وقوع پنالتی برای استقلال، در کمتر دقایقی از بار فنی برخوردار بود. هر دو مربی بعد از اتمام بازی، تیم‌شان را تیم برتر میدان خواندند، اما چیزی که ما در طول 90دقیقه دیدیم، رخوت، بی‌برنامگی و اشتباهات زیاد بود. با این حال دربی، قواعد خاص خودش را دارد و در نهایت آنچه از آن در یاد می‌ماند، نتیجه است. پرسپولیس با اندکی خوش‌اقبالی مجددا موفق به شکست استقلال شد، در حالی ‌که در نیمه اول زیر سایه تاکتیک استراماچونی محو شده بود و در نیمه دوم موفق شد برتری‌اش را در زمین پیاده کند.
علی سلطانی

غافلگیرکننده، مثل 1-6-3
استقلال استراماچونی را همیشه با ترکیب 1-3-2-4 در میدان دیده بودیم، اما مربی تیزهوش ایتالیایی که از میزان تاثیرگذاری وینگرها و هافبک‌های تهاجمی پرسپولیس خبر داشت، در این دیدار سورپرایزش را رو کرد و با ترکیب 1-6-3 به مصاف کالدرون رفت. خاصیت این چینش جدید چه بود؟ تجمع و فشردگی هافبک‌های جنگنده استقلال در میانه میدان، ابتکارعمل را از پرسپولیس گرفت، ارتباط بین خطوط مختلف این تیم را قطع کرد و باعث شد بازی به‌شکل محسوسی یک‌طرفه شود. تا دقیقه20 بازی، استقلالی‌ها در چرخاندن توپ در زمین موفق‌تر بودند و حتی چند حمله جدی و چند خطر نیمه‌جدی روی دروازه پرسپولیس ایجاد کردند که این حملات با عملکرد مطمئن بیرانوند و بی‌دقتی استقلالی‌ها در حمله دفع شد. این برتری آن‌قدر ادامه پیدا کرد که در دقیقه27 بازی، به یک پنالتی مشکوک برای استقلال منجر شد. از آنجایی که در مسابقات این‌چنینی روحیه بر مسائل فنی چیرگی دارد، مهار ضربه پنالتی علی کریمی توسط بیرانوند، ورق را به سود سرخ‌ها برگرداند. کابوس بازی قبلی برای استقلال تکرار شده بود: از دست دادن یک پنالتی در میانه‌های بازی! 
 
بدون تاکتیک، اما جنگنده
کالدرون بعد از رودست تاکتیکی‌ که از همتای ایتالیایی‌اش خورده بود، برنامه‌ای برای فرار از مخمصه نداشت و آن پنالتی مشکوک بود که به دادش رسید. بعد از پنالتی، شیرازه روحی استقلال از هم پاشید و پرسپولیس توانست از زیر سایه استقلال خارج شود و میانه میدان را از آن خود کند. برتری ناگهانی پرسپولیس در میانه میدان دلیل دیگری هم داشت: افت روحیه علی کریمی بعد از خراب‌کردن پنالتی و عملکرد ضعیفش در خط‌ میانی. هوشمندی تاکتیکی کالدرون در این نیمه معطوف به شناخت مهم‌ترین نقطه‌ضعف استقلال در خط دفاع بود: عارف غلامی. به‌محض آشکارشدن ضعف غلامی در دفاع، بیشتر حملات پرسپولیس از آن منطقه پایه‌ریزی شد و چه‌بسا اگر به‌جای «براندائو»ی ضعیف و ناتوان، اگر بازیکن دیگری در خط حمله پرسپولیس بود، قرمزها حداقل با یک گل به رختکن می‌رفتند، اما این بازیکن خارجی مثل تمام مهاجمان خارجی‌ پرسپولیس در یک دهه اخیر، کوچک‌ترین حرکت موثری در زمین انجام نداد و عملا باعث شده بود پرسپولیس با 10بازیکن در زمین بازی کند.
 
نیمه دوم: رستاخیز پرسپولیس
افت روحی استقلال به نیمه دوم هم کشیده بود، استراماچونی هرقدر برای نیمه اول برنامه داشت، در نیمه دوم، بدون برنامه تیمش را به میدان فرستاد و حتی موفق به ریکاوری روحی بازیکنان تیمش هم نشد. در آن سوی میدان، کالدرون باتجربه به‌خوبی نقاط‌ضعف تیمش را شناخته بود و خیلی سریع اقدام به تعویض مهره‌های بی‌ثمرش کرد. ابتدا «بشار رسن» آماده را جایگزین شیری کرد، بعد فرشاد احمدزاده را به‌جای «براندائو» به زمین فرستاد و نهایتا با تعویض «مهدی عبدی»، تیر خلاص را به استقلال نیمه‌جان نیمه دوم زد. حضور احمدزاده و رسن باعث افزایش تجربه در ترکیب پرسپولیس شد. آن‌ها در نیمه دوم هم اگرچه برنامه هوشمندانه‌ای برای حمله نداشتند، اما لااقل افسار کار را در دست گرفته بودند و به استقلال اجازه خودنمایی نمی‌دادند. چند اقدام جدی پرسپولیس برای حمله، سرانجام در دقیقه81 به نتیجه رسید. این بار هم اشتباه عارف غلامی باعث نفوذ راحت عبدی جوان به محوطه جریمه استقلال و بازشدن دروازه این تیم با کمک حسینی شد. 15دقیقه پایانی بازی (با احتساب وقت‌های تلف‌شده) می‌توانست سرشار از حملات زهردار استقلال باشد. اما بازی احساسی و عصبی این تیم باعث شد، بازی مطابق میل قرمزها جلو برود؛ سرشار از توقف و درگیری. در جریان این درگیری‌ها علی کریمی از بازی اخراج شد و بخش مهمی از زمان مفید بازی هم به درگیری ایجاد شده توسط یزدانی گذشت و انرژی انباشته‌شده برای جبران بازی توسط استقلال، صرف حاشیه و دعوا شد تا پرسپولیس با زیرکی، سه امتیاز بسیار مهم از این دیدار بگیرد.