براساس گزارشهای منتشرشده از سوی سازمان ملل متحد، میزان وابستگی سالخوردگان در سراسر جهان _ نسبت افرادی که بالای 65سال دارند بهازای هر 100نفر که در سن 15 تا 65 قرار دارند_ طی سالهای اخیر روبه افزایش است. سازمان ملل متحد در این زمینه اعلام کرده، این نسبت در سال 2005میلادی رقمی معادل 3/11درصد بوده که اکنون با گذشت تنها 13سال، رشدی معادل 7/0درصد داشته و به حدود 12درصد رسیده است. نکته نگرانکننده برای مدیران و مسئولان این نهاد بینالمللی روند روبه رشد وابستگی سالخوردگان است بهصورتی که برآورد کردهاند این درصد تا سال2030 به حدود 18درصد خواهد رسید و قطعا اقتصاد بینالمللی تحتتاثیر قرار خواهد گرفت. ممکن است فعلا در این زمینه تغییرات معناداری در سطح جوامع نداشته باشیم، اما واقعیت امر این است که تغییر زیرپوستی این نسبت قطعا رفتهرفته زندگی تکتک ما را از نظر مراقبتهای بهداشتی، اقتصاد، حملونقل و از همه مهمتر تامیناجتماعی تحتتاثیر قرار میدهد، اما بهراستی چرا باید نگران این روند باشیم.
هزینه سربار در سازمانهای بهداشتی
آن طور که کارشناسان سازمان بهداشت جهانی برآورد کردهاند تعداد افراد بالای 65سال اگرچه نزدیک به 524میلیون نفر در سال 2010 برآورد شده، اما آن طور که کارشناسان معتقدند، این رقم بالاتر از مجموعه اعلام بوده و بدون تردید تا هفت سال آینده به بیش از سه برابر افزایش خواهد یافت. این گروه تاکید دارد، اگرچه رشد جمعیت مسن جهان با توجه به توسعه سیستم بهداشت و درمان نگرانکننده نیست، اما در مجموع بروز بیماریهایی از جمله بیماریهای عفونی و زوال عقل در کشورهای توسعهیافته میتواند هزینههای قابلتوجهی به اقتصاد آنها تحمیل کند و از سوی دیگر در کشورهای کمتر توسعهیافته بیماریهای فشارخون، سرطان، بیماریهای قلبی با توجه به تغییر هرم سنی جامعه افزایش خواهد یافت. چنین شرایطی بدون تردید میتواند سیستم بهداشت و درمان و البته نظام تامیناجتماعی کشورهای موردنظر را تحتتاثیر قرار داده و در نهایت هزینههای هنگفتی را هم به آنها تحمیل کند.
صندوقهای بازنشستگی در آستانه بحران
در همین حال، برخی اقتصاددانها با اشاره به متزلزل بودن سیستم اقتصادی سراسر جهان، میگویند: «افزایش تعداد بازنشستگان در دهکده جهانی احتمال ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی را توسعه داده و میتواند دردسرهای قابلتوجهی در کشورهای کمتر توسعهیافته ایجاد کند.» این گروه تاکید دارد، برای درک بهتر چالشهای پیش رو میتوان اینگونه فرض کرد که اگر یک بحران اقتصادی دیگر مثل سال 2008میلادی در جهان تکرار شود _که البته دور از انتظار هم نیست_ قطعا میزان درآمدهای صندوقهای بازنشستگی بسیار کم خواهد بود این در حالی است که در همین دوره تعهد صندوقها بیشتر شده است. البته این اقتصاددانها تاکید دارند: مشکل زمانی ایجاد میشود که سالمندان درآمدی نداشته باشند و صندوقهای بازنشستگی هم نتوانند به تعهدات قانونی خود عمل کنند، اینجاست که فقر در میان سالمندان همهگیر شده و تقریبا پنج برابر سایر بخشهای جامعه تبعات به همراه دارد.
مُسکنی کوتاهمدت
شاید بررسیها و انتشار اخبار مربوط به اثرات منفی پیرشدن جمعیت جهان در دهکده جهانی باعث شده دولتها همواره بهدنبال ارائه راهکارهایی در این زمینه باشند، اما ظاهرا تاکنون کاری بهجز به تعویق انداختن ظهور تبعات منفی این رویه نتوانستهاند انجام دهند. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته شاید این نگرانی باعث شده دولتمردان بهجای اینکه برای رفع مشکل، برنامهریزی دقیقی ارائه کنند با افزایش سن بازنشستگی دائم مسکن به جامعه تزریق کردهاند، چون با این کار حداقل برای یک دوره کوتاهمدت ظهور مشکلات را به تعویق میاندازند. بهعنوان مثال، در ایالاتمتحده آمریکا آمارها بیانگر این نکته است که نرخ امید به زندگی اکنون حدود 78سال است و سن بازنشستگی 66سال تعیین شده است. کارشناسان و تحلیلگران بازار کار در اینباره تاکید دارند: اتخاذ چنین سیاستهایی مانع از بروز چالش نخواهد بود، بلکه فقط بحران را به تعویق میاندازد و سالخوردگان چارهای جز روبهروشدن با موضوع بازنشستگی نخواهند داشت.