«سارا جین آدامز» یک زمینشناس، تاجر جواهرات و الماسشناس حرفهای است. او در جستوجوی سنگهای قیمتی و الهامگرفتن از عتیقهها، در جهان سفر میکند. سال2014، هنگامی که او پنجاهونه سال داشت و یک کاپشن قرمز آدیداس به تن کرده بود، دخترش عکسی از او گرفت، آن را در اینستاگرام گذاشت و زیر آن به استایل زیبای مادرش اشاره کرد. از آنجا بود که «سارا ج. آدامز» در کانون توجه قرار گرفت و صفحهاش توسط مطبوعات، کمپینها و صفحات عکاسی دنبال شد. سارا یک جایگزین هیجانانگیز به زنان سالخورده پیشنهاد میکند؛ اینکه آنان نسبت به انتظارات جامعه درباره رفتار و لباس پوشیدنشان بیاعتنا باشند. او همیشه لباسهای جالبی را با یکدیگر ترکیب میکند، رنگهای شاد میپوشد، جورابهای فانتزی، زیورآلات، کلاه و روسریهای مختلفی به تن میکند و در یک کلام، خطکشیهای مربوط به سن را دستکم در هیأت ظاهریاش زیر پا میگذارد. او مینویسد: «سبک و سیاق من، طبق تجربیاتی که داشتهام، جاهایی که بودهام و مردمی که دیدهام، شکل گرفته است. وقتی به سرزمینهای دوردست سفر کردم، فهمیدم مردم جهان بهدنبال زیبایی و معنا میگردند؛ در حالی که من شیفته نمادهایی بودم که در جواهرات هر نقطهای از دنیا مییافتم. در سفرها چیزهای مختلفی را جمع میکردم و برای تامین مالی خود، سنگهای ارزشمند را مبادله میکردم، میخریدم، میفروختم و اطلاعات بیشتری را درباره این بازرگانی جمعآوری میکردم. من به همه سازندگان و هنرمندانی که معنای زیبایی و پوشیدنیها را دریافتهاند، احترام میگذارم. من دوست دارم تکههای مختلفی از مراحل زندگیام را با هم ترکیب کنم. سن شناسنامهای من، چه ربطی به چگونه لباس پوشیدنم دارد؟ لباس ما درواقع پوستِ دوم ماست. درون لباسهایم و درون بدنم، من هیچ سنی ندارم.»
سارا در همین سنوسالی که دارد، بهواسطه برندهای بزرگی که سراغش آمدهاند، خودش را باز شناخته است. برندها به معانیِ عجیب و جذابی که استایل او دارد، جذب شدهاند. در این میان، تفاوت اصلی «سارا ج. آدامز» با دیگران، در یک چیز است: سن. در جهانی که همه، افزایش سن را معمولا تقبیح میکنند، سارا هر چیزِ مربوط به آن را جشن میگیرد؛ او چروکهای صورتش را به ستارههای یک ژنرال تشبیه کرده و میگوید که با افتخار آنها را میپوشد.